سرزمین پر از ثروت و بحران سوء تغذیه کودکان در افغانستان

بررسی بحران سوء تغذیه حاد کودکان در افغانستان و تناقض آن با درآمدهای میلیاردی طالبان از معادن طلا، زمرد و منابع طبیعی.
سرزمین پر از ثروت و بحران سوء تغذیه کودکان در افغانستان

بحران سوء تغذیه در افغانستان؛ کودکانی که در سایه معادن طلا و زمرد از گرسنگی جان می‌ دهند

افغانستان امروز با یکی از بزرگ ‌ترین فجایع انسانی مواجه است: سوء تغذیه حاد در یک ‌سوم ولایت‌ها به سطح بحرانی رسیده و کودکان زیر دو سال، قربانیان اصلی این فاجعه‌ اند. با این حال، در سکوت خبری، طالبان ماهانه ده‌ ها میلیون دالر از معادن و گمرکات درآمدزایی می ‌کنند و بیش از نیم بودجه خود را صرف بخش نظامی می کنند.

فریاد های ضعیف کودکانی که در آغوش مادران نحیف خود از گرسنگی جان می‌دهند، امروز طنین ‌انداز در درمانگاه‌ های افغانستان است. «جان آیلیف»، مدیر برنامه جهانی غذا در افغانستان، هشدار داده است که بحران سوء تغذیه در افغانستان از کنترل خارج شده و این نهاد قادر به مهار آن نیست. گزارش ‌ها حاکی از آن است که حدود 3.7 میلیون کودک در سال جاری به سوء تغذیه حاد مبتلا خواهند شد و نزدیک به 1.2 میلیون زن باردار و مادر شیرده نیز با این مشکل دست ‌و پنجه نرم می‌کنند.

اما آنچه این فاجعه را به تراژدی‌ غیرقابل ‌باور تبدیل می‌کند، ثروت‌های سرشاری است که زیر پای طالبان جریان دارد. معادن طلا، زمرد، انواع سنگ ها و دیگر منابع طبیعی، ماهانه میلیون‌ها دالر برای این گروه درآمدزایی می‌کنند. سوال اینجاست که چرا با وجود این همه ثروت، مادران مجبورند به فرزندان خود چای بدهند تا گرسنگی موقت شان را تسکین دهند؟

بحرانی که فریاد می ‌زند؛ بر اساس گزارش برنامه جهانی غذا، لاغری شدید کودکان که مرگ ‌بارترین نوع سوء تغذیه است، اکنون در یک ‌سوم ولایات کشور به سطح بحرانی رسیده و شمار کودکانی که به مراکز درمانی منتقل می‌شوند، به شدت افزایش یافته است. کودکان زیر دو سال، 80 درصد موارد شدید سوء تغذیه را تشکیل می‌دهند و بسیاری از آنان زمانی به مراکز درمانی می ‌رسند که نجات شان دشوار یا غیرممکن است.

برنامه جهانی غذا اعلام کرده که به دلیل کمبود منابع مالی، از هر هفت زن و کودک مبتلا به سوء تغذیه حاد، تنها یک نفر را پوشش می‌دهد و شش نفر دیگر را بدون هیچ کمکی بازمی ‌گرداند. این نهاد برای شش ماه آینده به 540 میلیون دالر نیاز دارد، در حالی که تاکنون تنها 130 میلیون دالر از 900 میلیون دالر مورد نیاز سال جاری را دریافت کرده است.

در سایه این فاجعه انسانی، گزارش‌های معتبر حاکی از آن است که طالبان ماهانه بیش از 25 میلیون دالر تنها از معادن طلا درآمد کسب می‌کنند. در ولایت‌های بدخشان، تخار و فراه، به مردم محلی اجازه استخراج داده نمی‌شود و تنها هواداران طالبان می ‌توانند در ازای سهم معیّنی، معادن را تصاحب کنند.

