اتهام‌ زنی یا فرافکنی؟ پاکستان، طالبان و بازی خطرناک روایت‌ها

اتهامات اخیر پاکستان علیه طالبان مبنی بر هدف ‌گیری غیرنظامیان، در حالی مطرح می‌شود که کارنامه تاریخی اسلام ‌آباد در حمایت، تجهیز و سازمان‌ دهی گروه‌های مسلح در افغانستان، پرسش‌های جدی درباره صداقت این ادعاها ایجاد کرده است.
اتهام‌ زنی یا فرافکنی؟ پاکستان، طالبان و بازی خطرناک روایت‌ها

نویسنده. م. کهریزنوی

اتهامات اخیر پاکستان علیه طالبان مبنی بر هدف ‌گیری غیرنظامیان، در حالی مطرح می‌شود که کارنامه تاریخی اسلام ‌آباد در حمایت، تجهیز و سازمان‌ دهی گروه‌های مسلح در افغانستان، پرسش‌های جدی درباره صداقت این ادعاها ایجاد کرده است.

تنش‌های میان پاکستان و طالبان افغان، بار دیگر به نقطه‌ای حساس رسیده است. اتهام ‌زنی‌های اخیر مقامات پاکستانی مبنی بر هدف قرار دادن غیرنظامیان توسط طالبان افغان و طالبان پاکستانی (تی تی پی)، نه‌ تنها افکار عمومی را متوجه خود کرده، بلکه زخم‌های کهنه‌ای را نیز در حافظه تاریخی مردم افغانستان باز کرده است. این تقابل روایات، بیش از آنکه صرفاً یک اختلاف سیاسی باشد، بازتابی از دهه‌ها سیاست‌های پیچیده، مداخلات امنیتی و بازی‌های ژئوپلیتیک در منطقه است.

نخستین پرسشی که در برابر اتهامات اخیر پاکستان مطرح می‌شود، این است: آیا کشوری که دهه‌ها به‌عنوان حامی و پرورش‌ دهنده گروه‌های مسلح در ناامن کردن افغانستان شناخته شده، اکنون می‌تواند در جایگاه مدعی اخلاق و حقوق بشر قرار گیرد؟

واقعیت تاریخی نشان می‌دهد که پاکستان، به‌ ویژه از طریق نهادهای استخباراتی خود، نقش کلیدی در ایجاد، آموزش و تجهیز گروه‌های تروریستی در افغانستان داشته است. در طول بیست سال جمهوریت، بارها و بارها دولت افغانستان، به‌ویژه حامد کرزی، از پاکستان خواست تا دست از حمایت طالبان بردارد. کرزی نه ‌تنها در مواضع رسمی، بلکه در قالب خواهش و تمنا، از اسلام‌آباد خواست که به خون ‌ریزی مردم افغانستان پایان دهد. اما پاسخ پاکستان، یا سکوت و یا انکار؛ و ادامه همان سیاستی بود که به کشته شدن هزاران سرباز و غیرنظامیان افغانستان انجامید.

تحلیل واقع ‌بینانه تحولات منطقه نشان می‌دهد که شکل‌ گیری طالبان، یک روند طبیعی داخلی نبود؛ بلکه پروژه‌ای طراحی‌شده در بستر رقابت‌های منطقه‌ای و جهانی بود. استخبارات پاکستان، با چراغ سبز ایالات متحده، حدود سه دهه پیش طالبان افغان را ایجاد، آموزش و به افغانستان گسیل کرد.

اما این پروژه به همین‌جا ختم نشد. پس از آن، طالبان پاکستانی  (TTP) خود را نیز به‌عنوان بازوی مکمل این استراتژی شکل گرفت تا در هماهنگی با طالبان افغان، اهداف خاصی را در منطقه دنبال کند. اکنون، همان ساختارهایی که روزی ابزار سیاست منطقه‌ای پاکستان بودند، به تهدیدی برای خود این کشور تبدیل شده‌اند، که مشکل خود شان است نه افغانستان.

