از ملی تا عمومی؛ عقب‌گرد یا بازتعریف قدرت؟

وقتی واژه‌ها سیاست می‌شوند؛ «ملی» رفت، «عمومی» آمد، اما چه چیزی پنهان می‌شود؟
از ملی تا عمومی؛ عقب‌گرد یا بازتعریف قدرت؟

نویسنده: ز. نظری

حذف واژه «ملی» از عنوان برخی ادارات حکومت طالبان و جایگزینی آن با «عمومی»، صرفاً یک تغییر زبانی یا اداری نیست؛ بلکه نشانه‌ای از نوع نگاه این حکومت به مفهوم ملت، هویت جمعی و ساختار دولت است.

در جهان سیاست، واژه‌ها بی‌طرف نیستند. هر واژه حامل بار معنایی، تاریخی و ایدئولوژیک خاصی است. تغییر یک واژه در ساختار رسمی حکومت، به ‌ویژه در کشوری چون افغانستان که دهه‌ها با بحران هویت، جنگ و شکاف‌های قومی و زبانی دست ‌و پنجه نرم کرده، نمی‌تواند تصادفی یا صرفاً فنی باشد. گزارش‌ها نشان می‌دهد که حکومت طالبان اخیراً واژه «ملی» را از عنوان برخی ادارات حذف و واژه «عمومی» را جایگزین آن کرده است. این اقدام، در ظاهر ساده، اما در باطن عمیقاً سیاسی و قابل تأمل است.

ملی چیست و عمومی چه می‌گوید؟

واژه «ملی» از ریشه «ملت» گرفته شده و به مجموعه‌ای از مردم با هویت مشترک اعم از تاریخ، فرهنگ، زبان و سرنوشت اشاره دارد. «ملی» بودن یک نهاد، به این معناست که آن نهاد نماینده و خدمت ‌گذار همه اقوام، گروه‌ها و شهروندان یک کشور است و مشروعیت خود را از «ملت» می‌گیرد.

در مقابل، واژه «عمومی» بیشتر به معنای «همگانی» یا «در دسترس برای همه» است، اما لزوماً بار هویتی و سیاسی «ملی» را ندارد. «عمومی» می‌تواند خدماتی را توصیف کند که برای عموم مردم ارائه می‌شود، بدون آنکه به نمایندگی سیاسی یا تعلق هویتی اشاره داشته باشد.

و نتیجه این تمایز چیست؟ وقتی یک اداره «ملی» خوانده می‌شود، به ‌نوعی تعهد به نمایندگی از کل ملت دارد؛ اما وقتی «عمومی» نامیده می‌شود، این بار معنایی کمرنگ یا حذف می‌شود. در نتیجه، حذف «ملی» می‌تواند نشانه‌ای از فاصله گرفتن از مفهوم «ملت» و حرکت به ‌سوی نوعی اداره‌ گری غیرملی، یا حتی فراملی و ایدئولوژیک باشد.

 

آیا این فقط یک تغییر واژه است؟ منابعی در درون حکومت طالبان گفته‌اند که واژه «ملی» را «وارداتی از دوران اشغال امریکا» می‌دانند. این استدلال، در ظاهر ضد استعماری است، اما در واقع نوعی ساده‌سازی خطرناک است. آیا مفهوم «ملت» و «ملی» صرفاً محصول اشغال است؟ یا این‌که یکی از پایه‌های اساسی دولت مدرن در سراسر جهان است؟

در حقیقت، «ملت» مفهومی است که در بسیاری از تمدن‌ها و فرهنگ‌ها، از جمله در تاریخ اسلامی نیز به‌گونه‌ای وجود داشته است. حتی در فقه سیاسی اسلامی، مفهوم «امت» به‌عنوان یک جامعه گسترده مطرح است، اما این به معنای نفی «ملت» در چارچوب دولت‌های مدرن نیست.

بنابراین، حذف «ملی» نه ‌تنها یک اقدام زبانی، بلکه نوعی بازتعریف ایدئولوژیک از دولت و جامعه است، تعریفی که ممکن است با واقعیت چند قومیتی و چند فرهنگی افغانستان در تضاد باشد.

