کودک‌ کشان مدرسه میناب و پایان زورگویی استکبار

کودک‌ کشان مدرسه میناب و پایان زورگویی استکبار

نویسنده: م. کهریزنوی:

از تهدید ۴۸ ساعته تا آتش گرفتن ناوهای امریکایی؛ چگونه ایران معادلات قدرت را در هم شکست؟

عقب نشینی تحقیرآمیز دونالد ترامپ از مهلت ۴۸ ساعته برای حمله به ایران، نه یک اشتباه تاکتیکی، بلکه نشانه های از فروپاشی یک نظریه شکست خورده بود. تحلیل «عبدالباری عطوان»، سردبیر روزنامه فرامنطقه‌ای رای‌الیوم و تحلیلگر برجسته فلسطینی، ۷ عامل کلیدی این شکست را آشکار میسازد، اما فراتر از آن، این رویداد پوچی ادعای امریکا مبنی بر نظم بین الملل مبتنی بر حقوق بشر را افشا کرد. در حالی که ایران با موشک های هایپرسونیک خود، پدافندهای پیشرفته را به چالش کشید و اهداف حیاتی رژیم صهیونیستی را در دیمونا و عراد نشانه رفت، متحدان منطقه ای امریکا، به ویژه رژیم های عربی حوزه خلیج فارس، با سکوت مرگبار خود، شریک جنایات جنگی علیه زنان و کودکان غزه و یمن شدند. حملات وحشیانه به مدرسه «شجره طیبه» در میناب، چهره واقعی ترامپ و نتانیاهو را به مثابه جنایتکاران بین المللی به نمایش گذاشت.

واقعیت میدانی در ۲۵ روز اخیر، بزرگترین آزمون برای نظریه «صلح از طریق قدرت» بود که دونالد ترامپ همواره به آن مباهات میکرد. تحلیلگر برجسته جهان عرب، عبدالباری عطوان، در یادداشتی عمیقاً مستند، به واکاوی هفت عامل بنیادین پرداخت که تیم ترامپ را وادار به عقب نشینی شرم آور از ضربالاجل ۴۸ ساعته کرد. از جمله این عوامل، ترس از هدف قرار گرفتن تأسیسات حیاتی متحدان عربی در خلیج فارس توسط موشک های بالستیک ایران و همچنین ناتوانی در جبران خسارات روزافزون وارد بر ناوگان نظامی امریکا بود. اما آنچه این عقب نشینی را به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل می کند، افول «هیبت» قدرت های غربی و رسوایی استانداردهای دوگانه آنها در مواجهه با جنایات علیه بشریت است.

عبدالباری عطوان به درستی اشاره میکند که ترامپ و نتانیاهو به دنبال یک «جنگ کوتاه با پیروزی سریع» بودند، اما ایران جنگ بلند مدت فرسایشی را تحمیل کرد. گزارش های تأییدشده از آسیب دیدن دو ناو هواپیمابر امریکایی (آبراهام لینکلن و جرالد فورد) و یدککشی یکی از آنها به جزیره کرت، نشان میدهد که اتکای امریکا به قدرت سخت نظامی به بن بست رسیده است. پاسخ سریع ایران با پرتاب موشک های هایپرسونیک به سمت رآکتور هسته ای دیمونا و شهر عراد، این پیام روشن را به واشنگتن مخابره کرد که امنیت متحدان منطقه ای امریکا خط قرمز ایران است.

در حالی که رسانه های غربی بر تهدیدات ترامپ متمرکز بودند، سکوت معناداری در برابر جنایات گسترده علیه غیرنظامیان حاکم بود. در پرتو قوانین بینالمللی و منشور ملل متحد، اقدامات رژیم صهیونیستی با حمایت تسلیحاتی و دیپلماتیک امریکا در نوار غزه و یمن مصداق بارز «نسل کشی» است. بر اساس گزارش های سازمان های بین المللی حقوق بشری، بمباران مناطق مسکونی، هدف قرار دادن کاروان های امدادرسانی و محاصره غذایی علیه بیش از دو میلیون فلسطینی در غزه، نقض آشکار ماده ۳ از کنوانسیون های چهارگانه ژنو محسوب میشود. در یمن نیز ادامه حملات ائتلاف سعودی-اماراتی با چراغ سبز امریکا، زیرساخت های حیاتی و اماکن غیرنظامی را ویران کرده است. این جنایات، امریکا و اسرائیل را به «کودک کش» و «جنایتکار جنگی» تبدیل کرده که اعتبار حقوق بین الملل را به سخره گرفته اند.

