بن‌بست سیاسی- اقتصادی و بحران انسانی در افغانستان

تا زمانی که طالبان به اصلاحات بنیادین روی نیاورند، چه در سطح داخلی (تأمین حقوق شهروندی و شفافیت اقتصادی) و چه در سطح بین‌المللی (بازگشت به میز مذاکره و پذیرش شرایط کمک‌رسانان)، چرخه معیوب بحران ادامه خواهد یافت.
بن‌بست سیاسی- اقتصادی و بحران انسانی در افغانستان

اعلامیه اخیر «برنامه جهانی غذا» مبنی بر نیاز فوری به ۳۵۰ میلیون دالر برای تداوم عملیات حیاتی در افغانستان، تنها یک گزارش مالی ساده نیست؛ بلکه فریادی است که از عمق یک بحران چندلایه برمی‌خیزد. این هشدار که در تاریخ ۲۶ ثور صادر شد، نشان می‌دهد کمک‌های بشردوستانه در آستانه قطع شدن هستند. کمبود ۳۵۰ میلیون دالر برای شش ماه آینده، نشان‌دهنده حجم عظیم نیازهای اولیه از جمله غذا، دارو و حمایت‌های تغذیه‌ای برای میلیون‌ها مادر و کودک است. خطر اصلی اینجاست که با قطع شدن این حمایت‌ها، کودکانی که اکنون از گرسنگی حاد نجات یافته‌اند، در عرض چند هفته ممکن است دوباره در معرض خطر مرگ قرار گیرند.

اما مسئله فراتر از کمبود پول است؛ ریشه این بحران، عمیقاً در ساختار سیاسی و اقتصادی حاکم بر افغانستان نهفته است. افغانستان سال‌هاست با چالش‌های اقتصادی دست‌وپنج نرم می‌کند، اما آنچه این بار اوضاع را به یک «بحران وجودی» تبدیل کرده، ترکیبی از انزوای سیاسی، تحریم‌های غیررسمی و مسدود شدن دسترسی به منابع مالی بین‌المللی است. بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و نهادهای مالی دیگر، به دلیل عدم به رسمیت شناختن حکومت طالبان و فقدان شفافیت، عملاً دسترسی کابل به منابع توسعه‌ای را مسدود کرده‌اند. در چنین فضایی، کمک‌های بشردوستانه نه به عنوان یک ابزار توسعه، بلکه به عنوان یک «تسکین‌دهنده موقت درد» عمل می‌کنند، بدون اینکه ریشه بیماری درمان شود.

تحلیل دقیق‌تر نشان می‌دهد که «بحران سیاسی» مهم‌ترین عامل در این بن‌بست اقتصادی است. طالبان با وجود کنترل کامل صحنه نظامی و امنیتی، در عرصه دیپلماسی و اقتصاد انعطافی از خود نشان نداده‌اند. این انفعال چندین پیامد منفی داشته است: اول اینکه بی‌اعتمادی بین‌المللی را عمیق‌تر کرده است؛ دوم اینکه بسته شدن یا کندی گذرگاه‌های حیاتی را تسریع کرده؛ و سوم اینکه محرومیت اقشار آسیب‌پذیر را تشدید نموده است.

تا زمانی که طالبان به اصلاحات بنیادین روی نیاورند، چه در سطح داخلی (تأمین حقوق شهروندی و شفافیت اقتصادی) و چه در سطح بین‌المللی (بازگشت به میز مذاکره و پذیرش شرایط کمک‌رسانان)، چرخه معیوب بحران ادامه خواهد یافت. پرسش اصلی اینجاست که آیا جامعه جهانی می‌تواند به کمک‌های بشردوستانه به عنوان یک ابزار فشار سیاسی نگاه کند؟ کمک‌های غیرمشروط به حکومتی که اصلاحات نمی‌کند، ممکن است پایداری آن را تضمین کند بدون اینکه تغییری در رفتار ایجاد نماید. از سوی دیگر، قطع کامل کمک‌ها نیز فاجعه‌ای انسانی بی‌سابقه را رقم خواهد زد.

در پایان، باید تأکید کرد که قربانیان اصلی این طولانی‌شدن بحران، مردم بی‌دفاع افغانستان هستند. آن‌ها که سال‌هاست تحت فشار جنگ، فقر و انزوا زندگی می‌کنند، دیگر توان تحمل شوک‌های جدید را ندارند. حکومت طالبان باید درک کند که تکیه بر روش‌های گذشته و عدم انعطاف، راه‌حل بحران نیست. بدون اصلاحات سیاسی، شفافیت اقتصادی و تعامل سازنده با جامعه جهانی، افغانستان نه تنها از چشمه‌های توسعه محروم خواهد ماند، بلکه به کانونی برای بحران‌های انسانی و امنیتی در منطقه تبدیل خواهد شد. زمان به نفع مردم افغانستان نیست و هر روز تأخیر در رفع این بن‌بست، هزینه‌ای انسانی و جبران‌ناپذیر بر دوش این ملت خواهد گذاشت.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x