نویسنده: ز. نظری
نوروز، فراتر از یک آیین باستانی، نماد زایش طبیعت، تجدید حیات انسان و زبان مشترک فرهنگهاست. ثبت «روز جهانی نوروز» توسط سازمان ملل متحد، نشان دهنده جایگاه این میراث تمدنی در ترویج صلح، همزیستی و ارزشهای انسانی است. این قلم، با رویکردی تحلیلی، به بررسی ابعاد فرهنگی، دینی و عقلانی نوروز پرداخته و از منظر خرد و دین، آن را نه تنها مجاز، بلکه ستودنی میداند.
نوروز، این میراث کهن و زنده، نه تنها آغاز یک سال نو، بلکه آغاز یک نگاه نو به زندگی است؛ نگاهی که در آن، طبیعت، انسان و معنا در یک هماهنگی شگفت انگیز به هم میرسند. از دشتهای سبز افغانستان تا کوههای سربه فلککشیده تاجیکستان و باغهای شکوفه زده ایران، نوروز همواره پیام آور امید، صلح و همدلی بوده است.
اینجانب، با نهایت احترام و صمیمیت، نوروز را به همه مردم جهان و به ویژه به مردم شریف افغانستان، تاجیکستان و ایران تبریک عرض میکنم؛ و این تبریک سه دلیل روشن و عمیق دارد:
نخست، به مناسبت «روز جهانی نوروز» که بهعنوان یک میراث مشترک بشری به رسمیت شناخته شده است؛
دوم، بهخاطر آغاز فصل بهار، فصل زایش، رویش و نو شدن حیات؛
و سوم، به این دلیل که نوروز نماد «تجدید انسانیت» است، لحظهای که انسان میتواند از نو بیندیشد، کینهها را کنار بگذارد و با قلبی تازه، مسیر زندگی را بر پایه مهر، عقلانیت و اخلاق آغاز کند.
اعلام نوروز به عنوان یک روز جهانی، یک تصمیم صرفاً فرهنگی نبود، بلکه انتخابی مبتنی بر خرد جمعی جهانی بود. چند دلیل اساسی این انتخاب را توجیه میکند:
- گستره جغرافیایی و انسانی: نوروز توسط بیش از 300 میلیون انسان در مناطق مختلف جهان گرامی داشته میشود؛ این خود یک سرمایه فرهنگی جهانی است.
- همسویی با ارزشهای انسانی: نوروز بر مفاهیمی چون صلح، آشتی، همزیستی و احترام به طبیعت تأکید دارد، ارزشهایی که دقیقاً در راستای اهداف جهانی هستند.
- ارتباط با طبیعت: نوروز آغاز بهار است؛ زمانی که زمین از نو زنده میشود. این پیوند عمیق با طبیعت، آن را به نمادی از توسعه پایدار و احترام به محیط زیست تبدیل کرده است.
- فرهنگ صلح: سازمان ملل نوروز را در چارچوب «فرهنگ صلح» به رسمیت شناخت، زیرا این جشن، انسانها را به هم نزدیک میکند، نه دور.
نوروز از منظر دین؛ شکرگزاری یا بدعت؟ برخی افراد، از سر ناآگاهی یا برداشتهای سطحی، نوروز را نادرست یا حتی حرام میدانند؛ در حالی که با نگاهی عمیق به آموزههای دین اسلام، حقیقت کاملاً متفاوت است.
در اسلام، شکرگزاری از نعمتهای الهی یک اصل بنیادین است. آیا بهار، با آن همه زیبایی، شکوفایی و حیات، یکی از بزرگ ترین نعمتهای الهی نیست؟
وقتی زمین مرده زنده میشود، وقتی باران رحمت الهی می بارد، وقتی دانهها میشکفند و درختان جان میگیرند، آیا اینها نشانههای قدرت و رحمت خداوند نیست؟
نوروز، در حقیقت، جشن دیدن این نشانههاست؛ جشن سپاس از خداوند برای؛ زنده شدن طبیعت، سرسبزی کشتزارها و گندمزارها، طراوت درختان و گلها، شادابی روح انسانها، و حتی نشاط حیوانات، پرندگان، خزندگان، پروانهها و همه موجودات زنده.