واقعیت تلخ این است که در طول تاریخ معاصر افغانستان، هیچ دولتی به‌ طور جدی و موفق در مسیر ملت‌ سازی گام برنداشته است. از دوره‌های سلطنتی تا جمهوری‌های پسین، همواره نوعی انحصار قدرت، حذف دیگران و ناتوانی در ایجاد یک هویت مشترک ملی وجود داشته است.

در دوران حکومت‌های پیشین، از جمله دوره‌های حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی، اگرچه شعار «دولت ملی» داده می‌شد، اما در عمل، شکاف‌های قومی، زبانی و سیاسی همچنان پابرجا ماند. اکنون نیز طالبان، با تشکیل حکومتی که به‌ طور گسترده به‌ عنوان «تک ‌قومی» شناخته می‌شود، نه ‌تنها این مسیر را اصلاح نکرده، بلکه آن را تشدید کرده است.

اگر این تغییر را در کنار سایر سیاست‌های طالبان قرار دهیم، از محدودیت‌های شدید بر زنان و دختران گرفته تا حذف تدریجی تنوع زبانی و فرهنگی، می‌توان آن را بخشی از یک پروژه بزرگ‌ تر دانست: یکسان‌ سازی هویتی و تمرکز قدرت در چارچوبی محدود و انحصاری.

در چنین چارچوبی، واژه «ملی» که یادآور تنوع، مشارکت و نمایندگی است، ممکن است مزاحم تلقی شود. در مقابل، «عمومی» واژه‌ای خنثی ‌تر و فاقد بار سیاسی است که می‌تواند با ساختارهای غیرمشارکتی نیز سازگار باشد.

افغانستان کشوری است که بیش از پنجاه سال در آتش جنگ‌های داخلی، مداخلات خارجی و بحران‌های سیاسی سوخته است. زیرساخت‌های کشور ویران شده، سرمایه های اجتماعی آسیب دیده و اعتماد میان اقوام و گروه‌ها به ‌شدت کاهش یافته است.

در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز نیاز است، ملت ‌سازی و دولت‌ سازی است؛ ملت ‌سازی یعنی ایجاد یک هویت مشترک که در آن همه اقوام، زبان‌ها و فرهنگ‌ها خود را ببینند و احساس تعلق کنند. دولت‌ سازی یعنی ایجاد نهادهای کارآمد، پاسخگو و فراگیر که نماینده واقعی مردم باشند.

یک دولت واقعی، دولتی است که ملی باشد، نه به‌ معنای حذف تفاوت‌ها، بلکه به ‌معنای پذیرش و مدیریت آنها در چارچوبی عادلانه و مشارکتی.

اگر طالبان واقعاً به دنبال ثبات و مشروعیت هستند، باید فراتر از بازی با واژه‌ها حرکت کنند. حذف «ملی» نه‌ تنها کمکی به حل بحران‌های موجود نمی‌کند، بلکه می‌تواند شکاف میان حکومت و مردم را عمیق ‌تر کند.

آنچه افغانستان نیاز دارد، نه «عمومی‌سازی» ظاهری، بلکه ملی‌سازی واقعی قدرت است، یعنی مشارکت همه اقوام، احترام به حقوق زنان، پذیرش تنوع فرهنگی و ایجاد فضایی برای گفتگوی ملی.
حذف واژه «ملی» از ساختار اداری، اگرچه در ظاهر یک تغییر ساده است، اما در عمق خود بازتابی از یک نگرش خطرناک است: نگرشی که ملت را به حاشیه می‌راند و قدرت را در دایره‌ای محدود تعریف می‌کند. در کشوری چون افغانستان، که بیش از هر زمان دیگری به همبستگی، اعتماد و بازسازی نیاز دارد، چنین اقداماتی نه‌ تنها کمکی به ثبات نمی‌کند، بلکه می‌ تواند زخم‌های کهنه را عمیق ‌تر سازد.

دولت، اگر دولت است، باید آینه تمام‌ نمای ملت باشد، با همه رنگ‌ها، صداها و تفاوت‌هایش. و اگر «ملی» بودن از واژه‌ها حذف شود، بیم آن می‌رود که از واقعیت نیز رخت بربندد.

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x