بیش از نیم قرن از حضور نظامی ایالات متحده در برخی کشورهای اسلامی میگذرد؛ حضوری که در ظاهر با هدف تأمین امنیت، مبارزه با تروریزم و حمایت از دولتهای منطقه توجیه شده، اما در عمل، هیچ دستاورد ملموسی برای ملتهای مسلمان نداشته است.
از افغانستان و عراق گرفته تا قطر و عربستان، بخشهایی از خاک کشورهای اسلامی عملاً به پایگاههای دائمی امریکا تبدیل شده است؛ پایگاههایی که به گفته بسیاری از تحلیلگران، به ابزاری برای اجرای سیاستهای امپریالیستی واشنگتن بدل شدهاند.
ناظران معتقدند که امریکا با حفظ پایگاههای نظامی در خاک کشورهای اسلامی، بیش از آنکه امنیت وارد کند، بیثباتی را نهادینه ساخته است. این وضعیت، بازتابدهندهی واقعیتی است که در حوادث اخیر منطقه نیز دیده میشود؛ از جمله در حمله رژیم صهیونیستی به قطر در سال جاری، کشوری که با وجود استقرار بزرگترین پایگاه نظامی امریکا، واشنگتن حتی واکنشی نمادین نشان نداد. این تناقض آشکار میان ادعا و عملکرد، یادآور رویکردی است که منافع مردم منطقه را قربانی اهداف ژئوپولیتیکی خود میکند.
پیشینه حضور نظامی امریکا در منطقه به دوران جنگ سرد برمیگردد، اما پس از حملات ۱۱ سپتامبر و آغاز جنگ افغانستان و عراق، این حضور شدت بیشتری یافت. آمارها نشان میدهد که در سالهای گذشته، بیش از چهل پایگاه رسمی و غیررسمی امریکا در خاک کشورهای اسلامی فعال بوده است؛ پایگاههایی که نه تنها خطرات امنیتی را کاهش ندادند، بلکه به مبداء و مقری برای عملیات اطلاعاتی و استخباراتی علیه دولتها و گروههای مقاومت تبدیل شدند. این وابستگی نظامی به نیروهای خارجی، تناقضی بنیادی با مفهوم استقلال و اقتدار امت اسلامی دارد.
در مقایسه با سایر مناطق جهان، خاورمیانه بیشترین تراکم نیروهای نظامی امریکا را در خود جای داده است؛ با این حال، نه ثبات سیاسی پایدار حاصل شده و نه امنیت اجتماعی. کشورهای همسایه همچنان در ناامنی متقابل به سر میبرند و فضای بیاعتمادی عمومی، امکان هرگونه اتحاد منطقهای را تضعیف کرده است. در چنین شرایطی، حضور امریکا بیش از آنکه درمانگر بحرانها باشد، خود به منبع بحران بدل شده است.
اکنون، برای امت اسلامی یک ضرورت حیاتی مطرح است و آن، بازاندیشی در نوع رابطه با قدرتهای فرامنطقهای و حرکت به سوی خوداتکایی امنیتی. پایانبخشیدن به حضور نظامی امریکا در کشورهای اسلامی، نه صرفاً یک تصمیم سیاسی، بلکه یک گام بنیادین در مسیر استقلال، همگرایی و بازسازی اعتماد میان ملتهای مسلمان است. از رهگذر این تحول راهبردی است که امنیت حقیقی و وحدت واقعی در جغرافیای اسلامی معنا خواهد یافت.




