سرفراز بگتی، وزیر ارشد بلوچستان، با فراموشی تاریخی یا تحریف عمدی، از میزبانی چهلساله پاکستان از مهاجران افغانستانی میگوید، اما تجربه چهل ساله مردم افغانستان از پاکستان نشان داده است که همان پاکستان بود که نه تنها قلبش برای مردم افغانستان باز نبود، بلکه با استفاده از سلاحهای کمکهای خارجی، پولهای بینالمللی و نیروی کار ارزان مهاجرین، این میزبانی را به یک امپراتوری تسلیحاتی و اقتصادی تبدیل کرد. امروز که شعلههای افراطگرایی که خود روشن کرد، دامن پاکستان را گرفته است، این “خود کرده” را هیچ درمانی نیست.
بیش از چهار دهه از بزرگترین مهاجرت اجباری تاریخ معاصر میگذرد؛ زمانی که ماشین جنگی شوروی به افغانستان یورش برد و میلیونها شهروند افغانستان را روانه پاکستان کرد. اکنون سرفراز بگتی، وزیر ارشد بلوچستان، با لحنی توأم با طلبکاری و فراموشی، ادعا میکند که افغانستان “میزبانی چهل ساله پاکستان را فراموش کرده است.” اما آیا واقعاً “باز بودن قلب” پاکستان یک اقدام خیرخواهانه صِرف بود؟ یا این درهای باز کمپهای پاکستان، دروازه هایی به سوی یک معامله بزرگ استراتژیک، تسلیحاتی و اقتصادی بود که هرگز مردم افغانستان از آن بهرهای نبردند؟
داستان تسلیحات؛ سرقت مدرن زیر چتر جهاد
سرفراز بگتی مدعی است که پاکستان با دل باز میزبانی کرد، اما واقعیت تاریخی نشان میدهد که سازمان استخبارات پاکستان (آیاسآی) در همان سالهای اولیه جنگ، نقش دلال اسلحه را بازی کرد. اسناد تاریخی و گزارشهای سیا گواهی میدهند که سلاحهای مدرن (مانند استینگرها) توسط سیا در اختیار پاکستان قرار میگرفت تا به مجاهدین برسد.
اما آیاسآی چه کرد؟
آیاسآی، سلاحهای پیشرفته و نو را برای خود انبار کرد و سلاحهای کهنه و بیکیفیت پاکستان را به مجاهدین افغانستانی داد. این یعنی افغانها در ابتدا بیشتر با تسلیحات کهنه پاکستانی ها میجنگیدند، بلکه به عنوان “سد انسانی” پیشروی دشمن عمل میکردند در حالی که پاکستان زرادخانه خود را با مدرن ترین تجهیزات ناتو غنی میساخت. در انفجار اردوگاه “اوجری” در راولپندی، آنقدر مهمات انبار شده بود که انفجار آن زلزلهای به پا کرد؛ چرا که سلاحهایی که باید به دست مجاهد میرسید، در انبارهای آیاسآی خاک میخورد.
مهاجرین؛ سربار نبودند، سرمایه بودند
بگتی میگوید پاکستان هزینه میزبانی را متقبل شد، اما از دریافت میلیاردها دالر کمکهای بینالمللی سخنی نمیگوید. سازمان ملل و کشورهای غربی و عربی، سالیان سال بودجه هنگفتی برای اسکان مهاجرین افغانستانی در پاکستان اختصاص دادند. کجا رفت این پول ها و کمک ها؟
- اختلاس و سوءاستفاده: گزارشهای متعدد، از جمله اظهارات شخصیتهایی مانند “افراسیاب ختک”، نشان میدهد که بخش عظیمی از این کمکها مستقیماً وارد جیب ژنرالهای پاکستانی و بخش “اقتصاد جنگ” ارتش شد و صرف آموزش گروههای نیابتی گردید.
- کار شاقه، نه سرباری: مردان افغان در معادن سنگ و زغال سنگ بلوچستان و پنجاب، زیر آفتاب سوزان و در خطرناک ترین شرایط، جان میکندند و دستمزد ناچیزی میگرفتند. زنان مهاجر در منازل، کفش و صنایع دستی میدوختند. مهاجرین نه تنها سربار نبودند، بلکه ارزان ترین نیروی کار پاکستان را تأمین میکردند که بیصدا اقتصاد مرده این کشور را تغذیه مینمودند.
