پنج سال از سقوط جمهوریت و تسلط دوباره طالبان بر افغانستان میگذرد. سقوطی که نه یک پیروزی نظامی محض، بلکه حاصل زنجیرهای از خیانت های سیاسی، فرارهای ذلت بار و بی کفایتی های ساختاری بود. امروز، در منطقه جبرئیل هرات، طالبان نه تنها با مشت و تفنگ، بلکه با تحمیل تفکری تکفیری، بوی خون و یأس را در فضا پخش کردهاند. محدودیتهای جنسیتی، حذف مذهب جعفری، و بازداشت زنان به بهانه «حجاب سلیقهای»، چهره واقعی «امارت اسلامی» را نشان داده است.
بیست و ششم حمل 1400 نقطه عطفی در تاریخ معاصر افغانستان بود. درحالی که طالبان با سرعتی باورنکردنی ولایات را یکی پس از دیگری تصرف میکردند، کاخ سفید و «زلمی خلیلزاد» همان کسی که زمانی او را «نماینده ویژه» صلح می نامیدند، ناگهان چراغ سبز خروج بی برنامه را روشن کردند. در یک سو، اشرف غنی، رئیس جمهور فراری، با بغل کردن پولهای بیت المال، کشور را به تاریکی سپرد و در سوی دیگر، تیم های امنیتی و نظامی که میلیاردها دالر برای شان هزینه شده بود، مانند خانه پوشالی فرو ریخت.
اما در این میان، سهم اپوزیسیون (رهبران سیاسی مجاهدین سابق) چه بود؟ آنها به جای وحدت برای مقابله با یک دشمن مشترک، تمام انرژی خود را صرف تضعیف همدیگر کردند. این بی کفایتی جمعی، زمینه را برای ظهور دوباره گروهی فراهم کرد که امروز در محله جبرئیل هرات، زنان را لت و کوب میکنند.
واقعیت این است که طالبان به تنهایی قدرت را به دست نیاوردند، بلکه بر روی سکویی از تسلیم و رها شدگی نشانده شدند. توافقنامه دوحه که توسط خلیلزاد و با موافقت بایدن امضا شد، بندهای کلیدی دفاعی را نادیده گرفت. نتیجه آن شد که وقتی طالبان به سمت کابل پیشروی میکردند، نه ارتش امریکا در برابرشان ایستاد، نه غنی ایستاد. این یک «خیانت» در سطح ژئوپلیتیک بود. در داخل، اشرف غنی به جای سازماندهی یک دولت وفاق ملی با رهبران جهادی و معترضان سیاسی، بر حفظ صندلی خود متمرکز بود تا این که از کشوربیرون پریده فرار کرد.
امروز در منطقه جبرئیل هرات، صدای فریاد زنانی به گوش می رسد که به بهانه «حجاب ناقص» از خانهها کنده میشوند. گزارش های تایید شده حاکی از آن است که طالبان نه تنها زنان را بازداشت میکنند، بلکه برخی را به شدت مجروح و تعدادی را به شهادت رساندهاند. سازمان ملل متحد نیز نسبت به «بازداشت خشونت آمیز 30 زن» در هرات به دلیل عدم رعایت پوشش مورد نظر طالبان هشدار داده است.
این در حالی است که اسلام هرگز برای حجاب چنین رفتاری را تجویز نکرده است. خداوند برای عفاف حدودی تعیین کرده، اما «تعزیر بدنی» و «تفتیش منازل» به دلیل فرق سر زن یا رنگ چادر و پوشیدن برقع، هیچ جایگاهی در سنت نبوی ندارد. طالبان با این رفتار، بدعت «حجاب طالبانی» را جایگزین «حجاب اسلامی» کردهاند.
سیاست طالبان در قبال زنان نه تنها غیرانسانی است که ضد اسلام نیز هست. این گروه دختران را از مکاتب متوسطه و دانشگاه ها محروم کردهاند. حتی زنان بیوه و سرپرست خانوار که شوهران شان در جنگ ها کشته شدهاند، از حق کار محروم هستند.
این در حالی است که در صدر اسلام، حضرت خدیجه (س) یک تاجر موفق بود. پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: طلب علم بر هر بر زند و مرد مسلمان واجب است.» محدود کردن این فریضه به جنس مذکر، نابود کردن نیمی از پیکره جامعه است.
