این وضعیت، تلآویو را وادار به بررسی کاهش بودجه برخی وزارتخانهها و انتقال منابع به وزارت جنگ کرده است؛ اقدامی که نشان از عمق بحران اقتصادی ناشی از سیاستهای ماجراجویانه این رژیم دارد.
در همین راستا، کانال ۱۲ رژیم صهیونیستی اذعان داشته که حمله به ایران تا دیروز (یکشنبه، ۲۴ حوت/اسفند)، ۷ میلیارد دالر هزینه به رژیم اسرائیل تحمیل کرده و این روند افزایشی است. این در حالی است که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، حملات کوبندهای را علیه مواضع حساس صهیونیستها آغاز کردهاند که با به صدا درآمدن مداوم آژیرهای خطر در تلآویو و گزارش رسانههای عبری مبنی بر کوبیده شدن این شهر توسط موشکهای ایرانی همراه بوده است.
سازمان مالیات رژیم صهیونیستی، با اعلام دریافت بیش از ۹۱۱۵ درخواست جبران خسارت ناشی از آسیب به اموال، سعی در عادیسازی ابعاد خسارات وارده دارد. این آمار که شامل ۶۵۸۶ درخواست مربوط به ساختمانها، ۱۰۴۴ درخواست برای وسایل و تجهیزات، و ۱۴۸۵ درخواست برای وسایل نقلیه است، تلآویو (۴۶۰۹ درخواست) و عسقلان (۳۶۶۴ درخواست) را در صدر مناطق آسیبدیده قرار میدهد.
با این حال، این ارقام به هیچ وجه منعکسکننده خسارات واقعی نیستند؛ چرا که مقامات اسرائیلی با اعمال نظارت شدید، از انتشار جزئیات کامل خسارات وارده جلوگیری میکنند.
تضاد آشکار میان آمار رسمی وزارت صحت رژیم صهیونیستی مبنی بر انتقال ۲۵۵۷ مجروح به شفاخانهها و برآوردهای مراکز تحقیقاتی که از کشته شدن تعداد قابل توجهی از صهیونیستها حکایت دارند، گواه این مدعاست. این محدودیت در انتشار اطلاعات، نه تنها بیانگر تلاش برای پنهانسازی ابعاد شکست، بلکه نشاندهنده عدم توانایی رژیم در مدیریت بحرانهای ناشی از پاسخهای قاطع ایران است.
از سوی دیگر، حملات برقآسای ایران به عمق اهداف استراتژیک در تلآویو، حیفا و سایر مراکز حیاتی، تأثیرات عمیق سیاسی، اقتصادی و امنیتی را بر رژیم صهیونیستی تشدید خواهد کرد. این وضعیت، هیمنه پوشالی قدرت منطقهای این رژیم را از میان برده و افسانه کاذب شکستناپذیری آن را در هم شکسته است؛ واقعیتی که این روزها حتی برخی محافل سیاسی و رسانهای غرب نیز به آن اعتراف میکنند.
تهاجم مشترک امریکایی-صهیونیستی به ایران، که با واکنش قاطع، تعیینکننده و عبرتآموز جمهوری اسلامی مواجه شد، بازتابهای جهانی قابل ملاحظهای داشته است. عدم همسویی قدرتهای اروپایی چون فرانسه و آلمان با اقدامات تجاوزکارانه واشنگتن و تلآویو، قویاً نشان میدهد که هژمونی جهانی و منطقهای مورد انتظار ترامپ و نتانیاهو در قبال ایران، کاملاً از بین رفته است.
در مقابل، روایت مسلط حماسی جهانی، روحیه مقاومت، مبارزه و انتقام جمهوری اسلامی ایران و نیروهای جبهه مقاومت را به تصویر میکشد که اقتدار و قوت آنها بیش از پیش افزایش یافته و چشمانداز روشنی را در منطقه و فراتر از آن ترسیم مینماید.
با این همه، تهاجم مشترک امریکایی-صهیونیستی به ایران، با وجود هزینههای هنگفت و تلاش برای نمایش قدرت، نه تنها به اهداف خود دست نیافته، بلکه با واکنش قاطع ایران، انزوای جهانی رژیم صهیونیستی را تشدید کرده و شکستی راهبردی را برای هژمونی واشنگتن و تلآویو در منطقه رقم زده است.