کارگاه تروریسم بینالمللی؛ ساخت گروههای نیابتی با بودجه عربی
بگتی در سخنان خود از “تروریستهای افغان” میگوید، اما تاریخ ثبت کرده است که استخبارات پاکستان کارخانه تولید گروههای تروریستی بود:
پاکستان با پول عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی حوزه خلیج، و با چراغ سبز امریکا برای مقابله با دولت جمهوریت در افغانستان، چندین گروه تروریستی مختلف را در افغانستان ایجاد، مسلح و آموزش داد. حتی اسناد نشان میدهد که تشکیل طالبان پاکستانی (TTP) نیز یک “بومرنگ” برنامه ریزی شده بود؛ یعنی پاکستان طالبان افغان آموزش داده حمایت کرد تا در کابل قدرتمند شوند، اما در این مسیر، طالبان پاکستانی نیز توسط استخبارات پاکستان متولد شدند تا طالبان افغان را بر علیه دولت جمهوریت حمایت و کمک کنند که امروز همان ها (TTP) امنیت پاکستان را به آتش کشیده اند.
وزیر دفاع فعلی پاکستان، خواجه آصف، اخیراً در مصاحبهای صریح اعتراف کرد که پاکستان به مدت سه دهه “کار کثیف” را برای امریکا و انگلیس در افغانستان انجام داده است. این اعتراف، تمام ادعاهای بگتی در مورد “قربانی بودن” پاکستان را نقش بر آب میکند.
وضعیت امنیتی بلوچستان: نتیجه سیاستهای خود پاکستان
آقای بگتی مدعی است وضعیت بلوچستان وخیم است و این را به گردن “تروریستهای افغان” میاندازد. در حالی که به گفته طالبان افغان اسناد محرمانه نشان میدهد که خود آیاسآی برای سرکوب مردم بلوچ، دست به دامان گروههایی مانند لشکر طیبه و داعش شده است.
این اتحاد شوم لشکر طیبه-داعش در بلوچستان نشان میدهد که منبع اصلی ناامنی در پاکستان، نه مهاجرین افغان، بلکه سیاست “بازی دو سر برد” خود پاکستان است که برای اهداف منطقهای، هر گروه تروریستی را مسلح میکند. امروز دود این آتش به چشم خود پاکستانیها میرود.
خود کرده را تدبیر نیست
شما (دولت مردان پاکستان)، امروز از دست TTP و طالبان افغان به تنگ آمدهاید و افغانستان را مقصر معرفی میکنید. اما یادتان باشد: شما خود تان بودید که “مادر مارهای سمی” را در کشور خود تان و در افغانستان پرورش دادید. شما بخشی از میلیاردها دالر کمک ملل متحد و کشور های عربی را صرف ساخت “گروه تروریستی” کردید و از مظلومیت مهاجرین به عنوان پوششی برای مقاصد استخباراتی خود استفاده کردید.
این آتش را شما روشن کردید. امروز که دود آن به چشم خودتان می رود، زاری بر سر این در و آن در، نه تنها بیفایده که مضحک است. “خود کرده را نه درد است و نه درمان.”
ادعای سرفراز بگتی که افغانستان میزبانی پاکستان را فراموش کرده است، چیزی جز “فراموشی تاکتیکی” یا تحریف عمدی تاریخ نیست.
افغانستان آنچه را که نباید فراموش کند، سلاخی مردم افغانستان در زمان جمهوریت، تحقیر مهاجرین در بنادر کراچی، و تطمیع پولهای کمیساریای عالی سازمان ملل در پناهندگی پاکستان توسط ژنرالهایش است. مهاجرین افغان در پاکستان نه پناهنده، بلکه “سربازان بیسلاحی” بودند که باید در معادن زغال سنگ جان میدادند تا اقتصاد همسایه جنوبی زنده بماند و در عوض، کشورشان محل آزمایش سلاحهای شیمیایی و مهد گروههای تروریستی نیابتی شود.
پاکستان امروز به مثابه جادوگری است که طلسمی را شکست تا دیو را کنترل کند، اما دیو اکنون خود او را می بلعد. تا زمانی که اسلامآباد از پذیرش این حقیقت شرمآور که “امنیت پاکستان در ویرانی افغانستان گم شده بود“ طفره میرود، نه تنها بلوچستان و خیبر، که تمام ایالتهای پنجاب و سند نیز در کام ناامنی فرو خواهند رفت. تبرئه وجدان با تکرار دروغ “چهل سال میزبانی” دیگر کارساز نیست؛ تاریخ هرگز فراموش نمیکند که چه کسی واقعاً قربانی بود و چه کسی قاتل!




