نویسنده: م. کهریزنوی
اعتراف شبکه 12 اسرائیل مبنی بر اینکه «امارات دیگر تلاشی برای پنهان کاری ندارد و آگاهانه اتحاد استراتژیک نظامی خود را با اسرائیل تعمیق میبخشد»، پرده از واقعیتی برداشت که سالها توسط اردوگاه سازشکار عربی پنهان میشد. این گزارش نه یک آغاز، بلکه تأییدی بر خیانتهای مستمر ابوظبی در منطقه است. سران امارات نه تنها با عادی سازی روابط، بلکه با همدستی در جنایات جنگی در یمن، پشتیبانی لجستیکی از تروریسم در سوریه و عراق و اکنون الحاق عملیات نظامی به دکترین صهیونیستی، خط قرمزهای شرع، حقوق بشر و وجدان عربی را یکی پس از دیگری زیر پا گذاشتهاند.
برای سالها، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس سعی کردند تصویری دوگانه از خود بسازند: از سویی مدعی حمایت از قدس شریف و مقاومت فلسطین بودند و از سوی دیگر در پشت پرده، روابط نظامی و اطلاعاتی خود با رژیمی را گسترش میدادند که سابقه غصب سرزمینهای عربی را دارد. گزارش اخیر شبکه 12 رژیم صهیونیستی پایان این ریاکاری را اعلام کرده است. امروز، امارات متحده عربی با افتخار اعلام میکند که نه تنها یک شریک تجاری، بلکه یک شریک عملیات نظامی برای اسرائیل است.
اما این «صراحت در اعلام دشمنی با امت» پرده از یک فاجعه بزرگ تر برمیدارد: غلامی محض در برابر پروژه امریکایی- صهیونیستی برای تجزیه منطقه. سران امارات با تبدیل کشورشان به پایگاه عقبمانده نظامی اسرائیل، نقاب مردم سالاری و اعتدال را کنار زده و چهره واقعی خود به عنوان «عاملین منطقهای» را آشکار کردهاند.
اسناد موجود و گزارشهای رسانهای بینالمللی ترسیم کننده تصویری ذلت بار از تبعیت محض سران امارات هستند؛ در حالی که عربستان و امارات مدعی بازگرداندن دولت مستعفی یمن بودند، شواهد متقنی از ارتکاب جنایات جنگی توسط عربستان سعودی و امارات در پرونده یمن وجود دارد. گزارشهای سازمان عفو بینالملل به صراحت نشان میدهد که این دو سلاحهای تامین شده از غرب را به گروهکهای مسلح تحت امر خود در یمن سرازیر کرده است؛ گروهکهایی که مرتکب جنایات جنگی علیه غیرنظامیان یمنی شدند. این اقدام نقض فاحش قوانین بینالمللی حقوق بشر و پروتکلهای تسلیحاتی است. رسانههای سعودی نیز اخیراً اعتراف کردهاند که امارات مسئول مستقیم بمباران «سالن بزرگ» در صنعا (۲۰۱۶) و اتوبوس کودکان در ضحيان (۲۰۱۸) است. آیا حمایت از کشتار کودکان یمنی با شعارهای اسلامی و انساندوستانه سران امارات همخوانی دارد؟
تلاش برای ریختن اتهامات مالی به گردن قطر، واقعیت همکاری ابوظبی با جبهه النصره (شاخه القاعده در سوریه) را پنهان نمیکند. شواهد دادگاههای امارات نشان میدهد که گروهکهای تروریستی مستقر در امارات مستقیماً با «جبهه النصره» در سوریه همکاری تسلیحاتی و اطلاعاتی داشتهاند. این درحالی است که امارات مدعی مبارزه با تروریسم است. سران امارات و عربستان از تروریسم به عنوان اهرمی برای تضعیف دولتهای مستقل مانند سوریه و عراق و پیشبرد دستور کار امریکا و اسرائیل استفاده کردهاند.
شما (شبکه 12 اسرائیل) در گزارش خود میگویید: «دیگر تردیدی وجود ندارد که امارات امروز نزدیک ترین شریک عرب برای اسرائیل است.»
