این در حالی است که افغانستان، بهعنوان کشوری با پیشینهای طولانی از جنگ و بیثباتی، بیش از هر زمان دیگر به کارکردهای اجتماعی و روانی ورزش نیازمند است. در جامعهای که زخمهای عمیق منازعه هنوز التیام نیافته، ورزش میتواند بهعنوان زبان مشترک، زمینه گفتوگو، همپذیری و بازسازی اعتماد اجتماعی را فراهم سازد. با این حال، این ظرفیت مهم در عمل کمتر مورد توجه سیاستگذاران قرار گرفته است.
مروری بر گذشته نشان میدهد که ورزش در افغانستان همواره با فراز و نشیبهای جدی همراه بوده است. کمبود زیرساختهای معیاری، نبود برنامهریزی منسجم و ضعف حمایتهای دولتی، از جمله عواملی بوده که مانع رشد پایدار این بخش شده است.
در حالیکه بسیاری از کشورهای منطقه با سرمایهگذاری هدفمند، ورزش را به یکی از ارکان توسعه ملی تبدیل کردهاند، افغانستان هنوز در مرحله تأمین ابتداییترین نیازهای این حوزه باقی مانده است.
با وجود این محدودیتها، برخی رشتهها مانند فوتسال، کریکت و ورزشهای رزمی، بدون اتکای گسترده به حمایتهای دولتی، توانستهاند جایگاه قابل توجهی در سطح منطقه و جهان کسب کنند. این موفقیتها نشان میدهد که ظرفیت انسانی و استعداد ورزشی در افغانستان بهطور بالقوه بسیار بالا است؛ اما نبود سیاستهای حمایتی، مانع بالفعلشدن این ظرفیتها شده است. همین تناقض میان استعداد و ساختار، یکی از چالشهای اساسی ورزش کشور بهشمار میرود.
در عین حال، وضعیت کنونی ورزش، بهویژه در حوزه مشارکت زنان، با نگرانیهای جدی همراه است. محدودیتهای اعمالشده بر فعالیتهای ورزشی زنان، انحلال تیمهای ملی زنان و بستهشدن فضاهای ورزشی برای آنان، نهتنها اصل برابری را زیر سوال برده، بلکه افغانستان را از نیمی از ظرفیت انسانی خود محروم ساخته است. این سیاستها در تضاد آشکار با رویکردهای جهانی و حتی نیازهای داخلی جامعه برای توسعه متوازن قرار دارد.
از سوی دیگر، نقش رسانهها بهعنوان یکی از ارکان آگاهیبخشی، در این میان برجسته است. رسانهها میتوانند با ترویج فرهنگ ورزش، برجستهسازی الگوهای موفق و نقد سازنده سیاستهای ناکارآمد، به تغییر نگرش عمومی و جهتدهی به تصمیمگیریهای کلان کمک کنند. در غیاب چنین نقش فعالی، ورزش همچنان در حاشیه باقی خواهد ماند.
با این همه، آینده ورزش در افغانستان، با وجود همه چالشها، همچنان امیدوارکننده به نظر میرسد؛ مشروط بر آنکه ارادهای جدی برای اصلاح سیاستها، سرمایهگذاری در زیرساختها و بازنگری در محدودیتهای موجود شکل گیرد. ورزش میتواند نهتنها به بهبود سلامت و نشاط اجتماعی کمک کند، بلکه بهعنوان پلی موثر در مسیر صلح پایدار عمل نماید. تحقق این امر، نیازمند نگاه مسئولانه، فراگیر و آیندهنگر از سوی حاکمیت و جامعه است.




