نویسنده: ز. نظری
پیروزی سه زن افغانستانیتبار در انتخابات شوراهای محلی بریتانیا، تنها یک موفقیت سیاسی نیست؛ بلکه سندی زنده از توانایی، شعور و ظرفیت زنان افغانستان است، ظرفیتی که در داخل کشور توسط طالبان سرکوب شده، اما در فضای آزاد شکوفا شده است. این رویداد، نهتنها یک دستاورد مهاجرتی، بلکه یک چالش جدی برای مشروعیت فکری و دینی طالبان به شمار میرود.
گزارشی که اخیراً منتشر شد نشان میدهد که سه زن افغانستانی رابعه نسیمی، شهیره کریمی و پیمانه اسد در انتخابات شوراهای محلی بریتانیا به پیروزی رسیدهاند. این زنان، که از اعضای حزب کارگر هستند، توانسته اند در ساختار دموکراتیک بریتانیا به جایگاه سیاسی دست یابند.
این موفقیت در حالی رقم خورده است که در داخل افغانستان، زنان حتی از ابتداییترین حقوق انسانی خود محروم شدهاند. این تضاد عمیق، ما را به یک پرسش اساسی میرساند و آن اینکه آیا مشکل در زنان کشور است، یا در ساختاری که او را سرکوب میکند؟
نمونه برجسته این موفقیت، رابعه نسیمی است؛ زنی که در کودکی از ترس طالبان افغانستان را ترک کرد و امروز به یک سیاستمدار و پژوهشگر در سطح بریتانیا تبدیل شده است. او تحصیلات خود را در نهادهایی چون دانشگاه کمبریج و مدرسه اقتصاد لندن ادامه داده و اکنون در عرصه سیاست و پژوهش نقشآفرین است.
این فقط یک داستان فردی نیست؛ بلکه نمادی از این حقیقت است که اگر فرصت باشد، زن افغانستانی میتواند بدرخشد.
در پنج سال گذشته، طالبان با اعمال سیاستهای سخت گیرانه، عملاً زنان را از جامعه حذف کردهاند. طالبان زندان و دختران را از تحصلات در مکاتب متوسطه و دانشگاهها مروم کردند، زنان نان آور خانواده را از کار در بیرون از خانه محروم کردند، زنان از ساختار سیاسی و تصمیمگیری به کلی حذف کردند و محدودیتهای شدید پوشش (سلیقه طالبانی نه اسلامی) و از حضور اجتماعی آنها را محروم ساخته اند.
این اقدامات نهتنها خلاف حقوق بشر، بلکه خلاف نص صریح اسلام است.
قرآن کریم در سوره توبه آیه 71 میفرماید: «وَالمُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ»
یعنی: مردان و زنان مؤمن، یار و یاور یکدیگرند.
این آیه به روشنی نشان میدهد که زن و مرد، در ساخت جامعه نقش مشترک دارند.
همچنین پیامبر اسلام (ص) میفرماید: «طلب علم بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.»
حال پرسش این است که کدام قرائت از اسلام، آموزش زنان را ممنوع میکند؟
در بریتانیا، زنان افغانستانی به شوراهای محلی راه مییابند، در دانشگاههای برتر جهان تحصیل میکنند، در سیاست، پژوهش و مدیریت نقش دارند، اما در افغانستان تحت حاکمیت طالبان متاسفانه دختران از مدرسه محروماند، زنان از کار منع شدهاند، صدای آنان سرکوب میشود، این مقایسه، یک حقیقت تلخ را آشکار میکند و آن اینکه مشکل، فرهنگ یا دین نیست؛ مشکل، قرائت افراطی و سیاسیشده از دین است.
پیروزی این زنان، پیام های روشن دارد:
- طالبان نمیتوانند استعداد را نابود کنند، فقط آن را مهاجر میسازند
- هر زن محروم شده در افغانستان، میتواند یک رهبر بالقوه در جهان باشد
- سرکوب، نه تنها جامعه را عقب میبرد، بلکه سرمایه انسانی را فراری میدهد
این همان چیزی است که امروز در قالب «فرار مغزها» و «مهاجرت نخبگان» شاهد آن هستیم.
پیروزی زنان افغانستانی در بریتانیا، صرفاً یک خبر سیاسی نیست؛ یک افشاگری تاریخی است.
افشاگری علیه قرائتهای انحرافی از دین، سیاستهای سرکوبگرانه طالبان و ساختاری که زن را تهدید میبیند، نه فرصت. این واقعیت را نمیتوان انکار کرد «زنی که در کابل از تحصیل محروم است، در لندن قانونگذار میشود!»
پس مسئله روشن است که طالبان نه تنها حقوق زنان را نقض کردهاند، بلکه آینده افغانستان را نیز گروگان گرفتهاند و در نهایت، تاریخ قضاوت خواهد کرد که کدام جریان در کنار رشد، عقلانیت و عدالت ایستاد، و کدام در برابر آن!




