دعوت به بازگشت؛ تناقض عریان طالبان میان «قول» و «فعل»

دعوت طالبان از چهره‌های منتقد، به‌ویژه فوزیه کوفی، برای بازگشت به افغانستان، در حالی مطرح می‌شود که هم‌زمان خانه او مصادره و بستگانش بازداشت می‌شوند؛ این تناقض آشکار، نه ‌تنها مشروعیت ادعای «مصونیت» را زیر سؤال می‌برد، بلکه از منظر حقوق بشر و آموزه‌های اسلامی نیز به‌مثابه نقض صریح اصول اخلاقی، دینی و انسانی قابل محکومیت است.
دعوت به بازگشت؛ تناقض عریان طالبان میان «قول» و «فعل»

نویسنده: ز. نظری

دعوت طالبان از چهره‌های منتقد، به‌ویژه فوزیه کوفی، برای بازگشت به افغانستان، در حالی مطرح می‌شود که هم‌زمان خانه او مصادره و بستگانش بازداشت می‌شوند؛ این تناقض آشکار، نه ‌تنها مشروعیت ادعای «مصونیت» را زیر سؤال می‌برد، بلکه از منظر حقوق بشر و آموزه‌های اسلامی نیز به‌مثابه نقض صریح اصول اخلاقی، دینی و انسانی قابل محکومیت است.

در تاریخ سیاسی افغانستان، کمتر می‌توان نمونه‌ای از حکومتی یافت که با مخالفان خود هم به زبان نیکو سخن گفته باشد و هم در عمل، به همان اصول پایبند مانده باشد. این در حالی است که در آموزه‌های دین مقدس اسلام، تأکید شده است که:
«وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا» یعنی: با مردم به نیکوترین شیوه سخن بگویید.( سوره بقره، آیه ۸۳)

اما تجربه تاریخی افغانستان، به ‌ویژه در دوره‌ه ای بحران، نشان داده است که قدرت سیاسی اغلب نه ‌تنها به این اصل پایبند نبوده، بلکه زبان و عمل را در تقابل با هم قرار داده است. امروز نیز رفتار طالبان، این شکاف را به‌گونه‌ای آشکارتر از همیشه نمایان ساخته است.

طالبان پس از بازگشت به قدرت در سال 2021، وعده «عفو عمومی» دادند؛ وعده‌ای که برای بسیاری از کارمندان دولت پیشین و نیروهای امنیتی، روزنه‌ای از امید بود.

اما این امید دیری نپایید. گزارش‌ها نشان می‌دهد که بازداشت، ناپدیدسازی، تحقیر و حتی کشتار نیروهای اکنیتی پیشین ادامه یافته است.

در واقع، آنچه در عمل رخ داد، نه «عفو»، بلکه نوعی «انتقام خاموش» بود؛ روندی که اعتماد اجتماعی را به‌شدت فرسوده کرد و باعث شد بسیاری از شهروندان، کشور را ترک کنند.

یکی از نخستین اقدامات طالبان، محدود سازی رسانه‌های مستقل بود. بسیاری از خبرنگاران به دلیل تهدید جانی مجبور به فرار شدند و حتی آنان که مستقیماً تهدید نمی‌شدند، به دلیل فضای خفقان، کشور را ترک کردند.

این روند به معنای خاموش‌ سازی «چشم و گوش جامعه» بود؛ زیرا رسانه آزاد، ستون شفافیت و پاسخ‌گویی است.

سیاست‌های طالبان علیه زنان، به ‌صورت سیستماتیک و گسترده اعمال شده است:

  • ممنوعیت آموزش دختران در مقاطع متوسطه و دانشگاه
  • محدودیت‌های شدید اجتماعی
  • قوانین سخت‌گیرانه درباره حضور زنان در جامعه

گزارش‌ها نشان می‌دهد که این سیاست‌ها به «آپارتاید جنسیتی» تعبیر شده‌اند و زنان عملاً از زندگی عمومی حذف شده‌اند.