در ولایت پنجشیر، طالبان اعلام کرده‌اند که بیش از 19 هزار قیراط زمرد استخراج و به فروش رسانده ‌اند و شمار معادن فعال به 600 سایت رسیده است. معادن نورستان نیز با فروش بیش از 11 هزار کیلوگرم سنگ‌های قیمتی، بیش از113 میلیون افغانی (حدود 1.3 میلیون دالر) درآمد داشته‌اند. بخش نفت نیز بیش از 80 میلیون دالر درآمد سالانه داشته است.

تحلیل‌های اقتصادی نشان می‌دهد که طالبان از سپتامبر 2021 تا می 2026، نزدیک به 14 میلیارد دالر درآمد داخلی کسب کرده‌اند و بیش از 51 درصد بودجه سالانه خود را به بخش نظامی و امنیتی اختصاص داده‌اند، در حالی که کمتر از 10 درصد آن صرف پروژه‌های توسعه‌ای شده است. این آمار، پرسش‌های اساسی را درباره اولویت‌های طالبان مطرح می‌کند. آیا بیت‌المال شهروندان، باید صرف تقویت ماشین نظامی شود یا نجات کودکان گرسنه؟

طالبان با وجود درآمدهای میلیاردی از معادن و گمرکات، همچنان دست نیاز به سوی سازمان‌های جهانی دراز کرده و از آنان انتظار کمک‌های بشردوستانه دارند. این تناقض آشکار نشان می‌دهد که این گروه، اولویت‌های خود را به درستی تعیین نکرده است. اگر ماهانه 25 میلیون دالر از طلا و ده‌ها میلیون دیگر از نفت و سنگ‌های قیمتی به دست می‌آید، چرا باید از سازمان‌های جهانی برای تغذیه کودکان خود استمداد کرد؟

کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که غارت منابع طبیعی، افغانستان را به سوی فقر و بحران اقتصادی عمیق ‌تری سوق می‌دهد و درآمدهای حاصل از این منابع، نه به توسعه اقتصادی و نه به بهبود معیشت مردم محلی کمک می‌کند. طالبان باید پاسخ دهد که چرا با وجود این همه ثروت، 14 میلیون نفر در این کشور با گرسنگی حاد دست ‌و پنجه نرم می‌کنند؟

در این میان، رهبران سیاسی مخالفان طالبان و شخصیت‌های تأثیرگذار نیز نباید تنها به فکر حذف یکدیگر باشند. ملت افغانستان در آستانه یک فاجعه انسانی بی‌ سابقه قرار دارد و وقت آن رسیده که همه جریانات سیاسی، دست روی دست نگذارند. طالبان به عنوان حاکم فعلی، مسئولیت اصلی را بر عهده دارد و باید برای نحوه هزینه ‌کرد بیت‌المال پاسخگو باشد، اما مخالفان نیز باید با طرح راه‌ حل‌های عملی و فشار سیاسی، این بحران را به مطالبه همگانی تبدیل کنند.

شورای امنیت سازمان ملل و جامعه جهانی نیز باید نظارت خود را بر درآمدهای طالبان تشدید کنند و اجازه ندهند که منابع طبیعی افغانستان، صرفاً به جیب فرماندهان نظامی سرازیر شود. شفافیت مالی، تنها راهی است که می ‌تواند بخشی از این فاجعه را مهار کند.

افغانستان امروز تبدیل به گورستان کودکان گرسنه شده است. مادری که ناچار است به کودک شیرخوار خود چای بدهد تا گریه گرسنگی‌اش را آرام کند، در سرزمینی زندگی می‌کند که زیر پای او، میلیون‌ها دالر طلا و سنگ های قیمتی نهفته است.

آیا این تناقض، تنها نشانه ناکارآمدی حکومت نیست؟ آیا این سکوت جامعه جهانی در برابر غارت منابع افغانستان، خود نوعی همدستی در این جنایت انسانی محسوب نمی‌شود؟

شاید روزی تاریخ ‌نگاران در شگفت باشند که چگونه کشوری با این همه ثروت خدادادی، اجازه داد کودکانش از گرسنگی بمیرند؛ چگونه حکمرانانی که مدعی دفاع از اسلام و مسلمین بودند، بیت‌المال را صرف جنگ ‌افزار کردند و کودکان را به کام مرگ سپردند.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x