گزارش اخیر سازمان گزارشگران بدون مرز، افغانستان را به «زندان اطلاعات» تشبیه کرده است که طالبان در پنج سال گذشته با بیش از بیست دستورالعمل محدود کننده، آن را ساخته اند.
ظهور مجدد طالبان در افغانستان در اوت 2021، آغازی برای دگردیسی عمیق در تمامی شئون اجتماعی، فرهنگی و حقوقی این کشور بوده است. در تازه ترین گزارش سازمان معتبر گزارشگران بدون مرز (RSF)، تصویری هولناک از وضعیت رسانهها و آزادی بیان در افغانستان ترسیم شده است؛ تصویری که در آن کشور به «زندان اطلاعات» تبدیل شده و هر روز بر دیوارهای بلند این زندان افزوده میشود. این گزارش، که ناظر بر پنج سال سرکوب سیستماتیک است، نشان می دهد که طالبان با ابلاغ بیش از بیست دستورالعمل سراسری و ده ها فرمان محلی، نه تنها فضای نقد را برچیده اند، بلکه با تصویب یک «مقرره اجراآت جزایی» در ژانویه 2026، سانسور را به یک نهاد حقوقی رسمی بدل کرده اند.
گزارشگران بدون مرز در گزارش خود هشدار داده است که طالبان با صدور انبوهی از مقررات، افغانستان را به محیطی کاملاً خفقان آور برای فعالیت رسانهای تبدیل کردهاند. بر اساس این گزارش، انتقاد از اداره طالبان به طور کامل ممنوع شده و زنان خبرنگار با محدودیت های بیسابقه ای مواجه شده اند. همچنین، بحثهای سیاسی و هرگونه برنامه تحلیلی که به نقد وضعیت بپردازد، به طور کامل از فضای رسانهای حذف شده است. حتی انتشار تصاویر موجودات زنده نیز در بیش از بیست ولایت کشور ممنوع اعلام شده است که این خود نشانگر رویکردی افراطی و غیرعلمی به دین است.
نکته هشداردهنده تر در این گزارش، اشاره به «مقرره اجراآت جزایی محاکم» است که به صورت محرمانه به تصویب رسیده است. هرچند در این قانون به طور مستقیم از خبرنگاران نام برده نشده، اما هیچ گونه مصونیت قانونی برای آنان در نظر گرفته نشده و همین امر آنان را در معرض پیگردهای قانونی و مجازاتهای سنگین قرار میدهد. بر اساس این مقرره، «اهانت به رهبری طالبان» شش ماه حبس و 20 ضربه شلاق، و «اهانت به رهبر طالبان» تا یک سال زندان و 39 ضربه شلاق در پی خواهد داشت. منظور طالبان از توهین همان نقد و انتقاد است که این رویه، به معنای نهادینه شدن سرکوب و قانونی شدن سانسور در افغانستان است.
رسانههای آزاد و مستقل، رکن اساسی جامعهای پویا و در حال توسعهاند. آن ها با انعکاس واقعیتها، انتقال دانش و ایجاد فضای گفتگو، سطح آگاهی فرهنگی و سیاسی مردم را ارتقا داده و آنان را به مشارکت آگاهانه در سرنوشت خود تشویق میکنند.
و سوال که مطرح می شود این ست که، کدام توهین جرم اش بزرگ تر است؛ توهین به رهبر طالبان یا توهین به دستور پیامبر اسلام؟
این گزاره که طالبان برای «توهین به رهبری» خود مجازات های سنگین بدنی و حبس در نظر گرفتهاند، تناقضی عمیق با مبانی دینی مورد ادعای آنان دارد. در اینجا با طرح چند سؤال منطقی، این تناقض را به چالش میکشیم:
اگر در نظام حقوقی طالبان، «اهانت به ساحت رهبری» تا یک سال زندان و 39 ضربه شلاق دارد، باید پرسید که مجازات «اهانت به ساحت مقدس پیامبر اسلام» چیست؟
پیامبر اکرم (ص) در حدیثی که در منابع معتبر فریقین نقل شده، میفرمایند: «کسب علم و دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.»
