بحران امنیتی پاکستان؛ از سردرگمی داخلی تا اولتیماتوم به کابل

عاصم منیر، فرمانده کل نیروهای مسلح پاکستان، ، اخیراً با لحنی هشدارآمیز، هرگونه چشم‌انداز صلح میان کابل و اسلام‌آباد را مشروط به توقف حمایت طالبان افغانستان از گروه‌های شبه‌نظامی دانسته است.
Pakistan

وی روز گذشته (چهارشنبه، 13 حوت) اعلام کرد که استفاده از خاک افغانستان برای تهاجم علیه پاکستان «غیرقابل قبول» است. این اظهارات تند در جریان بازدید از مناطق مرزی وزیرستان جنوبی، بازتاب‌دهنده اوج‌گیری تنش‌ها و درگیری‌های اخیر میان دو طرف است که تلفاتی نیز برجای گذاشته است. جنرال منیر گروه‌هایی مانند تحریک طالبان پاکستان (TTP) و جدایی‌طلبان بلوچ را متهم کرد که از خاک همسایه برای عملیات خود بهره می‌برند و طالبان را به موضع‌گیری شفاف فراخواند.

این موضع‌گیری مقام بلندپایه پاکستانی در حالی است که حکومت طالبان در کابل، پیش از این قویاً اتهامات مشابه را تکذیب کرده و ریشه ناامنی‌ها را ساختاری و داخلی دانسته است. اما تحلیل رفتار پاکستان در قبال افغانستان نشان می‌دهد که این اتهامات نه یک وضعیت جدید، بلکه واکنشی ناگزیر به نتایج سیاست‌های بلندمدت خود اسلام‌آباد است.

پاکستان در چهار دهه گذشته، افغانستان را به عنوان یک حیاط خلوت استراتژیک برای مدیریت منافع منطقه‌ای خود تعریف کرده و عمداً در ایجاد و مدیریت بحران در این کشور نقش داشته است. این استراتژی، اگرچه در مقطعی اهرم فشار اسلام‌آباد بود، اما اکنون بازی را برگردانده است.

پس از فروپاشی نظم سیاسی پیشین و قدرت‌گیری مجدد طالبان، کانال‌های سنتی تأثیرگذاری پاکستان از بین رفت. این امر فرصتی را برای گروه‌های مسلح فعال در داخل پاکستان فراهم کرد تا با احساس امنیت بیشتر، فشار علیه دولت مرکزی را افزایش دهند.

بیشتر بخوانید:  اعترافات تلخ؛ آیا پاکستان در دوراهی چرخش استراتژیک قرار دارد؟

به عبارتی، بحرانی که پاکستان انتظار داشت آن را مدیریت کند، اکنون به یک تهدید امنیتی مستقیم در عمق خاک خود تبدیل شده است. لذا، ناله‌های امروز مقامات پاکستانی از ناامنی، در واقع خودآگاهی دیرهنگام نسبت به پیامدهای سیاست‌های بحران‌سازانه‌ای است که خود بر مبنای آن بنا شده‌اند.

تناقض اساسی در موضع فعلی اسلام‌آباد زمانی آشکار می‌شود که اقدامات گذشته این کشور در قبال افغانستان با ادعاهای کنونی‌اش مقایسه شود. حمایت‌های تاریخی از بازیگران مختلف در افغانستان، با هدف حفظ عمق استراتژیک، اکنون به عاملی برای بی‌ثباتی منطقه‌ای بدل شده که دامن خود پاکستان را گرفته است.

بناً آنچه اسلام‌آباد امروز می‌خواهد، در تضاد کامل با خط‌مشی عملی گذشته آن قرار دارد؛ سیاستی که افغانستان را همواره عرصه رقابت ژئوپلیتیک و نه یک شریک پایدار دیده است.

در این میان، گروه‌هایی مانند تحریک طالبان پاکستانی با استفاده از فضای موجود، پتانسیل عملیاتی خود را افزایش داده‌اند. این وضعیت، یک مقایسه تاریخی دردناک را به ذهن متبادر می‌کند؛ وضعتی که نشان می‌دهد کشورهایی که به جای ساختن ثبات در همسایگی، به دنبال بهره‌برداری از ناآرامی‌ها هستند، نهایتاً باید تاوان این رویکرد را بپردازند.

بنابراین، تا زمانی که پاکستان نخواهد از سیاست مداخله‌جویانه و بحران‌آفرین دست بردارد و بی‌ثباتی همسایه را نه به عنوان یک تهدید، بلکه به عنوان یک ضرورت امنیتی مشترک بپذیرد، توقعات از کابل به یک درخواست متناقض و بی‌اثر تبدیل خواهد شد؛ چه این‌که امنیت پاکستان در گرو بازنگری در سیاست‌های چهار دهه اخیر خود است، نه صرفاً صدور اولتیماتوم به کابل.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x