شوک ناشی از شهادت قائد امت، حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی در جریان حمله تروریستی امریکای جنایتکار به دفتر کار ایشان، فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران، کل منطقه و جهان اسلام را در بهت فرو برده است.
تقویم معاصر جهان اسلام، بار دیگر با خون یکی از تأثیرگذارترین و عزیزترین رهبران قرن بیست و یکم ورق خورد. شهادت قاند امت، حضرت آیتالله خامنهای (ره)در پایتخت ایران و در تکاپوی انجام وظایف روزمره در دفتر کارشان، خط بطلانی کشید بر سالها ادعا های رسانه ای دشمن که به دنبال ترسیم چهرهای منزوی و پنهان شده از ایشان بودند. برای جامعه جوان و نخبگانی افغانستان که سالهاست در کانون بحرانهای ژئوپلیتیک زیستهاند، تحلیل کارنامه چنین شخصیتی فارغ از موج های عاطفی، ضرورتی است برای درک آینده مناسبات منطقهای.
برخلاف الگوهای سنتی سیاست ورزی، یکی از ابعاد کمتر دیده شده حضرت آیتالله خامنهای، جایگاه تئوریک و روشنفکرانه ایشان است. تفکر اسلامی وی پیش از آنکه جنبه حکومتی یابد، در مکتوبات و نظریات پیش از انقلاب (بویژه در باب امامت و جامعه اسلامی) به عنوان یک ساختار نواندیشانه مطرح شد. از منظر فقر فرهنگی و تاریخی منطقه، او مورخ و صاحب نظری دقیق در روابط بینالملل و جهان اسلام بود.
اعتراف چهرههای بینالمللی نظیر ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه به تسلط شگفت انگیز او بر تاریخ و مشاهیر روسیه و دیگر کشورها، یا توصیف خاویر پرزدکوئیار (دبیرکل اسبق سازمان ملل) مبنی بر هوشمندی دیپلماتیک بینظیر وی، گواه آن است که با یک استراتژیست آگاه به ظرایف جهانی روبرو بودهایم؛ رهبری که سینما را زبان گویای تمدن مدرن میدانست و فقدان آن را لکنت زبان در عرصه بینالمللی قلمداد میکرد و صیانت از زبان و ادبیات فارسی را همواره در صدر اولویتهای فرهنگی خود قرار میداد.
ثبات و امنیت پایدار ایران در بستر ناامن و پرآشوب غرب آسیا، حاصل یک هندسه دقیق دفاعی و گفتمان «جهاد علمی» بود که توسط ایشان پایه گذاری شد.
پایداری یک نظام به میزان اعتماد عمومی به لایههای رأس آن وابسته است. ساده زیستی، دوری از اشرافی گری و پاک دستی فرزندان و خانواده ایشان در بالاترین سطح، سرمایه اجتماعی بزرگی را در میانه جنگ روانی استکبار حفظ کرد.
در بُعد امت اسلامی نیز، او مصلحی واقع بین بود؛ فتوای تاریخی ایشان در تحریم توهین به مقدسات دیگران و تأسیس دارالتقریب، سدی استوار در برابر افراط گرایی مذهبی ایجاد نمود تا بهای تمام شده واگرایی در جهان اسلام کاهش یابد. او با شاگرد پروری و تربیت نسلی استوار، آرمانهای اصیل مکتب اهل بیت و اعتلای کلمهالله را به ستونهای مستحکم تمدنی تبدیل کرد.
امروز که پیکر این رهبر بزرگ و فقید به خاک سپرده میشود، میراث او فراتر از مرزهای ایران در جریان است؛ تربیت نسلی باورمند به آرمانهای تمدنی، توسعه پایدار علمی و صیانت از زبان و ادبیات مشترک فارسی (که پیوند دهنده اصلی ملتهای ایران و افغانستان و تاجیکستان است). برای مخاطبان فارسی زبان، فقدان این معمار امنیت منطقهای، تأکیدی است بر لزوم تکیه بر عقلانیت، حفظ وحدت اسلامی و صیانت از استقلال در برابر هژمونی بیگانگان. اندیشه مصلحانه و استراتژیک او، در بستر تاریخ معاصر تکثیر شده و به عنوان الگویی از ایستادگی عقلانی باقی خواهد ماند.




