نویسنده: م.کهریزنوی
گزارشهای تازه از سوریه حاکی از آن است که الجولانی، رئیس جمهور جدید سوریه، عملیات نظامی گستردهای را علیه جنگجویان ازبیک تبار، تاجیک و چچنی آغاز کرده است. این همان نیروهایی هستند که سالها با وعدهی جهاد علیه اسرائیل، برای سرنگونی بشار اسد شستشوی مغزی داده شدند.
از «امیر النصره» تا «رئیسجمهور در کت و شلوار»
احمد حسین الشرع، ملقب به «ابومحمد الجولانی»، شخصیتی است که تاریخ سیاه سیاست خاورمیانه را مرور میکند. روزگاری عضو گروه تروریستی القاعده بود، سپس به گروه تروریستی داعش پیوست، بعد گروهک تروریستی «جبهه النصره» را تأسیس کرد و با بریدن سر سربازان و کودکان، خود را «غازی» مینامید. امروز اما در نشستهای اروپایی با دیپلماتها دست میدهد و از «ثبات منطقه» سخن میگوید . اما آیا ماهیت درونی او تغییر کرده؟ یا اینکه تاکتیک اش عوض شده است؟
رسانههای عربی گزارش دادهاند که نیروهای امنیتی دولت موقت سوریه در استانهای ادلب، حارم، کفریا و فوعه، جنگ تمامعیاری را علیه جنگجویان ازبیک تبار آغاز کردهاند. این عملیات شامل تاجیکها و چچنیها نیز میشود. تحلیلگران این اقدام را «پشت کردن به دوستان دیروز» توصیف میکنند. ماهر فرغلی، تحلیلگر مصری، این کار را ستوده و آن را «پاکسازی منطقه از تروریسم» خوانده است. اما سؤال اصلی این است: مگر خود الجولانی ریشهی اصلی این تروریسم نبود؟ و مگر این جنگجویان، سربازان خط مقدم او در نبرد با ارتش سوریه نبودند؟
روایت فریب: نسلکشی به نام دین، خیانت به نام سیاست، چگونه با نام «قدس»، به قتل شیعیان فرستاده میشدند؟
در سالهایی که داعش در موصل، رقه و حلب کشتار میکرد، امواج تبلیغاتی گستردهای در کشورهای آسیای میانه مانند ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان،چچن، داغستان و حتی افغانستان به راه افتاد. جوانانی که از حقیقت اسلام جز نامی نمیدانستند، با وعدهی «بهشت و حورالعین» و شعار «جهاد در راه آزادی قدس»، فریب داده میشدند. آنها را با شعار «اول اسد، بعد اسرائیل» به سوریه میفرستادند.
اما واقعیت چه بود؟ این گروهها حتی یک مرمی (فشنگ) هم به سمت اسرائیل شلیک نکردند. تمام توان نظامی آنها صرف قتلعام مسلمانان شد؛ به ویژه شیعیان، علویان، مسیحیان و حتی سنیهایی که با آنها همعقیده نبودند. این جوانان فریب خورده، در حالی در سوریه کشته میشدند که رژیم صهیونیستی از پشت مرزهای جولان، سقوط اسد را تماشا میکرد و برای ایجاد آشوب در سوریه، دارو و تجهیزات به همین گروهکهای تروریستی میفرستاد.
الجولانی، چهرهی واقعی یک تروریست فرصت طلب
الجولانی هرگز متوقف نشد؛ او فقط تکامل یافت. او در اردوگاههای القاعده در عراق آموزش دید، با ابوبکر بغدادی هم سلول بود و سپس از او جدا شد تا رهبری مستقل داشته باشد. جنایات او در سوریه ثبت شده است:
- کشتار قالب لوزة (۲۰۱۵) اعدام دسته جمعی دهها غیرنظامی دروزی.
- محاصره کفریا و فوعه (۲۰۱۶-۲۰۱۸)، گرسنگی دادن هزاران غیرنظامی شیعه و کشتن زنان و کودکان.
- حمله به سویدا (۲۰۲۵)، هماهنگی با داعش و طوایف هم پیمان برای کشتار دو هزار غیرنظامی.
اینها تنها گوشهای از کارنامهی کسی است که امروز مدعی «مبارزه با تروریسم» است. الجولانی در سخنرانیهایش برای فریب نیروهای خارجی میگفت: «بعد از دمشق، به قدس میرویم.» اما همین که قدرت را به دست گرفت، تمام قرارگاههای نظامی سوریه را در برابر حملات هوایی اسرائیل خلأ گذاشت.
واقعیت امروز: ۴۰۰ کیلومتر اشغال، ۵۰۰۰ بمباران و سکون الجولانی
در حالی که روزگاری وعدهی حمله به اسرائیل میداد، امروز اسرائیل بیش از ۴۰۰ کیلومتر از خاک سوریه را اشغال کرده، زیرساختهای نظامی، اقتصادی و حتی بهداشتی سوریه را در بیش از ۵۰۰۰ نوبت بمباران کرده و الجولانی حتی یک بیانیهی عملی صادر نکرده است.
