عشق به حسین (ع)، چگونه جهان را دوباره بازنویسی می‌کند

اربعین امروز، فراتر از یک مناسک دینی، به یک تمدن‌ساز تبدیل شده است. این گردهمایی عظیم با کنار هم نشاندن انسان‌هایی از فرقه‌ها، ادیان و ملیت‌های مختلف، نشان می‌دهد که می‌توان بر اساس یک “منطق مشترک انسانی” و “عشق به عدالت”، جامعه‌ای نوین و همبسته ساخت. اربعین قدرت نرمی است که با اتکا بر معرفت و عشق، مرزهای جغرافیایی و موانع تعصب را در هم می‌شکند. روحیه ایثار و خدمت در موکب‌ها، فضایی از برابری و کرامت انسانی خلق می‌کند که در هیچ نظام سرمایه ‌داری و مادی ‌گرایی مدرنی یافت نمی‌شود.
عشق به حسین (ع)، چگونه جهان را دوباره بازنویسی می‌کند

مراسم پیاده ‌روی اربعین در سال جاری (1405) با حضور بیش از 22 میلیون نفر، نه تنها به عنوان یکی از بزرگ ‌ترین گردهمایی ‌های بشری ثبت شد، بلکه به عرصه‌ای برای نمایش وحدت فرا مذهبی و پیام جهانی عدالت خواهی مبدل گردید. حضور گسترده و مستند پیروان ادیان و مذاهب مختلف، از جمله در طی سه-چهار سال اخیر حضور اندیشمندان برجسته مسیحی چون پروفسور کریس هیور، الکساندر دوگین نویسنده فیلسوف روسی، نواسه/نوه نلسون ماندلا و نواسه گاندی در کنار میلیون‌ها مسلمان شیعه و سنی، این رویداد را از یک مناسک صرفاً مذهبی فراتر برده و به نمادی زنده از همبستگی انسانی و مقاومت در برابر ظلم تبدیل کرده است.

هر ساله در ماه صفر، جاده ‌های خشک و سوزان عراق به صحنه‌ای تبدیل می‌شود که در آن، میلیون ها انسان از گوشه و کنار جهان گرد هم می‌آیند. این جمعیت عظیم، نه برای منافع مادی و نه تحت اجبار هیچ قدرتی، بلکه با پای پیاده و با شوری وصف ‌ناپذیر، خود را به سرزمین کربلا می‌رسانند. اربعین، چهلمین روز شهادت سالار شهیدان امام حسین (ع)، امسال نیز با رکوردی بی‌سابقه از حضور زائران رقم خورد.

نکته شگفت ‌انگیز و تأمل‌ برانگیز این رویداد، فراتر رفتن آن از مرزهای یک آیین خاص است. در این همایش عظیم انسانی، نه تنها میلیون‌ها مسلمان شیعه، بلکه انبوهی از مسلمانان اهل سنت، مسیحیان، ایزدی‌ها، زرتشتیان، صابئین، فرقه های مختلف هندو، یهودیان و حتی افرادی با باورهای غیردینی شرکت دارند. این تنوع و تکثر، اربعین را به یک پدیده منحصر به‌ فرد فرهنگی-اجتماعی تبدیل کرده که در خور تحلیل و بررسی عمیق است.

آمارهای رسمی اعلام‌ شده توسط استاندار کربلا، نصیف جاسم الخطابی، نشان می‌دهد که بیش از 22 میلیون زائر در این گردهمایی عظیم شرکت کرده‌اند.(بیست و دو میلیون و نوزده هزار و صد و چهل و شش نفر). این رقم، رکوردی تاریخی را به ثبت رسانده و نشان‌دهنده عمق نفوذ و گستردگی این حرکت در سطح جهانی است. نکته قابل توجه، حضور گسترده اقشار مختلف با پرچم‌هایی از کشورهای گوناگون است که نشان از جهانی‌ شدن این رویداد دارد.

