نویسنده: ز. نظری
وقتی آزادی بیان در بند است؛ بررسی چالش برانگیز سیاستهای طالبان در برابر رسانهها و رسالت فراموشنشدنی خبرنگاران.
روز ملی خبرنگار در افغانستان، که زمانی نماد پاسداشت حقیقت جویی و آزادی بیان بود، امروز در سایه حاکمیت طالبان به یادآور سرکوب، تهدید و خاموشی رسانهها بدل شده است. افزایش خشونت علیه خبرنگاران، تشدید سانسور و تلاش برای تحمیل «تک صدایی»، نه تنها اصول ژورنالیزم، بلکه ارزشهای دینی، اخلاقی و انسانی را به چالش کشیده است.
جامعهای که در آن صداها خاموش شود، حقیقت نیز در آن به محاق میرود. افغانستان امروز، در حالی روز ملی خبرنگار را تجربه میکند که خبرنگاران آن، به جای تجلیل، با ترس، تهدید و محدودیت دست و پنجه نرم میکنند. گزارش اخیر مرکز خبرنگاران افغانستان، تصویری نگران کننده از افزایش خشونت، بازداشت، سانسور و فشارهای سیستماتیک بر رسانهها ارائه میدهد؛ وضعیتی که نه تنها آزادی بیان، بلکه بنیانهای یک جامعه سالم و آگاه را متزلزل ساخته است.
اسلام، دین آگاهی، عدالت و امر به معروف است. در آموزههای اسلامی، «کتمان حقیقت» و «خاموش کردن صدای حق» نه تنها نکوهش شده، بلکه گناهی بزرگ تلقی میشود. قرآن کریم در سوره بقره آیا 43 به صراحت میفرماید: «وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ .»
یعنی: و حق را با باطل مخلوط نکنید، تا تشخیص دادنشان بر مردمِ جویای حق دشوار نشود، وحق را که قرآن وپیامبر است، در حالی که میدانید و می شناسید، از مردم پنهان نکنید.
بر این اساس، خبرنگار در جامعه اسلامی میتواند مصداق «شاهد» و «ناقل حقیقت» باشد. اگر این صداها خاموش شوند، جامعه در تاریکی جهل و تحریف فرو میرود. اقداماتی چون انتشار اعترافات اجباری، محدود کردن زنان خبرنگار و سانسور صداهای مخالف، نه تنها با روح اسلام سازگار نیست، بلکه مصداق ظلم و تحریف حقیقت است.
آزادی بیان معقول، نه بیقیدی است و نه هرج ومرج؛ بلکه چارچوبی است که در آن حقیقت، نقد و آگاهی جریان مییابد. رسانهها چشم بیدار جامعهاند و بدون آنها، فساد و استبداد رشد میکند. مردم بدون دسترسی به اطلاعات دقیق، نمیتوانند تصمیمهای درست بگیرند و در نتیجه، آگاهی عمومی کاهش مییابد. شفافیت رسانهای باعث افزایش اعتماد اجتماعی میشود و جامعه را از فروپاشی اخلاقی حفظ میکند. همچنین نقد سازنده میتواند از بروز بحرانهای بزرگ جلوگیری کند، زیرا نارضایتیها پیش از آنکه به انفجار برسند، در فضای گفتوگو تخلیه میشوند. در غیاب آزادی بیان، «تکصدایی» شکل میگیرد و تکصدایی، آغاز انحراف و پایان حقیقت است.
بر اساس اصول حرفهای ژورنالیزم، رسانه باید مستقل باشد، بیطرفی نسبی را رعایت کند و حقیقت را بدون تحریف منتقل نماید. اما آنچه امروز در افغانستان دیده میشود، تبدیل رسانهها به ابزار تبلیغات و پروپاگاندا یک گروه خاص است. این تغییر ماهیت، نه تنها اعتبار رسانهها را از بین میبرد، بلکه جامعه را در معرض اطلاعات یکجانبه و جهت دار قرار میدهد. تلاش برای بد نام سازی خبرنگاران مستقل و ایجاد ساختارهای پنهان برای کنترل روایتها، نشاندهنده یک پروژه سازمان یافته برای مهندسی افکار عمومی است؛ پروژهای که در نهایت به زیان خود حاکمیت نیز تمام خواهد شد.
تک صدایی، در کوتاه مدت شاید نظم ظاهری ایجاد کند، اما در بلندمدت به افزایش بیاعتمادی عمومی، مهاجرت نخبگان و خبرنگاران، انزوای بینالمللی و تضعیف مشروعیت سیاسی منجر میشود. تجربه تاریخی نشان داده است که هیچ نظامی با سرکوب صداها پایدار نمانده است.
اگر طالبان به دنبال ثبات پایدار، مشروعیت داخلی و پذیرش بینالمللی هستند، لازم است در سیاستهای رسانهای خود تجدید نظر کنند. احترام به آزادی بیان در چارچوب ارزشهای اسلامی، پایان دادن به سرکوب و تهدید خبرنگاران، اجازه فعالیت آزاد به رسانههای مستقل، بازنگری در سیاستهای تبعیضآمیز علیه زنان خبرنگار و گفتگو با نهادهای رسانهای، میتواند مسیر بهتری برای آینده افغانستان رقم بزند. امنیت خبرنگار در حقیقت، امنیت جامعه است و حذف زنان از رسانه، حذف نیمی از حقیقت است.
روز ملی خبرنگار در افغانستان، امروز بیش از آنکه روز جشن باشد، روز تأمل است؛ تأملی بر سرنوشت حقیقت در سرزمینی که روزگاری رسانههای آن نماد پویایی و امید بودند. سرکوب رسانهها شاید بتواند صداها را خاموش کند، اما حقیقت را نمیتوان برای همیشه پنهان ساخت. جامعهای که در آن قلمها شکسته شود، دیر یا زود با بحرانهای عمیقتری مواجه خواهد شد. راه نجات، نه در خاموشی، بلکه در شنیدن صداها، پذیرش نقد و بازگشت به اصول انسانی، اسلامی و اخلاقی است. خبرنگاران وجدان بیدار جامعهاند و جامعهای که وجدان خود را خاموش کند، راهی جز سقوط نخواهد داشت.




