نویسنده: ز. نظری
محمد محقق، رهبر حزب وحدت مردم افغانستان، با افشای ابعاد پنهان دخالت نظامی و انتخاباتی آمریکا، نشان داد که زلمی خلیلزاد و کاخ سفید نه تنها با «رأیهای تقلبی و گوسفندی» یک دزد فراری را دو بار بر مسند قدرت نشاندند، بلکه با تهدید مستقیم ژنرالهای ناتو، اراده ملی مردم افغانستان را به سخره گرفتند. این گزارش، پایان نمایش «جمهوریت دروغین» و آغاز محاکمه تاریخی مثلث شوم «کرزی، غنی و خلیلزاد» است که 20 سال فرصت طلایی را با خیانت و حیفومیل بیتالمال به نابودی کشاندند.
زلمی خلیلزاد، همان دیپلماتی که به عنوان نماینده ویژه امریکا در افغانستان، معمار توافقنامه شرمآور دوحه بود، اشرف غنی را «فاسد ترین و ترسوترین رئیس جمهور» و مقصر اصلی فروپاشی جمهوریت خواند. اما محمد محقق، با تیزبینی یک سیاستمدار کهنه کار، ضربه فنی خود را وارد کرد، محقق گفت: «اگر او اینقدر مفسد و ترسو بود، چرا شما با رأیهای گوسفندی و تقلبی، دو بار او را بر کرسی نشاندید؟»
این پرسش، هسته مرکزی یک رسوایی جهانی را تشکیل میدهد. پاسخ محقق نه تنها خلیلزاد، بلکه کل استراتژی امریکا در افغانستان را رسوا میسازد، امریکا برای تأمین منافع کوتاه مدت خود، یک نظام نمایشی و فاسد را روی کار آورد و سپس با اتهام زنی به همان دست پروردگان، سعی در توجیه شکست فاحش خود کرد.
چگونه «رأیهای گوسفندی» غنی را نجات داد؟
محقق در افشاگری خود به چند نقطه عطف کلیدی اشاره میکند که مستندات تاریخی نیز آن را تأیید میکند:
- دستکاری 2014 به سبک جان کری: زمانی که پای صندوقها قفل شد و هیچ کس پیروز نبود، جان کری، وزیر خارجه وقت امریکا، شخصاً وارد معرکه شد و با مهندسی یک «حکومت وحدت ملی» ساختگی، اشرف غنی را بدون رأی حقیقی مردم بر کرسی نشاند. این همان نقطهای بود که دموکراسی در افغانستان به یک شوخی تلخ تبدیل شد.
- تهدید نظامی در 2019 و قصر سپیدار: فشاری تکان دهنده تر این ست که محقق میگوید در نشست قصر سپیدار، زلمی خلیلزاد به همراه سفیر امریکا و فرمانده ناتو (اسکات میلر)، به تیم عبدالله عبدالله هشدار دادند که اگر حکومت موازی تشکیل دهند، نیروهای نظامی ناتو مستقیماً علیه آنها وارد عمل خواهند شد. این یعنی نه تنها تقلب، بلکه تهدید به اشغال نظامی برای تحمیل یک فرد خاص! عبدالله مجبور شد ریاست شورای عالی مصالحه را «بدون صلاحیت» بپذیرد. این اوج بیشرمی سیاسی است.
از منظر حق مدار و آزادی انتخاب: این اقدامات، توهین آشکار به هوش و اراده ملت افغانستان است. وقتی امریکا میگوید برای دموکراسی آمده، اما با تانک و «رأی گوسفندی» رئیسجمهور تعیین میکند، معنایش این است که افغانستان هیچگاه یک کشور مستقل نبود، بلکه یک آزمایشگاه شکست خورده برای اهداف امپریالیستی بوده است.
کرزی، غنی و خلیلزاد؛ خائنان تاریخ
در این تحلیل، ما سه ضلع یک مثلث مرگبار را شناسایی میکنیم که دست به دست هم دادند تا افغانستان را نابود کنند:
- زلمی خلیلزاد (نماینده فریبکار و دروغگو): او با چهرهای دوگانه عمل میکرد. از یک سو در واشنگتن برنامه خروج داشت و برای رضایت ترامپ، به طالبان امتیاز میداد ، از سوی دیگر در کابل نمایشی از قدرت را اداره میکرد.