در سایه این تهدیدات، جنایتی هولناک رقم خورد که وجدان بشری را به لرزه درآورد. در روزی که مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و امریکا از مجرای میانجی گران در جریان بود، جنگنده ها و ناوهای امریکایی با هماهنگی تیم ترامپ و نتانیاهوی کودک کش، حمله ای وحشیانه به مکتب ابتدایی «شجره طیبه» در شهر میناب ترتیب دادند. وزارت دفاع امریکا (پنتاگون) شلیک موشک های تاماهاوک از ناوهای خود در آن مقطع زمانی را تأیید کرد. این حمله که منجر به شهادت دستکم ۱۷۵ دانش آموز و معلم و ویرانی کامل این مکتب شد، هیچ توجیه نظامی نداشت و صرفاً اقدامی تروریستی دولتی و مصداق بارز «جنایت علیه بشریت» بود. این اقدام وحشیانه، چهره واقعی کسانی را افشا میکند که مدعی دفاع از دموکراسی و حقوق بشر هستند.

در این میان، نقش کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و اردن بیش از هر زمان دیگری مورد سوال است. از منظر دین مبین اسلام، قرآن کریم در آیات متعددی وجوب دفاع از مظلومان و همکاری در امور نیک و تقوا را بر مسلمانان فرض کرده است. پیامبر اسلام (ص) نیز میفرمایند: «هر کس به امور مسلمانان اهتمام نورزد، از آنان نیست». با این حال، شاهد هستیم که این کشورها نه تنها میزبان پایگاه های نظامی مهاجم به ایران و یمن هستند، بلکه در مقابل کشتار جمعی زنان و کودکان فلسطینی در غزه و جنایت میناب، سکوت مرگبار یا همراهی سیاسی را در پیش گرفته اند. از منظر حقوق بشر، این دولت ها با اعطای پایگاه به نیروهای متجاوز و عادی سازی روابط با رژیمی که مرتکب نسلکشی میشود، به عنوان «مشارکت در جرم» در دیوان کیفری بینالمللی قابل تعقیب هستند.

تحلیل عبدالباری عطوان به درستی نشان میدهد که تهدیدات ترامپ نه از سر قدرت، که از سر هذیان و ناتوانی بود. آنچه در ۲۵ روز گذشته رخ داد، پایان افسانه «ابرقدرت شکست ناپذیر» امریکا و افول اعتبار اخلاقی غرب در جهان است. ایران نشان داد که تنها با تکیه بر بازدارندگی داخلی و استقلال راهبردی میتوان توازن قوا را تغییر داد. اما فراتر از معادلات نظامی، محکومیت تاریخی در انتظار کسانی است که با سکوت یا مشارکت خود، جنایتکارانی چون ترامپ و نتانیاهو را در به خاک و خون کشیدن کودکان میناب و غزه همراهی کردند.

ملت های منطقه و وجدان بیدار جهان امروز با چشمانی باز شاهدند که چگونه امریکا و متحدانش، در حالی که از اصطلاحاتی چون «مذاکره ثمر بخش» سخن میگویند، پشت میزمذاکره موشک به سوی مکتب ابتدایی شلیک می کنند. این دوگانگی، بزرگترین رسوایی حقوق بشر در قرن بیست و یکم است.

ما منتظر تهدید بعدی ترامپ و عقب نشینی شرم آور بعدی او هستیم، زیرا منطقه ای که ذلت امریکا را در خلیج فارس و شکست اسرائیل را در غزه لمس کرده است، دیگر هرگز با زبان زور و تهدید مدارا نخواهد کرد. «هیبت» شکسته شده و «امپراتوری» در حال افول، تنها میراث به جامانده از این ماجراجویی خطرناک برای کاخ سفید خواهد بود.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x