کاروان وحدت آفرین؛ روایتی از شور و شعور انسان های آزاده

یکی از مهم ‌ترین ابعاد اربعین، حضور گسترده مسلمانان اهل سنت است. تحلیل‌گران و مقامات، این حضور را نمادی از وحدت اسلامی می‌دانند که فراتر از هرگونه اختلاف فقهی و کلامی است. سنی‌ها، به ویژه در مناطق کردنشین ایران و عراق، با شور و حرارت در این پیاده ‌روی شرکت می‌کنند. این حضور، پاسخی است به کسانی که تلاش می‌ کنند اسلام را به جبهه‌ های متخاصم تقسیم کنند؛ چراکه در مسیر اربعین، زائران از هر مذهبی، یک هدف مشترک را دنبال می‌کنند: احترام به قیام برای عدالت و آزادگی.

و همینطور حضور پیروان ادیان دیگر، به ویژه مسیحیان، چالش ‌برانگیزترین و در عین حال معنادارترین بخش این رویداد است. برخلاف برخی شبهات که حضور غیرمسلمانان را یک کنش نمایشی یا نمادین می‌دانند، مدارک و شواهد متعددی از مشارکت واقعی آن‌ها حکایت دارد:

پرفسور کریس هیور(Chris Hewer)؛ مسیحی ایرلندی: او یک شخصیت برجسته مسیحی و پژوهشگر اسلام است که امسال به‌ طور رسمی در کربلا حضور یافت. کتاب او با عنوان “حسین و مبارزه برای عدالت” در حاشیه مراسم امسال رونمایی شد. هیور در سخنرانی خود خطاب به حاضران گفت: «امام حسین (ع) فقط برای شیعیان نیست، فقط برای مسلمانان نیست، بلکه برای تمام بشریت است.»

او اربعین را چالشی بزرگ برای نظام سرمایه ‌داری غرب دانست که در آن آب و غذا به عنوان کالا تلقی می‌شوند، در حالی که در اینجا موکب ‌داران به طور رایگان به هر رهگذری، بدون در نظر گرفتن دین و نژاد او، خدمت می‌کنند. این روحیه را نمادی از معیارهای عدالت در دوران ظهور دانست.

مالخاز سونگولاشویلی (Malkhaz Songulashvili): این شخصیت مسیحی در سال 2018 در پیاده ‌روی اربعین شرکت کرد و آن را پیروزی عدالت توصیف نمود و حضرت اما حسین (ع) را نماد عدالت و همبستگی انسانی خواند.

هیئت‌های مسیحی کلدانی: در سال‌های اخیر، هیئت‌هایی از مسیحیان کلدانی به رهبری شخصیت‌هایی مانند ایوان فائق جبرو (Evan Faeq Jabro) از اماکن مقدس در کربلا ادای احترام و بازدید کرده ‌اند که نشان‌ دهنده همبستگی ملی و میراث فرهنگی مشترک عراق است.

سایر ادیان: منابع متعدد به حضور ایزدی‌ها، زرتشتیان، صابئین و حتی افرادی از بودایی ها و هندو ها اشاره کرده‌اند.

دلیل حضور این طیف گسترده از ادیان، به فلسفه نهفته در این حرکت بازمی‌گردد. قیام امام حسین (ع) یک قیام اسلامی-شیعی صرف نبود؛ بلکه یک نهضت اخلاقی-انسانی علیه ظلم و فساد بود. همان ‌طور که آیت‌الله رضا رمضانی، دبیرکل مجمع جهانی اهل‌بیت، بیان کرده، امام حسین (ع) “الگوی تمام انسان‌ها و موحدان جهان” است و مکتب او “نسخه نجات ‌بخش بشریت” می‌باشد.

در عصر حاضر که انسان با بحران معنا و اخلاق روبروست، این پیام جهانی از سوی یک اندیشمند مسیحی تأیید می‌شود که به دنبال کشف اشتراکات انسانی در این واقعه است.