این نگاه، نه تنها مخالف دین نیست، بلکه عین دینداری است؛ زیرا انسان را به تأمل در آیات الهی در طبیعت دعوت میکند. قرآن کریم بارها انسان را به دیدن، اندیشیدن و شکرگزاری فراخوانده است و نوروز، فرصتی عملی برای همین تأمل است.
چنانچه خداوند در سوره روم آیه 24 می فرماید: « وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ.»
یعنی: و از نشانه های قدرت و ربوبیت اوست که برق را مایه ترس از صاعقه و امید به باران به شما می نمایاند، و از آسمان، آبی نازل می کند که زمین را پس از مردگی اش به وسیله آن زنده می کند؛ قطعاً در این شگفتی های آفرینش نشانه هایی است برای مردمی که تعقّل می کنند.
و پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) می فرماید: یک ساعت اندیشیدن بهتر از یک سال عبادت است!
و امیر الموءمنین حضرت علی (ع) نیز می فرماید: هیچ عبادتی مانند اندیشیدن در صنع خداوند نیست، ایشان برترین نوع عبادت را تفکر در قدرت، آیات الهی و مخلوقات میداند که بسیار والاتر از عبادتهای ظاهری و بدنیِ صرف است. این نوع تفکر موجب شناخت خدا، تقویت ایمان و معرفت عمیقتر میشود!
در منطق قرآن و سنت، «دیدن» صرف نگاه ظاهری نیست، بلکه مقدمهای برای «اندیشیدن» و رسیدن به حقیقت است. انسان مؤمن، با مشاهدهی جهان، در آن تأمل و تفکر میکند و از این رهگذر به معرفت، ایمان و رشد میرسد.
از منظر خرد و منطق، هر پدیدهای که به افزایش محبت، کاهش کینه، تقویت خانواده و ایجاد امید در جامعه کمک کند، پدیدهای مثبت و ارزشمند است. نوروز دقیقاً چنین کارکردی دارد:
- دید و بازدیدها، روابط انسانی را تقویت میکند
- بخشش و آشتی، کینهها را کاهش میدهد
- نو شدن، امید را در دلها زنده میکند
از منظر دینی نیز، این ارزشها کاملاً مورد تأیید هستند. بنابراین، نوروز در تقاطع «دین»، «عقل» و «فرهنگ» قرار دارد، و این جایگاه آن را استوارتر میسازد.
و اما سخنی با مخالفان نوروز: آنان که با نوروز مخالفت میکنند و آن را نادرست میدانند، شایسته است با نگاهی عمیق تر و عاقلانه تر به این پدیده بنگرند. مخالفت با نوروز، در بسیاری موارد، نه از روی شناخت دین، بلکه از روی سوء برداشت از دین و یا از روی فهم نادرست از دین است!
دین، برای سخت گیری نیامده، بلکه برای هدایت، رحمت و تعالی انسان آمده است. نوروز، فرصتی برای شادی مشروع، همبستگی اجتماعی و یاد خداوند در جلوههای طبیعت است.
بیایید بهجای نفی، به فهم عمیق تر روی آوریم؛ بهجای تحریم، به تبیین بپردازیم؛ و بهجای ایجاد فاصله، پلی از همدلی بسازیم.
نوروز، تنها یک روز در تقویم نیست؛ یک «اندیشه» است؛ اندیشهای که به ما میآموزد جهان همیشه میتواند از نو آغاز شود. در جهانی که از جنگ، افراطگرایی و تفرقه رنج میبرد، نوروز پیام آور صلح، تعادل و بازگشت به فطرت انسانی است. این جشن، به ما یاد آوری می کند همان گونه که زمین پس از زمستان زنده میشود، دلهای انسانها نیز میتوانند از نو سرشار از مهر و امید شوند. پس نوروز را باید پاس داشت؛ نه فقط بهعنوان یک سنت، بلکه بهعنوان یک «راه خردمندانه و معنوی»، راهی به سوی فهم بهتر خداوند، طبیعت و انسان منتهی می شود. باشد که نوروز، نهتنها آغاز سال نو، بلکه آغاز اندیشهای نو در دل همه ما باشد.




