سکان دار میدان و شرمساری کاخ سفید

سکان دار میدان و شرمساری کاخ سفید

نویسنده: م.کهریزنوی

در حالی که واشنگتن و تل‌آویو از پشت دیوار شکست، التماس آتش‌بس می‌کنند، تهران اعلام کرده است: پایان جنگ در انحصار اراده ایران است. شروط پنج‌گانه تهران نه تنها نشان‌دهنده قدرت چانه‌زنی بالای جمهوری اسلامی، بلکه افشاگر ورشکستگی راهبردی واشنگتن و تل‌آویو در میدان نبرد است.

تاریخ دیپلماسی جهان کمتر شاهد این پدیده بوده است که طرفی در میدان جنگ شکست خورده، اما در اتاق مذاکره همچنان به توهم پیروزی دامن بزند. گزارش اخیر یک مقام ارشد سیاسی-امنیتی ایران به خبرنگار پرس تی وی، لایه‌های پنهان این حقیقت را آشکار کرد: امریکا که از طریق میانجی‌های منطقه‌ای دست ‌و پا می‌زند تا از باتلاقی که خود آفریده خارج شود، که این خود حاکی از درماندگی راهبردی کاخ سفید است. ایران اما با هوشیاری کامل، تجربه تلخ دو نوبت مذاکره پیشین (بهار و زمستان ۱۴۰۴) را به یاد دارد؛ زمانی که امریکا پشت نقاب دیپلماسی، خنجر حمله نظامی را پنهان کرده بود. اکنون، نوبت تهران است که قواعد بازی را تعیین کند.
واقعیت‌های میدانی گویای آن است که جمهوری اسلامی ایران در این جنگ، نه تنها مدافع، بلکه معمار اصلی بازدارندگی است. گزارش‌ها حاکی از آن است که عملیات‌های کوبنده ایران، معادلات پنتاگون را در هم ریخته و اثبات کرده که قدرت نظامی ایران دیگر در چارچوب مرزهای جغرافیایی تعریف نمی‌شود. این «قدرت پنهان» که سال‌ها به عنوان یک تهدید فرضی از سوی غرب بزرگنمایی می‌شد، در این نبرد با پاسخ‌های سخت و هوشمندانه رونمایی گردید. ضرباتی که بر پیکر دشمنان ایران وارد آمد، نشان داد که محور مقاومت به نقطه‌ای از بلوغ رسیده که زمان و مکان نبرد را خود تعیین می‌کند. امروز، جمهوری اسلامی ایران دست بلند میدان است؛ یعنی نه تنها در برابر تجاوز ایستادگی می‌کند، بلکه قدرت تعیین معادله  اینکه  “چه زمانی جنگ پایان می‌یابد” را یکسره در اختیار دارد.

تحلیل دقیق تحرکات دیپلماتیک اخیر نشان می‌دهد که واشنگتن و تل‌آویو در خلوت خود، شکست سنگین راهبردی را پذیرفته‌اند، اما از ترس فروپاشی پرستیژ منطقه‌ای و داخلی، حاضر به اذعان علنی به آن نیستند. فرستادن پیام‌های مکرر از طریق «میانجی‌گران دوست در منطقه» و ارائه پیشنهادهای متعدد، چیزی جز اعتراف به ناتوانی در ادامه جنگ نیست.
امریکایی‌ها که عادت داشتند همیشه در جایگاه «ضارب» و «تحمیل‌کننده آتش‌بس» ظاهر شوند، امروز در موقعیتی قرار گرفته‌اند که برای توقف جنگی که آغازگر آن بودند، ناچار به درب خانه همسایه‌های ایران پناه برده‌اند. این شرمندگی، زمانی آشکارتر می‌شود که می‌بینیم ایران با قاطعیت پاسخ منفی داده و مذاکره را منوط به تحقق شروط عینی و راستی‌آزمایی‌شده می‌داند.

جمهوری اسلامی ایران با طرح پنج شرط اساسی، نشان داد که به دنبال یک آتش‌بس موقت و تاکتیکی نیست، بلکه به دنبال پایان پایدار جنگ و جلوگیری از تکرار تجاوز است. این شروط، فراتر از درخواست‌های پیشین در مذاکرات ژنو (اسفندماه) است و نشان از افزایش قدرت چانه‌زنی تهران دارد:

  1. توقف تجاوز و ترور: پایان فوری اقدامات تروریستی و نظامی.
  2. پیشگیری از تکرار جنگ: ایجاد سازوکارهای عینی و قابل تضمین که مانع از تکرار فاجعه توسط امریکا و اسرائیل شود.
  3. پرداخت غرامت: جبران خسارت‌های سنگین وارده، که یک مطالبه حقوقی و عادلانه است.
  4. خاتمه جنگ در همه جبهه‌ها: شفاف‌سازی این نکته که صلح در یک جبهه بدون صلح در کل منطقه و برای همه گروه‌های مقاومت غیرممکن است.
  5. حاکمیت ایران بر تنگه هرمز: به رسمیت شناختن این حق طبیعی و قانونی به عنوان یک خط قرمز راهبردی.
    این شروط، نشان می‌دهد که ایران از موضع قدرت سخن می‌گوید و به دنبال تحقق عدالت تاریخی در معادلات امنیتی منطقه است.
    آنچه امروز در منطقه در حال رخداد است، صرفاً یک بن‌بست نظامی موقت نیست؛ بلکه پایان یک توهم تاریخی است. توهمی که بر اساس آن، امریکا و اسرائیل می‌پنداشتند می‌توانند با توسل به زور و ترور، اراده ملت ایران و محور مقاومت را بشکنند.
    واقعیت این است که اکنون ایستاده‌ایم در نقطه‌ای که ایران نه به عنوان یک بازیگر، که به عنوان یک «تعیین‌کننده نظم منطقه‌ای» قد علم کرده است. تصمیم تهران برای توقف جنگ، دیگر یک واکنش به فشار خارجی نیست، بلکه یک اقدام ارادی مبتنی بر محاسبات دقیق داخلی و امنیت ملی است.
    پس، اگر روزی آتش‌بس در این منطقه برقرار شود، جهان باید بداند که این آتش به دست کسی خاموش می‌شود که آن را افروخته بود؟ هرگز. این آتش به دست کسی خاموش می‌شود که از شعله‌های آن عبور کرده و به کوره‌ای برای ریخت‌گری قدرت جدید تبدیل شده است. ایران ثابت کرد که زمان “معامله بر سر ضعف” به پایان رسیده است و عصر “تعریف صلح از موضع قدرت” آغاز شده است. امروز، هرگونه خوانش واقع‌بینانه از آینده غرب آسیا، ناگزیر از پذیرش این حقیقت است: سکان دار میدان صلح در منطقه، در دستان کسی است که طوفان را پشت سر گذاشته است.

 

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x