از دیدگاه آسیبشناسی محیطزیست و بلایاشناسی، هرگونه فعالیت در بدنهٔ اکوسیستم که برخلاف روند پالایش طبیعی زمین انجام شود، بدون تردید میتواند پیامدهای ویرانگری بر محیطزیست، اکوسیستمهای طبیعی و بهویژه سکتور زراعت بر جا بگذارد.
استخراج منابع طبیعی، بهخصوص معادن در افغانستان، اگر بدون رعایت معیارهای بینالمللی و استانداردهای زیستمحیطی ـ از جمله انجام ارزیابی اثرات محیطزیستی (Environmental Impact Assessment) ـ صورت گیرد، آثار مخربی به دنبال خواهد داشت. این آثار شامل آلودگی منابع آبهای زیرزمینی و سطحی، فرسایش خاک، از بین رفتن زمینهای زراعتی، تخریب منابع طبیعی و کاهش اراضی بارور میشود.
همچنین کاهش پوشش سبز و تخریب لایهٔ محافظ خاک از دیگر پیامدهای جدی این روند است. مسئلهٔ بسیار خطرناک دیگر این است که اگر استخراج معادن برخلاف استانداردهای جهانی و اصول ایمنی کارگران انجام شود، جان، سلامت و امنیت کارگران بهشدت به مخاطره میافتد.
در کنار آن، انتشار گستردهٔ مواد سمی و فلزات سنگین مانند سرب و جیوه وارد چرخهٔ آب شده، آبهای سطحی و زیرزمینی را آلوده میسازد و سلامت عمومی جامعه را تهدید میکند. این روند در مجموع باعث تخریب شدید لایههای زیستی، افزایش آسیبپذیری مناطق و اکوسیستمهای محل استخراج میشود.
افزایش آسیبپذیری محیط، شدت و احتمال وقوع بلایای طبیعی مانند سیلابها را نیز بیشتر میسازد. از سوی دیگر، کاهش تنوع زیستی یکی از پیامدهای جدی این تخریبها است. گونههای گیاهی و جانوری مجبور به مهاجرت میشوند، زیستبومها تخریب میگردند و بسیاری از گونهها در معرض خطر انقراض قرار میگیرند.
تخریب زیستبومها همچنین آسیبپذیری در برابر تغییرات اقلیمی را افزایش داده و باعث مهاجرت گونهها، کاهش اکوتوریسم و افت ظرفیتهای سیاحتی میشود. این وضعیت بر جوامعی که چنین آسیبهایی را متحمل میشوند، تأثیرات اقتصادی و اجتماعی منفی برجای میگذارد و دستیابی به توسعهٔ پایدار را با چالش جدی مواجه میسازد.
در نهایت، دسترسی به آب سالم کاهش مییابد، زیربناها تخریب میشوند و یکی از مهمترین پیامدها، مهاجرت گونههای نادر و ارزشمند است. گونههای گیاهی و حیوانی، پرندگان، خزندگان و حیوانات در معرض انقراض ـ از جمله پلنگ برفی و دیگر گونههای نادر و کمیاب در سطح جهان ـ بهشدت آسیب میبینند و بقای آنها با تهدید جدی روبهرو میشود.




