نویسنده: م. کهریزنوی
عید قربان و موسم حج؛ بازگشت به معنویت یا آزمون بیداری امت؟
در آستانه موسم عظیم حج و فرارسیدن عید قربان، جهان اسلام بار دیگر در برابر یکی از مهم ترین آزمون های تاریخی و اخلاقی خود قرار گرفته است؛ آزمونی میان «عبادت فردی» و «مسئولیت جمعی». حج، تنها یک سفر آیینی و مناسک عبادی نیست، بلکه مدرسه بزرگ انسان سازی، عدالت خواهی، همبستگی امت و بازگشت به حقیقت توحید است. در روزگاری که غزه زیر آتش، کودکان فلسطین زیر آوار، و بسیاری از ملتهای مسلمان درگیر جنگ، فقر، آوارگی و سلطه گریاند، پرسش اساسی این است که آیا جهان اسلام توانسته پیام حقیقی حج و قربان را درک کند؟
عید قربان، تنها ذبح حیوان نیست؛ ذبح خودخواهی، سکوت، بیعدالتی و بیتفاوتی است. حج نیز تنها طواف خانه خدا نیست؛ طواف حول محور کرامت انسان، وحدت امت و مسئولیت در برابر مظلومان است. امروز، بیش از هر زمان دیگر، مسلمانان و دولت های اسلامی باید بفهمند که «امت واحده» فقط یک شعار مذهبی نیست، بلکه یک ضرورت تاریخی، اخلاقی و تمدنی برای نجات جهان اسلام است.
هر سال با فرارسیدن ماه ذیالحجه، قلب جهان اسلام به سوی مکه می تپد؛ جایی که میلیونها مسلمان، فارغ از رنگ، زبان، نژاد، قومیت و مرزهای جغرافیایی، یک صدا فریاد میزنند: «لبیک اللهم لبیک». این همآوایی عظیم، در ظاهر یک مراسم عبادی است، اما در حقیقت، نمایش بزرگ وحدت انسان مؤمن و بازگشت او به فطرت الهی و مسئولیت انسانی خویش است.
حج، بزرگ ترین کنگره معنوی جهان اسلام است؛ مدرسهای که انسان را از زندان فردگرایی، تفاخر، تبعیض، حرص و غفلت بیرون میآورد و او را با حقیقت توحید، عدالت، مساوات و مسئولیت اجتماعی پیوند میدهد. در حج، لباسهای تفاخر کنار می رود، مرزهای ساختگی فرو می ریزد و انسان در برابر خداوند، تنها با حقیقت انسان بودنش میایستد.
اما موسم حج امسال در شرایطی قراردارد که جهان اسلام زخمی تر از همیشه است. غزه هنوز در خون میغلتد، کودکان فلسطینی زیر آوار جان میدهند همینطور کودکان یمن و لبنان و بسیاری از ملتهای مسلمان قربانی جنگ، اشغال، تحریم، فقر و بی ثباتیاند. از سوی دیگر، استمرار سیاستهای سلطه جویانه امریکا و حمایت بیقید و شرط آن از رژیم کودک کش صهیونیستی، بحران انسانی و اخلاقی بیسابقهای را در قلب جهان اسلام رقم زده است.
در چنین وضعیتی، حج دیگر نمیتواند صرفاً یک عبادت فردی تلقی شود؛ بلکه باید به یک بیداری بزرگ اخلاقی، سیاسی و انسانی تبدیل گردد. اگر حج، انسان را نسبت به درد انسان های مظلوم بی تفاوت بگذارد، آن حج هنوز به روح حقیقی خویش نرسیده است.
حج، فقط حرکت جسم به سوی مکه نیست؛ هجرت روح از تاریکی «من» به روشنایی «ما» است. فلسفه حج، شکستن بتهای درونی انسان است؛ همان بت هایی که گاه در قالب غرور، قدرت، ثروت، قوم گرایی، نژاد پرستی، سکوت در برابر ظلم و بیتفاوتی نسبت به سرنوشت دیگران ظهور میکنند.
وقتی حاجی لباس احرام بر تن میکند، در حقیقت از همه امتیازات ساختگی دنیا فاصله میگیرد. شاه و فقیر، سفید و سیاه، عرب و عجم، همه در برابر خداوند یکسان میشوند. این همان پیام بزرگ اسلام است که قرآن کریم در سوره حجرات آیه ۱۳ فرمود: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ»، یعنی بیگمان گرامیترین و ارزشمندترین شما نزد خداوند، کسی است که پرهیزگارتر، پاک تر، بااخلاق تر و مسئولیت پذیرتر باشد.».
این آیه یکی از بزرگ ترین منشورهای برابری انسانها در اسلام است. خداوند در این آیه اعلام میکند که معیار برتری انسانها نه نژاد است، نه قوم، نه زبان، نه ثروت، نه قدرت و نه جایگاه اجتماعی؛ بلکه معیار واقعی ارزش انسان، تقوا است.