حتی قوانین جدید، محدودیت‌های شدیدتری اعمال کرده‌اند که آزادی‌های ابتدایی زنان را نیز نقض می‌کند.

تناقض آشکار: دعوت فوزیه کوفی در برابر سرکوب او

در مرکز این بحران، نام فوزیه کوفی قرار دارد؛ زنی که سال‌ها برای حقوق زنان و مردم افغانستان مبارزه کرده است.

از یک سو، شهاب‌الدین دلاور، رئیس کمیسیون تماس طالبان با شخصیت‌های سیاسی افغانستان، از او دعوت می‌کند که به کشور بازگردد و وعده «کارت مصونیت» می‌دهد.

اما از سوی دیگر خانه شخصی او مصادره می‌شود، سه تن از بستگانش بازداشت می‌شوند و خانواده‌اش تحت فشار قرار می‌گیرند.

این رفتار، تنها یک تناقض سیاسی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از یک راهبرد هدفمند برای خاموش‌سازی مخالفان است.

چگونه ممکن است حکومتی هم‌زمان دعوت به بازگشت کند و ابزارهای فشار را علیه همان فرد به کار گیرد؟

این وضعیت، از منظر حقوق بشر، نقض آشکار اصول بنیادین است. اما مهم ‌تر از آن، از منظر دین اسلام نیز به‌شدت قابل نقد است.

در اسلام، وفای به عهد یک اصل بنیادین است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» یعنی:  ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به پیمان‌های خود وفا کنید. (سوره مائده، آیه 1) و نیز قرآن کریم می فرماید:
«كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ» یعنی:  نزد خدا بسیار ناپسند است که چیزی بگویید و به آن عمل نکنید.(سوره صف، آیه 3)
حال، وقتی طالبان از «مصونیت» سخن می‌گویند، اما در عمل به مصادره اموال و بازداشت بستگان روی می‌آورند، این دقیقاً مصداق همان چیزی است که قرآن آن را نکوهش می‌کند: گفتار بدون عمل!

دعوت از مخالفان، در شرایطی که هیچ تضمین عملی برای امنیت آنان وجود ندارد، بیشتر به یک «دام سیاسی» شباهت دارد تا یک اقدام آشتی‌جویانه. در واقع، طالبان در حال ارسال دو پیام متناقض هستند:

  • پیام ظاهری: «بازگردید، امنیت دارید»
  • پیام واقعی: «اگر مخالف باشید، حتی در غیاب شما نیز مجازات می‌شوید»

این دوگانگی، نه ‌تنها اعتماد را از بین می‌برد، بلکه مشروعیت سیاسی را نیز به‌شدت تضعیف می‌کند.

آنچه امروز در افغانستان جریان دارد، صرفاً یک بحران سیاسی نیست؛ بلکه بحران اخلاق، صداقت و مشروعیت است. طالبان در گفتار، از آشتی، عفو و بازگشت سخن می‌گویند؛ اما در عمل، سیاست حذف، فشار و ارعاب را دنبال می‌کنند. قضیه فوزیه کوفی، نماد این تناقض است، دعوت به بازگشت، در کنار مصادره خانه و بازداشت خانواده. این رفتار، نه ‌تنها از منظر حقوق بشر محکوم است، بلکه بر اساس آموزه‌های روشن اسلام نیز مردود و غیرقابل دفاع است. اگر حکومتی نتواند میان «قول» و «فعل» خود هماهنگی ایجاد کند، نه اعتماد مردم را به‌دست می‌آورد و نه مشروعیت تاریخی خواهد داشد.

و در نهایت، تاریخ بارها نشان داده است، قدرتی که بر پایه ترس بنا شود، دیر یا زود فرو خواهد ریخت؛ اما قدرتی که بر صداقت و عدالت استوار باشد، ماندگار خواهد شد.

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x