پشت پرده حملات پاکستان به افغانستان؛ فراتر از ادعای مبارزه با تروریزم

بر اساس گزارش «اکسپرس تریبون»، نشریه نزدیک به ارتش پاکستان، عملیات «غضب للحق» که به مناسبت عید فطر متوقف شده بود، از سر گرفته شده است.
پشت پرده حملات پاکستان به افغانستان؛ فراتر از ادعای مبارزه با تروریزم

منابع امنیتی نقل‌شده از سوی این نشریه می‌گویند عملیات «کارزاری مستمر، دقیق و هدفمند» است که سران گروه‌های تروریستی، زیرساخت‌های پشتیبانی، شبکه‌های لجستیکی و تسهیلگران و حامیان‌شان در مناطق تحت کنترل طالبان را هدف می‌گیرد.

با این حال، همین توصیف رسمی، پرسش اصلی را برجسته می‌کند که آیا این عملیات «هدف‌گذاری تروریزم» است یا بازتولیدِ بی‌اعتمادی و فشارهای میدانی بر کابل؟ وقتی ابزار «امنیت» به جای «حل بحران» به مکانیزم فشار تبدیل می‌شود، نتیجه دیر یا زود، گسترش جبهه‌های درگیری خواهد بود.

در ادامه، ادعای نشریه پاکستان با این پیش‌شرط همراه است که عملیات تا زمان «تجدیدنظر طالبان» در «اولویت‌گذاری نادرست» درباره حمایت از نیروهای نیابتی تروریستی ادامه می‌یابد. در واقع، این منطق نشان می‌دهد اسلام‌آباد آتش‌بس را به عنوان پل گفتگو نمی‌بیند، بلکه آن را فقط وقفه‌ای می‌پندارد که باید با بازگشت عملیات شکسته شود. این همان تناقضی است که در سیاست‌های این کشور تکرار می‌شود؛ تناقضی مبنی بر دعوت به مهار تهدید از یک سو و همزمان تداوم فشار نظامی از سوی دیگر.

همزمان، کارشناسان سازمان ملل تاکید می‌کنند حملات اخیر پاکستان غیرقانونی است. آن‌ها می‌گویند این حمله «نقض ممنوعیت استفاده از زور طبق ماده 2 منشور سازمان ملل و حقوق عرفی بین‌المللی.

همچنین گزارش کارشناسان می‌افزاید حق دفاع مشروع تنها زمانی قابل استناد است که طالبان ابتدا به پاکستان حمله کرده یا تی‌تی‌پی را برای حمله هدایت کرده باشند. اما در همین نقطه، مقایسه میان ادعای امنیتی پاکستان و معیار حقوقی سازمان ملل تعیین‌کننده است.

کارشناسان سازمان ملل می‌پرسد پاکستان چه سند معتبری ارائه کرده که نشان دهد تی‌تی‌پی تحت هدایت مقامات بالفعل افغانستان عمل می‌کند؟ وقتی «مدرک» در سطح بین‌المللی قانع‌کننده نیست، عملیات نظامی از حالت پاسخ حقوقی خارج و به ابزار فشار سیاسی نزدیک می‌شود.

در سوی دیگر، نشانه‌هایی از آمادگی برای کاهش تنش نیز دیده شد. اخیراً گروهی ۲۲ نفره از علمای دینی پاکستان و افغانستان در بیانیه‌ای مشترک خواستار تمدید آتش‌بس تا عید قربان، کاهش تنش‌ها و حرکت به سوی صلح پایدار از طریق گفتگو شده بودند.

این درخواست‌ها، به شکل نمادین نشان می‌دهد جامعه دینی منطقه نیز آتش‌بس را راه می‌داند، نه عملیات را. اما در لحظه‌ای که چنین مسیر اخلاقی و سیاسی مطرح می‌شود، حملات از سر گرفته می‌شود؛ نتیجه آن است که «صدای صلح» در برابر «سیاست فشار» بی‌اثر می‌ماند.

تجربه‌های پیشین نشان داده تشدید ناامنی در پاکستان و افزایش حملات مرگبار در داخل آن کشور، هم‌زمان با سیاست‌های بحران‌آفرین علیه افغانستان تشدید شده است. به بیان دیگر، امنیتی که قرار است برای پاکستان تولید شود، معمولاً از طریق اعمال فشار بر همسایه، به بحران متصل می‌شود و به جای مهار تهدید، میدان تقابل را گسترش می‌دهد.

کابل نیز بارها تاکید کرده که ناامنی و بی‌ثباتی امروز پاکستان «ریشه داخلی» دارد و ربطی به آمد و رفت حکومت‌ها در افغانستان ندارد؛ یعنی موضوعی بی‌پروایی امنیتی و چرخه‌های سیاسی است، نه پاسخ صرف به یک تهدید بیرونی. حالا وقتی پاکستان آتش‌بس را تمدید نمی‌کند و عملیات را دوباره فعال می‌سازد، این ادعا از نظر افکار عمومی منطقه، بیشتر رنگ واقعیت می‌گیرد و نگاه انتقادی نسبت به سیاست‌های اسلام‌آباد تقویت می‌شود.

در پایان باید گفت از سرگیری عملیات، احتمال تشدید تنش را بالا می‌برد و دو سوی مرز را با کانون‌های تازه درگیری روبه‌رو می‌کند. اگر هدف واقعاً «مهار تروریزم» باشد، آتش‌بس و گفتگو باید محور قرار گیرد؛ نه عملیات و تهدید. چون امنیتی که با بی‌اعتمادی تغذیه می‌شود، دیر یا زود به دور جدید خشونت می‌انجامد و هزینه آن را مردم دو کشور می‌پردازند، نه دستگاه‌های تصمیم‌گیر.

 

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x