حال، پرسش که مطرح می شود:
وقتی طالبان دروازه های لیسه ها/دبیرستان و دانشگاه ها را به روی میلیونها دختر و زن مسلمان می بندند و آنان را از این «فریضه الهی و دستور پیامبر اسلام» محروم میکنند، آیا این اقدام، «کجدهنی» و توهین به فرمان صریح اسلام و پیامبراش نیست؟ آیا این حرکت، اقدامی عملی برای خاموش کردن نیمی از صدای امت اسلامی و نادیده گرفتن یکی از بنیادی ترین آموزههای دینی نیست؟
اگر مجازات «توهین به رهبر طالبان» یک سال حبس و 39 ضربه شلاق است، پس مجازات «کج دهنی و توهین به سنت و سیره نبوی» از طریق محرومیت از دانش و جهل افکنی، چه باید باشد؟ آیا بستن لیسه ها و دانشگاه ها بر روی دختران، که مصداق بارز «توهین به عقل و خرد» و «توهین به جایگاه زن در اسلام» و «توهین و کج دهنی به دستور پیامبر اسلام» است، نباید مجازاتی بس بزرگ تر از توهین به یک فرد یا گروه سیاسی داشته باشد؟
این سؤال را از فقها و اندیشمندان دینی می پرسیم: کدام گناه در پیشگاه خداوند بزرگ تر است؛ گفتن یک جمله علیه یک رهبر سیاسی، یا نابود کردن آینده علمی یک نسل و محروم کردن میلیونها دختر از حق مسلم آنان که در اسلام به صراحت بر آن تأکید شده است؟ طالبان با این اقدامات، نه تنها به حقوق انسانی، بلکه به بنیادهای دینی و اخلاقی نیز پشت پا زدهاند.
طالبان که مدعی حکومت بر اساس شریعت هستند، چگونه میتوانند از کنار این تناقض فاحش عبور کنند و خود را در چارچوب احکام اسلامی تعریف نمایند؟ آنکه کسب علم را بر زن حرام می کند، چگونه میتواند خود را امین دین و شریعت معرفی کند؟ این بزرگ ترین تناقضی است که نشان میدهد ادعای آنها تنها یک پوشش برای به حاشیه راندن زنان و تحکیم قدرت مطلق مردان است.
تناقضی که طالبان در آن گرفتار شدهاند، نمایشی از گسست عمیق آنها از جوهره دین و اخلاق است. از یک سو، به نام اسلام، حد و مجازات برای «اهانت به رهبر» تعیین میکنند و از سوی دیگر، بزرگ ترین اهانت به فرمان «طلب علم و دانش» پیامبر اسلام را با بستن لیسه ها و دانشگاه ها بر روی زنان و دختران و صدور احکام خاموش کننده رسانهها مرتکب میشوند.
جهان امروز، عصر روشنایی و روشنگری است. کشوری که در «زندان اطلاعات» قرار گیرد، از کاروان تمدن بشری بازمیماند و آنانی که بانی این زندان سازی هستند، در تاریخ نه به عنوان حافظان دین، که به عنوان قاتلان خرد و وارثان ظلمت ثبت خواهند شد. جامعه جهانی، به ویژه کشورهای اسلامی، باید این تناقض اخلاقی و دینی را به چالش بکشند و از طالبان نخواهند که فقط خبرنگاران را رها کنند، بلکه از آنان بخواهند که ذهن و جان نیمی از جمعیت افغانستان را از حبس ابدی جهل آزاد سازند. اگر توهین به رهبر، جرم است، توهین به «فرضیه العلم» که عقل و دین را توأمان نفی میکند، بیشک بزرگ ترین جنایت و گناه علیه بشریت و اسلام است.