جنایت دیگر طالبان، حذف رسمیت مذهب برحق جعفری است. در زمان جمهوریت، فقه جعفری به عنوان مذهب رسمی شیعیان به رسمیت شناخته میشد و در دانشگاه ها تدریس میگردید. اما طالبان نه تنها این رسمیت را لغو کردهاند، بلکه با اکراه از دانشجویان شیعه تعهد کتبی میگیرند که فقط فقه حنفی را آموزش ببینند و از هرگونه تبعیت از مذهب جعفری در محیط دانشگاه خودداری کنند.
متن این تعهد نامه صریح است: «مردم افغانستان پیرو مذهب اهل سنت و الجماعت هستند، من نیز تابع مذهب مذکور میباشم.»
این حکم با روح آیه «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» (بقره، 256) در تضاد کامل است. پیامبر اسلام (ص) هرگز کسی را به زور مجبور به تغییر دین و مذهب نکرد. این یک جنایت تکفیری است که طالبان را از دایره «امارت اسلامی» خارج کرده است.
برادران و خواهران! این ظلمی که میبینید، چهره اسلام نیست. اسلام دین رحمت است، نه دین زندان. از اسلام بیزار نشوید، بلکه از قوانین طالبان بیزار شوید. طالبان تفکر انحرافی دارند؛ چرا که مسلمانان را به بهانه گناه، کافر میدانند. امروز دشمن شما، «چادر بلند و کوتاه و برقع» نیست، دشمن شما جهل و تحمیلی است که طالبان به نام دین بر شما میکنند. مانع شدن زنان و دختران از کسب علم و دانش، بد نامی اسلام است.
به طالبان نیز باید گفت که شما حکومت نمیکنید، شما زندان بان ملت هستید. اگر گمان میکنید حجاب تنها در برقع ای که مورد سلیقه شما است، پس چرا هزاران زن در مدینه منوره در زمان پیامبر برقع سر نمیکردند؟ چرا حتی در هنگام فریضه حج زنان برقع به سر نمی کنند؟ چرا از دانشجویان شیعه تعهد حنفی بودن میگیرید در حالی که پیامبر فرمود: «اختلاف امتی رحمه» یعنی اختلاف در امت من مایه رحمت است؟ شما جنایات خود را به نام اسلام مرتکب نشوید. این دستورات طالبانی است، نه اسلامی. اگر نمیتوانید عدالت را برپا کنید، حداقل دروغ نگویید که دارید شریعت اجرا میکنید.
چیزی که امروز در افغانستان می گذرد، یک آزمایش تلخ است. طالبان با چماق «امر به معروف به شیوه خود شان به به شیوه دین مقدس اسلام»، در حال ساختن نسلی از جوانان و زنان اندوهگین، خشمگین و دین گریز هستند. اگر این روند ده سال دیگر ادامه یابد، با نسلی مواجه خواهیم شد که از شنیدن نام «اسلام» فریاد می زند، چرا که در ذهن شان، اسلام مساوی است با زندان، سیاهی، طبل تفتیش اخلاقی در هرات و دیگر ولایات کشور.
این بزرگترین پیروزی برای دشمنان اسلام است. آیا میدانید امریکا و اسرائیل از این وضعیت خوشحال ترین اند؟ چون طالبان با دستان خود، چهره رحمانی اسلام را به چهرهای قبیلهای، خشن و کریه تبدیل کردهاند.
هموطنان عزیز! شما تنها در برابر طالبان مسئول نیستید، شما در برابر تاریخ و اسلام حقیقی نیز مسئول هستید. اسلام را نجات دهید، نه با تفنگ، بلکه با آگاهی؛ و به طالبان بگویید: «حکومت شما مشروعیت دینی ندارد، زیرا دین را فدای سیاست خشونت کردهاید.» و آن روز که نسل آینده بپرسد چرا اسلام چنین است، ما باید جواب دهیم که اسلام چنین نبود، این طالبان بودند که اسلام را در خون و تعصب غرق کردند!
در پایان این را نیز باید گفت: نویسنده به تمام مذاهب اسلامی؛ اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی، جعفری، زیدی و … احترام کامل میگذارد و تنها جریان انحرافی وهابیت تکفیری را که با خشونت و تکفیر مسلمانان، چهره اسلام را مخدوش ساخته، خارج از چارچوب دین مبین اسلام میداند.
بنابراین نقد طالبان هرگز به معنای بیاحترامی به فقه حنفی نخواهد بود. ما پیروان مذهب حنفی را نه تنها برادران دینی خود میدانیم، بلکه بر این باوریم که فقه حنفی بهعنوان یکی از کهن ترین و پربارترین مکاتب فقهی اهل سنت است که همواره در طول تاریخ مظهر عقلانیت، اعتدال، و مدارا با پیروان سایر مذاهب بوده است!