پاکستان به‌خوبی می‌داند که طالبان، چه در افغانستان و چه در پاکستان، چگونه عمل می‌کنند؛ چرا که خود در شکل‌گیری و هدایت آن‌ها نقش داشته است. در دوران حکومت برهان‌الدین ربانی، جهان شاهد یکی از فجیع‌ ترین جنایات تاریخ معاصر افغانستان بود: قتل‌عام نزدیک به بیست هزار غیرنظامی در شهر مزار شریف، که اکثریت آن‌ها را شیعیان تشکیل می‌دادند.

این جنایت، تنها یک فاجعه انسانی نبود؛ بلکه نمادی از سیاست‌های مخربی بود که از بیرون مرزها تغذیه می‌شد. بنابراین، امروز که پاکستان طالبان افغان را به کشتار غیرنظامیان متهم می‌کند، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا این اتهام، بازتابی از واقعیت است یا تلاشی برای فرافکنی و پاک ‌سازی گذشته؟

در حالی که پاکستان طالبان افغان و تی تی پی را به هدف‌گیری غیرنظامیان متهم می‌کند، گزارش‌های متعدد، از جمله ارزیابی‌های نهادهای بین‌المللی، نشان می‌دهد که حملات هوایی و نظامی پاکستان در مناطق مرزی افغانستان، به کشته و زخمی شدن ده‌ها غیرنظامی از مردم افغانستان انجامیده است.

از سوی دیگر، طالبان افغان ادعا می‌کنند که در درگیری‌های اخیر، صرفاً اهداف نظامی را در خاک پاکستان هدف قرار داده‌اند. در چنین فضایی، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، شفافیت، پاسخ ‌گویی و پذیرش مسئولیت است؛ امری که متأسفانه در رفتار به ویژه پاکستان کمتر دیده می‌شود، که بار سنگین‌تر این درگیری ها نیز بر دوش پاکستان است که سابقه‌ای طولانی در مداخله دارد.

اگر پاکستان واقعاً نگران امنیت و جان غیرنظامیان است، باید پیش از هر چیز، به درون مرزهای خود نگاه کند. هنوز هم گروه‌های افراطی در این کشور فعال‌اند و اقلیت‌های مذهبی چون هندوها، مسیحیان و شیعیان بارها هدف حملات انتحاری قرار گرفته‌اند.

اسلام‌آباد پیش از آنکه دیگران را متهم کند، گروه‌هایی را که در داخل کشور شان توسط ساختارهای امنیتی‌ پاکستان ایجاد یا تقویت شده‌اند، منحل کند و امنیت شهروندان‌ خود را، به ‌ویژه اقلیت‌های مذهبی، را تأمین کند. مبارزه با تروریسم، با شعار و اتهام ‌زنی آغاز نمی‌شود؛ بلکه با اصلاح ساختارهای داخلی و قطع پیوند با افراط‌گرایی معنا پیدا می‌کند.

اتهامات اخیر پاکستان علیه طالبان افغان، بیش از آنکه نشانه‌ای از تغییر در سیاست‌های این کشور باشد، تلاشی برای بازتعریف نقش خود در یک بازی پیچیده منطقه‌ای به نظر می‌رسد. کشوری که دهه‌ها از ابزار تروریسم برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیک خود استفاده کرده، امروز با همان ابزارها رو به‌ رو شده است.

تاریخ اما فراموش نمی‌کند. مردم افغانستان نیز فراموش نخواهند کرد که چه کسانی بذر خشونت را در سرزمین‌شان کاشتند. اگر پاکستان به‌دنبال صلح و ثبات واقعی است، باید از گذشته خود عبور نکند، بلکه آن را بپذیرد، اصلاح کند و مسیر جدیدی را بر پایه صداقت و مسئولیت‌ پذیری در قبال افغانستان و عملکرد اش آغاز نماید.

در غیر این صورت، اتهام ‌زنی‌ها تنها پژواک همان سیاست‌های کهنه‌ای خواهد بود که منطقه را برای دهه‌ها در آتش نگه داشته است.

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x