- اشرف غنی (فاشیست و دزد فراری): محقق به درستی اشاره میکند که تیم غنی با جمعآوری «رأیهای گوسفندی» و چپاول بیتالمال، شهروندان خود را فریب دادند. سؤال ما از غنی و تیم تقلبکارش این است:
آقای غنی و همکاران تقلبپیشهء تان! آن رأیهای دروغینی که برای آن نان شب مردم را حیف و میل کردید، کجا رفت؟ اکنون که با آن پولهای دزدیده شده از خاک کشور فرار کردهاید و به آن گذشته کثیف خود نگاه میکنید، آیا حتی یک لحظه خجالت میکشید؟ شرمنده ملتی نیستید که فردای سقوط کابل، شما را در فرودگاه با آن چمدانهای پر از دالر های دزدیده شده دیدند؟
- حامد کرزی (پدرخوانده بحران و برادر ناراضی طالبان): نقش کرزی را نمیتوان نادیده گرفت. او که سالها بر کاخ ریاستجمهوری تکیه زده بود، در انتقال قدرت به غنی نقش موثری ایفا کرد. کرزی با تثبیت یک سیستم ارباب رعیتی و فساد ساختاری، زمینه را برای ظهور غنی آماده کرد. کرزی اگر مستقیماً رأی جعلی نداده باشد، قطعاً با سکوت و حمایت سیاسی خود، دزدان و مفسدان اخلاقی را وارد ارگ کرد.
این سه نفر (کرزی، غنی و خلیلزاد)، تاریخ افغانستان را به آتش کشیدند و سپس برای مصون ماندن از مجازات، خلیلزاد به امریکا گریخت و غنی احمدزی به بع دبی گریخت و کرزی در سکوت خبری در افغانستان به سر میبرد.
به هدررفتن 20 سال فرصت طلایی
در طول دو دهه «جمهوریت»، میلیاردها دالر کمکهای بینالمللی مانند رودخانه به کابل سرازیر میشد. اما بجای ایجاد زیرساختهای پایدار، این پولها در چاه های بی کفایتی و خیانت ریخته شد.
گزارشها نشان میدهد که حتی بانکها و وزارتخانهها به کارخانه پولشویی تبدیل شده بودند. سرانجام، همان تجهیزات پیشرفتهای که برای ارتش افغانستان خریداری شده بود، بدون شلیک یک گلوله، به غنیمت طالبان درآمد. حدود 7 میلیارد دالر تجهیزات مدرن امریکایی امروز در دستان همان های ست که روزی امریکا آنها را تروریست می خواندند.
متاسفانه این 20 سال نه تنها امنیت نیاورد، بلکه یک نسل را از نظر روانی و اقتصادی نابود کرد. این «فرصت طلایی» به یک «نقاب سیاه» تبدیل شد.
محمد محقق با سخنان اش، تنها یک اتهام را مطرح نکرد، بلکه کیفرخواست یک امپراتوری را بر ملا ساخت. تحلیل نهایی نشان میدهد که امریکا و مزدورانش (خلیلزاد، غنی، کرزی) یک بازی خطرناک کردند و آن اینکه با سرنوشت یک ملت بازی کردند و هم خود شان باختند و هم ملت بیچاره افغانستان.
پنج سال از آن روز میگذرد؛ روزی که امریکا با خیانت، افغانستان را تحویل طالبان داد، اشرف غنی با چمدانهای پر از پول های بیتالمال به دبی گریخت و حامد کرزی در سکوت مرگبار خود فرو رفت. امروز، طالبان بدون رقیب بر کشور حکم میرانند، دختران از مکتب محروماند و مردم زیر فقر و تحجر خرد میشوند.
محمد محقق حق داشت: امریکا با رأیهای گوسفندی و فشار نظامی، یک دزد فراری را دو بار بر مسند نشاند و سپس با توافق دوحه، همه چیز را به طالبان واگذار کرد. خلیلزاد، غنی و کرزی، مثلث شوم تاریخ افغانستاناند و خائنان قرن.
سؤال پایانی از غنی و تیم تقلبکارش: آن رأیهای دروغین کجا رفت؟ امروز که به گذشته کثیف خود مینگرید، خجالت میکشید یا پولهای دزدیدهشده، شرم را هم از چشمانتان زدوده است؟ افغانستان هرگز نخواهد بخشید.