تحلیلگران سازمان ملل تأیید کردهاند که نیروهای اسرائیلی در منطقه حائل مستقر شدهاند و حتی به بازداشت سوریها در جنوب این کشور مشغولند. الجولانی در مقابل، ویدئویی از خود در سالن ورزشی منتشر میکند که در حال تماشای رقص زنان است! این همان کسی است که زمانی دیدن چهرهی زن را حرام میدانست.
فریاد مبارزان تاجیک و ازبیک: «ما فریب خوردیم»
امروز، بازماندگان ازبیک، تاجیک و چچنی در کوههای ادلب و لاذقیه گیر افتادهاند. آنها میبینند که الجولانی به اسرائیل حمله نکرد، بلکه دست دوستی به سوی نتانیاهو دراز کرد. به آنها خیانت کرده و اکنون حکم اعدام شان را صادر نموده. راه فراری ندارند؛ نه میتوانند به کشورهای خود برگردند (به دلیل لیست سیاه اینترپل) و نه میتوانند تسلیم شوند چون الجولانی آنها را «غیرقابل مذاکره» خوانده است و می کشد.
این همان سرنوشت شوم «تروریستهای مصرفی» است. تا دیروز «مجاهد» بودی، امروز «آفت امنیت ملی.»
وهابیت: ریشهی فکری این فاجعه
تمام این گروهها، القاعده، داعش، النصره، جیش الاسلام، سپاه صحابه و …، ریشه در تفکر وهابیت تکفیری دارند. اندیشهای که نه تنها مسلمان نیست، بلکه در خدمت موساد و پروژهی «اسرائیل بزرگ» طراحی شده است. این گروه های تروریستی ماموریت دارند که جهان اسلام را ضعیف کنند. نیروی جوان مسلمان را به جای آزاد سازی فلسطین، در جنگهای داخلی نابود کنند و چهرهی اسلام را به عنوان دین خشن و تروریستی به جهان نشان داده معرفی کنند.
همانطور که ابوبکر بغدادیو دیگر رهبران تروریست ها مایهی ننگ مسلمانی و بشریت بودند، امروز نیز الجولانی با این اقدامات، رسماً خود را در زمرهی همین خائنان ثبت میکند.
افغانستان، پاکستان و ۲۳ گروه تروریستی وهابی
متأسفانه امروز در افغانستان ۲۳ گروه تروریستی فعال هستند ، از داعش خراسان گرفته تا گروههای وهابی پاکستانی که هر روز شیعیان و سنیهای معتدل را قتلعام میکنند. این گروهها همان داستان تکرار میشود: «جوان بیسواد را با تلقین بهشت می فرستند تا مسلمان دیگر را بکشد.»
نوجوان و جوانان عزیز مسلمانباید بدانند و آگاه شوند که اگر کسی به آنها گفت «برو برادر سنی و شیعه خود را بکش، بعد به فتح قدس میرویم»، بدانند که او یا جاهل است یا جاسوس.
طبق آیه شریفه که می فرماید: « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (حجرات، ۱۰). هیچ سنی و شیعهای نباید به جرم عقیده کشته شود. تنها جهادی که امروز واجب است، جهاد علمی و تمدن سازی است. هر جوانی که تفنگ به دست میگیرد و به سمت مسجدی در عراق یا سوریه و افغانستان و یا ایران شلیک میکند، در واقع به منافع استکبار خدمت کرده، نه به اسلام.
بیایید نگاهی به این پارادوکس فلسفی بیندازیم:
- مبارزان ازبیک و تاجیک به نام دین آمدند، اما اکنون توسط همان امام جماعت سابق تکفیر میشوند.
- الجولانی به نام مبارزه با اسد توسط همین مبارزان تاجیک، ازبیک و چچنی قدرت گرفت، اما برای حفظ قدرت، از شر آنها با کشتن شان می خواهد خلاص شود.
- اسرائیل به نام امنیت وارد دمشق شد، اما سکوت الجولانی را خرید.
آنچه در ادلب میگذرد، پایان «سیاست چهرههای دوگانه» است. اگر روزی «الجولانیِ داعشی» به «الشرعِ سیاستمدار» تبدیل میشود، معنایش این است که ماهیت تروریسم هرگز پاک نمیشود؛ فقط لباس عوض میکند. رقصیدن در سالن ورزشی و همزمان سر بریدن سربازان سابق، کشورگشایی نکردن با اسرائیل و همزمان حذف فیزیکی کسانی که روزی به وعدهی آن کشورگشایی فریب خوردند، بزرگ ترین رسوایی اخلاقی قرن است.




