سخنان محمد البرادعی، معاون رئیسجمهور اسبق مصر و رئیس پیشین آژانس بینالمللی انرژی اتمی، هشداری جدی و نگرانکننده درباره وضعیت ناپایدار جهان عرب در تقابل با تحولات اخیر منطقه است. البرادعی در صفحه اجتماعی خود به صراحت بیان کرد که دردناک و جانکاه است که کشورهای عربی، با وجود اینکه مستقیماً از پیامدهای جنگ جاری آمریکا و اسرائیل علیه ایران آسیب میبینند و خواهند دید، در غیاب هرگونه چشمانداز راهبردی واحد، همچون مهرههای شطرنج مورد بهرهکشی و باجخواهی قرار میگیرند. او پیشتر نیز با انتقاد تند از رویکرد فعلی، به تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به درگیریها اشاره کرد و گفت که جنگی که توسط «یک مرد دیوانه» و فردی تحت تعقیب دیوان کیفری بینالمللی آغاز شده، اکنون با تماسهای تلفنی به دنبال راهفرار است، در حالی که کشورهای منطقه بدون آگاهی کامل در این ماجرا گرفتار شدهاند.
تحلیل وضعیت نشان میدهد که این انتقادات ریشه در یک بیثباتی عمیق در سیاستهای خارجی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس دارد. کشورهای عربی به جای آنکه با اتکا به هویت اسلامی و همکیشی خود، جانب ملت مسلمان و در مقابل متجاوزان بایستند، خود را در دامان سیاستمدارانی چون ترامپ و نتانیاهو انداختهاند. این بزرگترین خیانت استراتژیک در عصر حاضر است که حکام عرب مرتکب شدهاند. آنها گمان میکردند با باجدهی، سرازیر کردن دالرهای نفتی به پای آمریکا و پیوستن به توافقهای آبراهام، میتوانند امنیت پایدار برای خود به ارمغان آورند، اما غافل از این بودند که ایالات متحده، منافع خود را مقدم بر تمامیت ارضی و منافع حیاتی دیگران میداند و آنها را صرفاً ابزارهایی برای منازعات سیاسی خود تلقی میکند. تهدید اخیر ترامپ مبنی بر ویران کردن عمان در صورت تلاش برای کنترل تنگه هرمز، تنها یکی از مصادیق بارز این نگاه ابزاری و استثمارگرانه است که نشان میدهد امنیت منطقه به هیچ وجه در اولویت واشنگتن نیست.
اکنون فرصت محدودی باقی است تا کشورهای عرب به خود بیایند و سیاستهای غلط خویش را بازنگری کنند. ادامه مسیر دشمنی با ایران و حمایت کورکورانه از ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، راه به جایی نخواهد برد و تنها منجر به فروپاشی بیشتر امنیت و استقلال این کشورها خواهد شد. حکام عرب نه تنها در پیشگاه ملتهای خویش که از روزهای اولیه این سیاستها منتقد بودهاند، بلکه در پیشگاه تاریخ و دین نیز مسئولیت سنگینی بر دوش دارند. آنها با دست بیعت دادن با یهود و متحدان غربیاش، در مقابل کشوری که از اسلام و مسلمین دفاع میکند، دسیسه میکنند. این همپیمانی ناعادلانه، نه تنها باعث منزوی شدن سیاسی کشورهای عربی شده، بلکه آنها را به کانون تهدیدهای نظامی و اقتصادی تبدیل کرده است.
پیامدهای اقتصادی و انسانی این جنگ، که به بزرگترین اختلال در عرضه جهانی از زمان بحران انرژی دهه ۱۹۷۰ تشبیه شده، نشان میدهد که هیچکس از این وضعیت بیضرر نمانده است. بسته شدن تنگه هرمز و حملات متقابل، هزینههای میلیاردی به آمریکا و کشورهای عربی تحمیل کرده و صنعت هوانوردی و گردشگری را فلج کرده است. اما در این میان، کشورهای عربی که ادعای حاکمیت و استقلال داشتند، بیشترین ضرر را دیدهاند. آنها باید درک کنند که امنیت واقعی در گروِ پیروی از منافع مشترک منطقهای و اسلامی است، نه در گروِ اطاعت از دستورات قدرتهای خارجی که هیچگاه منافع آنها را بر منافع خود ترجیح نخواهند داد. زمان آن فرا رسیده که جهان عرب راهبرد مستقلی را جایگزین سیاستهای تبعیتآمیز کند تا از سقوط بیشتر و تبدیل شدن به صحنه نبردهای نیابتی جلوگیری نماید.




