لغو نهادهای حامی رسانه‌ها؛ سامان‌دهی یا تنگ‌تر شدن حلقه محدودیت؟

رسانه در افغانستان صرفاً یک ابزار اطلاع‌رسانی نیست؛ بلکه یکی از شاخص‌های مهم توسعه فرهنگی، بیداری اجتماعی و پیوند افغانستان با جهان معاصر به‌شمار می‌رود. تضعیف این بخش، در نهایت به تضعیف سرمایه اجتماعی و انسداد گفت‌وگوی ملی می‌انجامد.
لغو نهادهای حامی رسانه‌ها؛ سامان‌دهی یا تنگ‌تر شدن حلقه محدودیت؟

در اعلامیه این وزارت آمده است که کثرت نهادهای حامی رسانه‌ها، به‌جای حل مشکلات خبرنگاران، در برخی موارد به تضعیف اعتبار رسانه‌های افغانستان در سطح جهانی انجامیده است.

طالبان همچنین تأکید کرده‌اند که شماری از این نهادها مدت‌هاست عملاً غیرفعال‌اند و ادامه فعالیت‌شان فاقد توجیه حرفه‌ای است. بر بنیاد همین ارزیابی، قرار است تنها جواز سه نهاد تمدید و سایر نهادها از چرخه فعالیت حذف شوند؛ بی‌آن‌که نام این سه نهاد مشخص شود.

همین ابهام، به‌تنهایی برای شکل‌گیری موجی از نگرانی کافی بوده است. جامعه رسانه‌ای می‌پرسد معیار انتخاب چیست، چه نهادی «مجاز» و کدام «نامجاز» تلقی می‌شود و این تصمیم تا چه اندازه از ملاحظات حرفه‌ای، نه سیاسی و امنیتی، تأثیر پذیرفته است. تجربه‌های پیشین نشان داده است که شفاف نبودن معیارها، اغلب به محدودسازی تدریجی فضا می‌انجامد.

برای درک بهتر این نگرانی‌ها، باید به پیشینه رسانه در افغانستان بازگشت. پس از سقوط دور نخست طالبان و استقرار نظام جمهوری اسلامی در دهه هشتاد خورشیدی، رسانه‌ها یکی از پویاترین بخش‌های جامعه شدند.

در این دوره، صدها رسانه دیداری، شنیداری و نوشتاری شکل گرفت و هزاران خبرنگار، با وجود تهدیدها، برای نهادینه‌سازی فرهنگ اطلاع‌رسانی تلاش کردند. در این مسیر، نهادهای حامی رسانه ـچه داخلی و چه بین‌المللیـ نقش ستون فقرات این رشد را ایفا کردند.

بیشتر بخوانید:  کشتار خبرنگاران در جهان و نگاهی به وضعیت رسانه‌های افغانستان

بازگشت طالبان اما این معادله را به‌گونه بنیادین تغییر داد. تشدید محدودیت‌ها، اعمال دستورالعمل‌های سخت‌گیرانه، بیکاری گسترده خبرنگاران، مهاجرت اجباری نیروهای متخصص و تعطیلی ده‌ها رسانه، تنها بخشی از پیامدهای بیش از چهار سال حاکمیت دوباره این گروه است. در چنین فضایی، حذف نهادهای حامی رسانه، عملاً به معنای تضعیف آخرین شبکه‌های حمایتی باقی‌مانده است.

اینجا تناقض اصلی خود را نشان می‌دهد. طالبان از یک‌سو اعلام می‌کنند که فعالیت رسانه‌ها را در چارچوب «ارزش‌های ملی و اسلامی» به رسمیت می‌شناسند و از سوی دیگر، سیاست‌های عملی‌شان دایره فعالیت رسانه‌ای را هر روز تنگ‌تر می‌کند. اگر هدف، اصلاح و ارتقای حرفه‌ای‌گری است، انتظار می‌رود رویکرد حمایتی و اصلاحی جایگزین حذف و انحصار شود.

رسانه در افغانستان صرفاً یک ابزار اطلاع‌رسانی نیست؛ بلکه یکی از شاخص‌های مهم توسعه فرهنگی، بیداری اجتماعی و پیوند افغانستان با جهان معاصر به‌شمار می‌رود. تضعیف این بخش، در نهایت به تضعیف سرمایه اجتماعی و انسداد گفت‌وگوی ملی می‌انجامد.

با این همه، انتظار جامعه رسانه‌ای و افکار عمومی این است که حکومت طالبان، به‌جای سیاست‌های محدودکننده و تصمیم‌های مبهم، فضایی شفاف، آزاد و قابل پیش‌بینی برای رسانه‌ها و نهادهای حامی آن فراهم سازد. اصلاح، زمانی معنا پیدا می‌کند که به تقویت بینجامد، نه به خاموشی تدریجی صداها.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x