نویسنده: خانم ز. نظری
بازداشت چهار خبرنگار افغان در پاکستان نه تنها نقض آشکار آزادی بیان است، بلکه نشانهای از بیرحمی ساختارهایی است که از کابل تا اسلامآباد، حقیقت را دشمن خود میپندارند. این رویداد زنجیرهای از مسئولیتها را برملا میسازد: از طالبان که روزنههای نفس رسانه را در افغانستان بستند، تا پاکستان که میزبان بیپناهی شد اما پناه نداد، و تا امریکا و دولتهای پیشین افغانستان که بذر این بحران را کاشتند. در میانه این تاریکی، خبرنگاران افغان نماد روشن وجدان انسانیاند که هنوز در تبعید، برای حقیقت مینویسند.
آزادی بیان، ستون اصلی هر جامعهی زنده و خردورز است؛ اما در سرزمینهایی که سیاست بر انسانیت میچربد، این آزادی همواره در حبس بوده است. بازداشت چهار خبرنگار افغان در پاکستان بار دیگر نشان داد که نه تنها در خاک خود، بلکه در دیار همسایه نیز، هیچ تضمینی برای امنیت گفتن و نوشتن وجود ندارد و حتی پناهی برای زیستن فراهم نیست.
این حادثه، تنها یک رویداد امنیتی نیست؛ بلکه نمادی از فروپاشی وجدان سیاسی در منطقه است. خبرنگاران افغان در پاکستان، نه مجرماند و نه تهدید؛ بلکه حاملان حقیقتاند که از چنگال طالبان گریختهاند تا در سایه عدالت جهانی زنده بمانند. اما وقتی میزبان نیز به زندان بدل میشود، باید پرسید: آیا آزادی بیان در منطقه ما تنها یک شعار برای نشستهای بینالمللی است؟
بازداشت خبرنگاران افغان توسط پولیس پاکستان، توهینی آشکار به اصول بینالمللی حقوق بشر و تعهدات جهانی اسلامآباد است. پاکستان سالهاست که هم در خاک خود نسبت به مهاجرین افغان و هم از طریق گروههای نیابتیاش در داخل افغانستان، حقوق انسان را به بازی گرفته است. این کشور در حالی ادعای همکاری منطقهای و مبارزه با تروریسم دارد که خود به مأمنی برای گروههای تروریستی بدل شده است. از سوی دیگر، رفتار اخیر پاکستان با مهاجرین و خبرنگاران پناهجو نشان میدهد که اسلامآباد نه تنها میزبان امنی برای مهاجران نیست، بلکه از مهاجران و پناهندگان افغان بهعنوان ابزار فشار سیاسی استفاده میکند. چنین عملکردی باید از سوی نهادهای بینالمللی، بهویژه سازمان ملل و کمیته حمایت از خبرنگاران، بهصورت جدی پیگرد و محکوم شود.
نمیتوان از وضعیت اسفبار خبرنگاران کشور سخن گفت و از طالبان یاد نکرد. طالبان از نخستین روز تسلط خود بر کابل، روزنامهنگاری را جرم و حقیقتگویی را تهدید دانست. دهها رسانه تعطیل شد، صدها خبرنگار بازداشت یا شکنجه شدند و صدها تن دیگر مجبور به فرار گشتند.
طالبان با سیاست حذف صداها، نه تنها رسانهها بلکه حافظهی جمعی مردم را نیز هدف گرفتهاند. اگر خبرنگاران امروز در پاکستان و یا هر کشوری دیگری در پی پناه و ناناند، ریشه آن در حاکمیتی ست که نقد را دشمنی میداند.
توصیه به طالبان این است که بدانند هیچ قدرتی با خاموش کردن رسانهها پایدار نمانده است. اگر به راستی در پی مشروعیت داخلی و خارجیاند، باید به استقلال رسانهها، امنیت خبرنگاران و حق گفتوگو در جامعه احترام بگذارند. صدای حقیقت، هرچند سرکوب شود، دوباره برمیخیزد.
نباید فراموش کرد که بحران امروز افغانستان، محصول دو دهه سیاستهای شکستخورده امریکا و دولتهای وابستهاش است. واشنگتن با شعار دموکراسی و مبارزه با تروریزم وارد کشور ما شد، اما نظامی ساخت که نه ریشه در مردم داشت و نه ارزش انسانی در آن نهادینه شد.
حامد کرزی با سیاستهای دوگانه، بذر فساد، قومگرایی و سازش با طالبان را کاشت، و اشرف غنی با غرور و بیتدبیری، آن بذر را به درختی بدل کرد که در نهایت، با فرارش، ریشه افغانستان را سوزاند. امروز هزاران خبرنگار، فعال مدنی، استاد دانشگاه و شهروند کشور، نتیجه مستقیم خیانت این سه ضلع هستند: امریکا، کرزی و غنی!
آنان افغانستان را با وعدههای دروغین به میدان تجربهگری سیاسی تبدیل کردند و سپس، در لحظه سقوط، پشت مردم را خالی گذاشتند.
خبرنگاران افغان، درون یا بیرون از مرزها، وجدان بیدار این ملتاند. آنها با وجود تهدید، فقر و تبعید، همچنان در تلاشاند تا صدای بیصدایان باشند. جامعهای که خبرنگارش را از دست دهد، چشم و گوش خود را از دست داده است.
بازداشت آنان در پاکستان نه تنها بیعدالتی است، بلکه شکستن ستون معنوی جامعهای است که هنوز بر مدار حقیقت میچرخد. از این رو، جامعه جهانی و سازمانهای بینالمللی باید مسئولانه عمل کنند؛ تنها صدور بیانیه کافی نیست، بلکه باید حمایت عملی، پناهندگی مطمئن و حفاظت فوری از خبرنگاران افغان فراهم شود.
بازداشت خبرنگاران افغان در پاکستان تنها یک حادثه نیست، بلکه آزمونی است برای وجدان منطقه و جهان. پاکستان باید بداند که امنیت، با زندانی کردن خبرنگاران تأمین نمیشود. طالبان باید بیاموزند که مشروعیت، با احترام به آزادی بهدست میآید، نه با سرکوب. و امریکا و رهبران پیشین افغانستان باید پاسخگوی ویرانیای باشند که بر جای گذاشتند.
اما در این میان، یک حقیقت همچنان پایدار است: خبرنگاران کشور، با قلمی لرزان اما با ایمانی استوار، هنوز مینویسند تا ملت شان فراموش نشود. آنان مشعل داران وجداناند، حتی اگر جهان از آنان روی بگرداند.
حمایت از این خبرنگاران، تنها یک وظیفه انسانی نیست؛ بلکه آزمون صداقت جهانی در دفاع از آزادی و کرامت بشر است.