این گزارش را نه به عنوان یک خبر جدید، بلکه به عنوان تأیید یک واقعیت کهنه است.و این را باید خطاب به رسانه اسرائیلی گفت که البته که امارات نزدیک ترین یار شماست، اما شما از سالها قبل این را میدانستید. چرا الان که رسواییهای نظامی شما علنی شده و امارات دیگر توان پنهانکاری ندارد، این را «کشف جدید» معرفی میکنید؟
سالها پیش از این اعتراف علنی، سامانه گنبد آهنین اسرائیل در خاک امارات مستقر شده بود تا از ابوظبی در برابر حملات حوثیها دفاع کند. این یعنی اتحاد نظامی حداقل از 2021 (پس از توافقات ابراهیم) و به طور جدی در حملات اخیر ایران آغاز شده بود. شما (اسرائیل) امروز میگویید امارات شریک نظامی شماست، در حالی که دیروز مدعی بودید این فقط «صلح اقتصادی» است. این اعتراف دیرهنگام، ثابت میکند که پروژه عادی سازی از ابتدا یک پروژه نظامی و امنیتی برای مقابله با جبهه مقاومت بوده است.
نقض اصل «لا تنصروا الظالمین»: قرآن کریم میفرماید: « وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ» (هود: ۱۱۳).
«وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّار »(سوره هود، آیه ۱۱۳)
(هرگز به ستمکاران تمایل نداشته باشید و به آنان تکیه و اعتماد نکنید که در این صورت، آتش دوزخ شما را فرا خواهد گرفت)
این آیه یک هشدار قاطع الهی است: «رکون» یعنی هرگونه تمایل ظاهری، اعتماد قلبی، همکاری عملی، و حتی سکوت در برابر ظالم. منظور از «ستمکاران» در تفاسیر معتبر فقط فرد ظالم نیست، بلکه تمام نظامها، دولتها و رژیمهایی است که مرتکب ظلم و جنایت علیه بشریت میشوند.
امارات متحده عربی با تبدیل شدن به «شریک نظامی» رژیم صهیونیستی که مصداق کامل «الذین ظلموا» است به دلیل اشغال فلسطین، نسلکشی در غزه و جنایات در سوریه و لبنان، دقیقاً مرتکب «رکون الی الظالمین» شده است. قرآن هشدار میدهد که چنین تمایلی نه تنها عامل را در آتش دوزخ میسوزاند، بلکه در دنیا نیز باعث ذلت و بیآبرویی خواهد شد.
از منظر حقوق بشر، حمایت از بمباران یمن و همدستی با تروریسم مصداق بارز جنایت علیه بشریت است. رهبران امارات با پشت کردن به مسئله فلسطین به بهانه «منافع اقتصادی» و «مهار ایران»، امنیت کوتاه مدت خود را بر اصول اخلاقی و برادری دینی ترجیح دادهاند. این همان چیزی است که قرآن از آن به «استحباب الکفر علی الایمان» تعبیر میکند.
آنچه امروز در خاورمیانه میگذرد، فراتر از «عادیسازی» است. امارات به عنوان یک آزمایشگاه استراتژیک برای صهیونیسم عمل میکند. موفقیت پروژه امارات (نقض حاکمیت ملی، همکاری نظامی و مشروعیتبخشی به اشغالگر) نه تنها در منطقه باقی نمیماند، بلکه توسط کشورهای دیگر عربی مانند بحرین و احتمالاً عربستان کپیبرداری خواهد شد.
اینجاست که پارادوکس تاریخی نمایان می شود: رهبران عرب حوزه خلیج فارس که سالها خود را «حافظان اماکن مقدسه» و «مدعیان رهبری جهان اسلام» میدانستند، امروز به پایین ترین سطح از نوکری تاریخی سقوط کردهاند، سیاهی لشکران نظامی یک رژیم خارجی علیه برادران دینی خودشان.
اسرائیل حق دارد خوشحال باشد. او پس از شکستهای میدانی در برابر مقاومت در لبنان و غزه، توانسته یک پیروزی بزرگ سیاسی را در «کاخهای طلایی ابوظبی» به دست آورد.
آنان که برای حفظ تاج و تخت خود، دین و شرف قومی خود را فروختهاند، حتی از چشم خریداران صهیونیست خود نیز تحقیر شدهاند. تاریخ خیانتکاران خاورمیانه را فراموش نخواهد کرد، همانطور که نام «آل سعود» و «آل نهیان» در حافظه تاریخی ملتهای عرب، همواره در کنار «کماندوهای استعمار» ثبت میشود.




