موزیم؛ حافظه زنده ملت‌ها و آینه هویت تمدنی افغانستان

روز جهانی موزیم و میراث فرهنگی؛ پاسداری از حافظه تاریخی افغانستان در روزگار فراموشی و بحران
موزیم؛ حافظه زنده ملت‌ها و آینه هویت تمدنی افغانستان

28 ثور/ اردیبهشت، برابر با «روز جهانی موزیم و میراث فرهنگی» ست، این روز در کنار مناسبت فرهنگی یادآور مسئولیت تاریخی ملت‌ها در پاسداری از حافظه، هویت و تمدن خویش نیز است. افغانستان، سرزمینی که قرن‌ها چهارراه تمدن‌ها، فرهنگ‌ها و ادیان بوده، امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند حفاظت از میراث فرهنگی و حمایت از هنر و هنرمندان خود است. در کشوری که جنگ، افراط‌گرایی، مهاجرت و فقر، بخش بزرگی از حافظه تاریخی را زخمی کرده، موزیم ها هنوز آخرین سنگرهای روایت هویت ملی‌اند.

روز جهانی موزیم، که هر سال از سوی شورای بین‌المللی موزیم ها گرامی داشته می‌شود، فرصتی است برای اندیشیدن به این حقیقت که ملت‌ ها تنها با جغرافیا زنده نمی‌مانند؛ بلکه با حافظه تاریخی، هنر، فرهنگ و میراث تمدنی خویش دوام می‌آورند.

در چنین روزی، باید به همه باستان ‌شناسان، پژوهشگران، مرمت‌ گران، نقاشان، سفالگران و در کل هنرمندان، کارمندان موزیم ‌ها، نویسندگان، تاریخ‌ نگاران و تمامی انسان‌هایی که برای حفظ فرهنگ و تمدن افغانستان تلاش می‌کنند، تبریک گفت و از آنان سپاسگزاری کرد؛ زیرا آنان نگهبانان خاموش روح یک ملت‌اند.

افغانستان، کشوری است که از دل تاریخ برخاسته است؛ سرزمینی که روزگاری محل عبور کاروان‌ های جاده ابریشم، محل تلاقی تمدن‌های یونانی، بودایی، اسلامی، ایرانی و آسیای میانه بود. از بلخ و بامیان تا هرات و غزنی، هر گوشه این سرزمین کتابی نانوشته از تاریخ بشریت است. اما این کتاب بزرگ، در دهه‌های اخیر بارها در آتش جنگ، تعصب، قاچاق آثار باستانی و بی‌ت وجهی آسیب دیده است.

موزیم ‌ها در افغانستان؛ گنجینه‌هایی فراتر از خاک و سنگ است، در میان مهم ‌ترین مراکز فرهنگی کشور، موزیم ملی افغانستان جایگاهی ویژه دارد؛ موزیم که نه فقط یک ساختمان، بلکه حافظ هویت تاریخی افغانستان است.

بر اساس گزارش‌های رسمی، این موزیم اکنون بیش از 60 هزار اثر تاریخی و باستانی را در خود جای داده است؛ آثاری که از دوران پیشا تاریخ تا تمدن‌های بودایی، یونانی-باختری، کوشانی و اسلامی را دربرمی‌گیرد.

تاریخ تأسیس این موزیم به سال 1919 م. بازمی‌گردد و مجموعه‌ های آن طی دهه‌ها با اکتشافات باستان ‌شناسی داخلی و خارجی غنی ‌تر شده است.

در میان آثار مشهور افغانستان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • گنجینه طلای باختر
  • مجسمه‌های بودای بامیان
  • آثار تاریخی آی ‌خانم
  • نسخه‌های خطی کهن اسلامی
  • آثار هنری دوره تیموری هرات
  • سکه‌ها و آثار یونانی-باختری
  • آثار باستانی مس‌عینک

این آثار تنها اشیای قدیمی نیستند؛ بلکه سند زنده حضور افغانستان در متن تمدن جهانی‌اند.

امروز نیز گزارش‌هایی نشان می‌دهد که در موزیم ملی افغانستان روند مرمت و نگهداری آثار ادامه دارد و صدها اثر تاریخی در سال‌های اخیر ترمیم و محافظت شده‌اند.

موزیم برای ملت ها نقش حیاتی‌ دارند، آنها تنها محل نگهداری اشیای تاریخی نیستند؛ بلکه دانشگاه‌های خاموش ملت‌ها هستند. هر اثر هنری یا تاریخی در یک موزیم، داستانی از رنج، شکوه، اندیشه، ایمان و تجربه انسانی را روایت می‌کند.