امام حسین (ع)، نماد طبیعت و عقلانیت انسانی است. او به ما می‌ آموزد که در برابر ظلم سکوت نکنیم و برای کرامت انسانی به پا خیزیم. این پیام، زبانی است که هر انسان آزاده‌ای در هر نقطه از جهان، آن را درک می‌کند.

عشق و ارادت موتور محرک این حماسه عظیم است؛ عشق به امام حسین (ع)، نه یک احساس زودگذر که یک «هویت وجودی» است که انسان را از خودخواهی تهی و به دیگری پیوند می ‌زند. این عشق، سرمایه‌ای است که هرگز کسر نمی‌شود؛ بلکه هرچه بیشتر بخشیده شود، افزون ‌تر می‌گردد، از همین روست که موکب‌ داران با شوق تمام، تمام دارایی خود را نذر زائران می‌کنند. زائر و خادم در این مسیر، هر دو تشنه‌اند؛ زائر تشنه عشق به حسین (ع) و خادم تشنه فرصت خدمت به زائر حسین (ع)؛ و این عطشِ دوم، از دیدگان خادمان چون شعله‌های عشق زبانه می‌کشد.

عشق به امام حسین (ع) به خادمان اش آموخته است که همه موکب ‌داران با نگاهی سرشار از احترام و فروتنی، جام آب را به دست زائر می‌دهند و دست او را می‌بوسند.

عشق به حسین (ع)، معادله‌های اقتصادی جهان را بر هم می ‌زند؛ آنجا که هر کالایی گران ‌ترین قیمت را دارد، در سرزمین کربلا آب و غذا با ارزان‌ ترین قیمت یعنی «صفر» به فروش می‌رسد، و این بزرگ‌ترین درس اقتصادِ کرامت محور است.

ارادت به سالار شهیدان، انسان را به کشف «خود حقیقی» رهنمون می‌کند؛ در اربعین انسان می‌آموزد که «من» واقعی، آن است که در دیگری گم می‌شود و در خدمت به دیگری، خویشتن خویش را بازمی ‌یابد.

موکب‌های اربعین، معابد عشق ‌ورزیِ بی‌چون‌ و چرا هستند؛ جایی که نه پرسش از دین و مذهب، نه رنگ و نژاد و نه ملیت، بلکه تنها معیار «انسان بودن» است و بس.

این عشق، نوعی «شیدایی هوشمندانه» است؛ شور و شوقی که با شعور توأم است و زائر را به تفکر درباره عدالت و ظلم می‌کشاند؛ این همان «شور و شعور حسینی» است که در هیچ مکتب عرفانی دیگری نظیر ندارد.

خادمان اربعین، با چشم‌هایی که هرگز خسته نمی‌شود و دستانی که تاول از بار سنگین خدمت برداشته، به جهانیان نشان می‌دهند که عشق راستین، خستگی ‌ناپذیر است و از فرط شیرینی، رنج را به لذت مبدل می‌کند.

ارادت به امام حسین (ع) در اربعین، مهم‌ترین پادزهر برای «فرد گرایی سمی» عصر مدرن است؛ به انسان می‌آموزد که تنهایی، نه با گوشه ‌گیری که در میان انبوه جمعیت و با همدلی و همبستگی، درمان می‌شود.

درس‌های انسان ‌ساز پیاده‌ روی اربعین

آموزش برابری وجودی: در اربعین، ثروتمند و فقیر، عالم و عامی، شهری و روستایی، همگی با پای پیاده و در یک صف، زیر یک آفتاب و در کنار هم گام برمی‌دارند؛ این بزرگ ‌ترین نمایش «برابری ذاتی انسان‌ها» در جهان معاصر است.

تمرین صبر استراتژیک: راهپیمایی طولانی در گرمای سوزان، به انسان می‌آموزد که رسیدن به مقاصد عالی، نیازمند تحمل رنج و پشتکار است؛ و این دقیقاً همان فلسفه «راه سخت برای رسیدن به حقیقت» است که در ادیان ابراهیمی مشترک است.