حج، بازآفرینی تاریخ توحید است؛ از فریاد ابراهیم علیهالسلام تا صبر هاجر، از تسلیم اسماعیل تا پیام رحمت پیامبر اسلام (ص). هر مناسک حج، یک درس بزرگ اخلاقی و اجتماعی در دل خود دارد. طواف، یعنی محور زندگی را خدا و حقیقت قرار دادن؛ سعی صفا و مروه، یعنی امید و تلاش در سختترین شرایط؛ وقوف عرفات، یعنی شناخت خویشتن؛ و رمی جمرات، یعنی سنگ زدن به شیطانِ ظلم، نفرت، فساد و استکبار.
امروز جهان اسلام بیش از هر زمان دیگر به بازخوانی همین فلسفه نیاز دارد. حج باید مسلمانان را از تفرقه، تعصبهای کور قومی و رقابتهای فرساینده سیاسی نجات دهد و آنان را بهسوی «امت واحده» بازگرداند.
اگر حج نمودن ما نتواند میان ملتهای مسلمان همدلی، همگرایی و مسئولیت مشترک ایجاد کند، جهان اسلام همچنان در برابر بحرانها آسیب پذیر باقی خواهد ماند.
حضرت ابراهیم علیهالسلام در بزرگترین آزمون تاریخ، ثابت کرد که ایمان حقیقی یعنی ترجیح حقیقت بر تعلقات شخصی. او آماده شد عزیزترین سرمایهاش را در راه خدا قربانی کند؛ و خداوند نشان داد که هدف، ریختن خون نیست، بلکه ساختن انسانی آزاد، مؤمن و مسئول است.
امروز نیز جهان اسلام باید بفهمد که «قربانی واقعی» فقط در ذبح حیوان خلاصه نمیشود. قربانی حقیقی، قربانی کردن خودخواهی، نفرت، بیعدالتی، سکوت در برابر ظلم و بی تفاوتی نسبت به گرسنگی و رنج انسانهاست.
در شرایطی که میلیونها مسلمان در غزه، سودان، یمن و دیگر مناطق بحران زده با فقر، گرسنگی و آوارگی دستوپنجه نرم میکنند، فلسفه قربان ایجاب میکند که ثروت، غذا و محبت در میان مردم تقسیم شود.
این پیام، جوهره اجتماعی عید قربان است. جامعهای که در آن همسایه گرسنه بماند، کودکان بیسرپرست رها شوند و ملتهای مظلوم فراموش گردند، هنوز روح قربان را درک نکرده است.
در حالیکه میلیونها مسلمان آماده انجام مناسک حج و برگزاری عید قربان میشوند، غزه همچنان زیر بمباران، محاصره و رنج انسانی قرار دارد. تصاویر کودکان شهید، مادران داغدار و شهرهای ویرانشده فلسطین، فقط یک بحران سیاسی نیست؛ بلکه آزمونی برای وجدان امت اسلامی و جامعه جهانی است.
سکوت در برابر رنج مظلومان، با روح حج و پیام قربان سازگار نیست. چگونه میتوان در کنار خانه خدا «لبیک» گفت، اما فریاد کودکان بیپناه را نشنید؟ چگونه میتوان از امت اسلامی سخن گفت، اما در برابر درد ملتهای مسلمان بیتفاوت ماند؟
دشمنان جهان اسلام سالها تلاش کردهاند مسلمانان را بر اساس قومیت، مذهب، جغرافیا و منافع کوتاه مدت از یکدیگر جدا کنند. اما حج هر سال به مسلمانان یادآوری میکند که آنان یک پیکر واحدند و سرنوشت مشترکی دارند.
امروز جهان اسلام در یکی از حساس ترین پیچهای تاریخی خود ایستاده است؛ میان بیداری و غفلت، میان وحدت و تفرقه، میان انسانیت و سکوت.
امروز، جهان اسلام بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازگشت به روح اسلام است؛ اسلامی که انسان را به عدالت، مهربانی، عزت، همدلی و دفاع از مظلوم فرا میخواند. حج باید آغاز یک تحول فکری و اخلاقی باشد؛ تحولی که مسلمانان را از مصرفکنندگان مناسک، به سازندگان تمدن اخلاقی و انسانی تبدیل کند.
شاید بزرگ ترین خطر برای امت اسلامی، دشمنان بیرونی نباشند؛ بلکه عادی شدن رنج انسانها، سکوت در برابر ظلم و فراموشی فلسفه حقیقی دین باشد. و شاید امروز، مهمترین پرسش تاریخ از مسلمانان این باشد: آیا «لبیک» ما فقط یک صداست، یا آغاز یک مسئولیت؟