نقش موزیم را می‌توان در چند محور اساسی خلاصه کرد:

  1. 1. حفظ هویت ملی: ملت‌هایی که حافظه تاریخی خود را از دست بدهند، به‌ تدریج دچار بحران هویت می‌شوند. موزیم ها به نسل‌های جدید یادآوری می‌کنند که ریشه‌های آنان فراتر از جنگ و بحران امروز است.
  2. 2. تقویت وحدت ملی: افغانستان کشوری متنوع از اقوام، زبان ‌ها و فرهنگ‌ هاست. میراث فرهنگی می ‌تواند بجای ابزار اختلاف، پلی برای همبستگی ملی باشد؛ زیرا تاریخ افغانستان متعلق به همه باشندگان این سرزمین است.
  3. 3. رشد گرد شگری و اقتصاد فرهنگی: در بسیاری از کشورها، موزیم ها منبع مهم درآمد ملی‌اند. اگر افغانستان روزی به ثبات برسد، میراث فرهنگی آن می‌تواند یکی از بزرگ‌ ترین ظرفیت‌های گردشگری منطقه باشد.
  4. 4. مقابله با افراط‌گرایی: هنر و فرهنگ، روح انسان را نرم‌ تر، متفکرتر و انسانی ‌تر می سازد. جامعه‌ای که هنر، تاریخ و موزیم داشته باشد، کمتر به خشونت و افراط گرایش پیدا می‌کند. (البته اگر به هنر ارج و احترام گذاشته شود!)

اکنون نزدیک به پنج سال است که طالبان برای دومین‌ بار قدرت را در افغانستان در دست دارند. در این مدت، نگرانی‌های گسترده‌ای درباره وضعیت هنر، آزادی‌های فرهنگی و میراث تاریخی افغانستان مطرح بوده است.

واقعیت این است که حافظه جمعی مردم افغانستان هنوز تخریب مجسمه‌های بودای بامیان در سال 2001 را فراموش نکرده است؛ رویدادی که جهان آن را یکی از تلخ ‌ترین فجایع فرهنگی معاصر دانست.

با این حال، گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد که موزیم ملی افغانستان همچنان فعال است و روند نگهداری و مرمت آثار ادامه دارد. وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان نیز از ترمیم صدها اثر تاریخی و جلوگیری از قاچاق برخی آثار سخن گفته است.

اما در کنار این اقدامات، محدودیت‌های گسترده بر هنر، فعالیت زنان هنرمند و فضای فرهنگی کشور، نگرانی‌های جدی درباره آینده فرهنگ افغانستان ایجاد کرده است. جامعه‌ای که در آن هنر خاموش شود، به‌ تدریج قدرت گفتگو، تخیل و مدارا را از دست می‌دهد.

طالبان امروز در برابر یک آزمون تاریخی قرار دارند؛ آزمونی که تنها با قدرت نظامی سنجیده نمی‌شود، بلکه با نوع برخورد آنان با فرهنگ، هنر و میراث تاریخی قضاوت خواهد شد.

اگر طالبان می‌خواهند حکومتی پایدار، محترم و قابل قبول در تاریخ افغانستان داشته باشند، باید بدانند که حفظ میراث فرهنگی نه یک تهدید، بلکه یک فرصت ملی و اسلامی است.

اسلام، دینی ضد علم، هنر و تمدن نبوده است. تمدن اسلامی در اوج شکوفایی خود، موزیم ‌ها، کتابخانه‌ها، معماری، خوشنویسی، شعر و هنر را در کنار معنویت پرورش داده است.

طالبان می ‌توانند که از موزیم ‌های کشور حفاظت جدی کنند، مانع قاچاق آثار تاریخی شوند، از هنرمندان، نویسندگان و پژوهشگران حمایت کنند، زمینه آموزش هنر و باستان‌شناسی را فراهم سازند، زنان هنرمند را از عرصه فرهنگی حذف نکنند و افغانستان را به مرکز گفتگوی تمدنی منطقه تبدیل کنند.

حمایت از هنر و میراث فرهنگی، در نهایت به سود خود حکومت نیز خواهد بود؛ زیرا فرهنگ، چهره انسانی یک نظام سیاسی را به جهان نشان می‌دهد. کشوری که موزیم هایش آباد باشد، در حقیقت ذهن و روح مردم اش زنده است.

افغانستان، تنها سرزمین جنگ و بحران نیست؛ بلکه یکی از کهن ‌ترین خانه‌های تمدن بشری است. در زیر خاک این سرزمین، تاریخ هزاران ساله انسان خوابیده است و در موزیم های آن، روح نسل‌های گذشته نفس می‌کشد. روز جهانی موزیم و میراث فرهنگی، یادآوری این حقیقت بزرگ است که ملت‌ها بدون حافظه تاریخی، آینده‌ای روشن نخواهند داشت.

شاید ساختمان‌ها و حکومت‌ها تغییر کنند، اما آنچه یک ملت را جاودانه می‌سازد، فرهنگ، هنر، خرد و حافظه تمدنی اوست.

اگر روزی افغانستان دوباره به آرامش، شکوفایی و همزیستی برسد، بدون تردید یکی از ستون‌های اصلی آن، همین موزیم ‌ها، همین آثار تاریخی و همین هنرمندانی خواهند بود که در تاریک‌ ترین روزها نیز چراغ فرهنگ را خاموش نکردند.

و چه زیباست اگر افغانستان آینده، نه با صدای انفجار، بلکه با صدای قلم، موسیقی متعهد و مسئول، هنر، اندیشه و گفتگوی تمدن‌ها شناخته شود.

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x