بازآفرینی امید جمعی: در دنیایی که بمباران اخبار ناامید کننده از جنگ و تبعیض می‌شود، اربعین روایتی از «امکانِ زیست مسالمت‌آمیز جمعی» ارائه می‌دهد؛ جایی که دشمنان احتمالی، در کنار یکدیگر نان می‌خورند و آب می‌نوشند.

احیای عقلانیت عاطفی: اربعین به ما می ‌آموزد که عقل و عشق نه تنها ضدّ یکدیگر نیستند، بلکه بالاترین سطح خردمندی، در «عشق دانایانه» به یک آرمان متجلی می‌شود؛ عشقی که نه کورانه بلکه بصیرت ‌آمیز است.

شکستن طلسم دیگری‌ستیزی: انسان در اربعین می‌آموزد که دیگری نه تهدید، که فرصتی برای تکامل است؛ و برای نخستین بار، در میان میلیون‌ها «غریبه»، احساس غربت نمی‌کند، بلکه «خانه‌ای مشترک» می‌یابد.

معنای واقعی زیستن: اربعین به انسان نشان می‌دهد که زندگی، نه در انباشت ثروت و قدرت، که در «جاری شدن» برای دیگران و «بخشیدن» بی‌منت و بی‌حساب معنا می‌یابد؛ و این همان زندگی اخلاقی اصیلی است که فیلسوفان بزرگ جهان در جستجوی آن بوده‌اند.

تمرین اسقاط تعصبات: وقتی یک مسیحی معتقد و یک مسلمان شیعه و یک سنی مؤمن در کنار هم از یک سفره غذا می‌خورند و در یک خیمه می‌خوابند، عمیق ‌ترین سطح «پلورالیسم دینی» (کثرت‌گرایی) به نمایش درمی‌آید، بی‌آنکه از اصول و هویت خود کاسته شود.

اربعین امروز، فراتر از یک مناسک دینی، به یک تمدن‌ساز تبدیل شده است. این گردهمایی عظیم با کنار هم نشاندن انسان‌هایی از فرقه‌ها، ادیان و ملیت‌های مختلف، نشان می‌دهد که می‌توان بر اساس یک “منطق مشترک انسانی” و “عشق به عدالت”، جامعه‌ای نوین و همبسته ساخت. اربعین قدرت نرمی است که با اتکا بر معرفت و عشق، مرزهای جغرافیایی و موانع تعصب را در هم می‌شکند. روحیه ایثار و خدمت در موکب‌ها، فضایی از برابری و کرامت انسانی خلق می‌کند که در هیچ نظام سرمایه ‌داری و مادی ‌گرایی مدرنی یافت نمی‌شود.

در دل راهپیمایی اربعین، دانشگاهی بی دیوار برپاست با میلیونها دانشجو که نه در صنف/کلاس، که در صفوف بی‌نهایت پیاده ‌روندگان، درس هستی و آزادگی می‌آموزند. درسی که در هیچ کتابخانه‌ای یافت نمی‌شود و هیچ نظام رسمی تعلیم، جرأت روایت آن را ندارد: که آزادگی، نه در گسستن از دیگران، که در اتصال جان‌ها به یکدیگر معنا می‌یابد؛ رستگاری حقیقی در آن است که دل را به دیگری بسپاری، نه آنکه او را در بی‌اعتنایی رها کنی. و عشق در این مکتب، نه شور زودگذر شاعرانه، که تدبیری شجاعانه و آگاهانه است برای ایستادگی در طوفان ‌های هراس ‌انگیز این عصر پریشان؛ راهبردی که از دل خاک کربلا م‌روید و تا افق رهایی آدمی امتداد می‌یابد.

اینجا، در میان غبار کویر و نوای دردناک یا حسین، انسان به یک بازآفرینی وجودی دست می ‌یابد و از نو، معنای انسان بودن را بازمی ‌یابد.!

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x