روز جهانی آزادی مطبوعات؛ از کتاب‌های ممنوعه تا بازداشت خبرنگاران

طالبان و مهندسی خاموش رسانه‌ها؛ روز جهانی آزادی مطبوعات در افغانستان به گورستان آرمان‌ها تبدیل شده است.
روز جهانی آزادی مطبوعات؛ از کتاب‌های ممنوعه تا بازداشت خبرنگاران

امروز، سوم می 2026، جهان «روز جهانی آزادی مطبوعات» را گرامی می‌دارد؛ اما در افغانستان، از این آزادی تنها نامی در تاریکی مطلق برجای مانده است. تحلیل داده‌های پنج سال اخیر حاکی از آن است که طالبان نه تنها بزرگ ‌ترین سانسور تاریخ معاصر افغانستان را اعمال کرده‌اند، بلکه با حذف فیزیکی و اقتصادی خبرنگاران، ممنوعیت صدها عنوان کتاب و تبدیل رسانه‌ها به بلندگوی رسمی نظام، «خودکشی فرهنگی» را نهادینه ساخته‌اند.
روز جهانی آزادی مطبوعات امسال در حالی فرا می‌رسد که افغانستان تحت حاکمیت طالبان، به یکی از تاریک ‌ترین نقاط جهان برای فعالیت روزنامه ‌نگاران و نویسندگان تبدیل شده است. جستجو در فضای مجازی و ورق زدن گزارش‌های سازمان‌های ناظر بین‌المللی و داخلی در سال 2026، تصویری هولناک ارائه می‌دهد. آنچه امروز در کابل، هرات، مزارشریف و قندهار می‌گذرد، صرفاً یک «محدودیت» نیست، بلکه «اعدام فرآیند آگاهی‌دهی» است. از یک سو، طالبان با استفاده از تاکتیکی جدید، رسانه‌های خصوصی را به ابزاری برای ترس و تبلیغات خود تبدیل کرده‌اند و از سوی دیگر، با وضع قوانین عرفی و سلیقه‌ای نظیر «امر به معروف»، نفس هر صدای منتقدی را بریده‌اند.
طبق گزارش اخیر سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان که در سال 2026 منتشر شده، طالبان دیگر تنها به سانسور و خشونت فیزیکی بسنده نمی‌کنند، بلکه وارد فاز «اشغال تحریریه‌ها» شده‌اند. گزارش‌های متعدد نشان می‌دهد که رسانه‌های خصوصی برای ادامه حیات مجبورند محتوای خود را قبل از انتشار در اختیار استخبارات طالبان قرار دهند و حتی عناوینی چون «حافظ الله» و «خلیفه» را برای رهبران این گروه به کار برند. این وضعیت به‌قدری حاد است که حتی رسانه‌های خصوصی امروز بیشتر از رسانه‌های دولتی برای طالبان تبلیغ می‌کنند. این یک فاجعه مضاعف است: مخاطبِ گرسنۀ اطلاعات، به جای تحلیل نقادانه، با تصاویر ساختگی از راهپیمایی‌های نظامی و اعترافات اجباری مخالفان بمباران می‌شود.
در این پنج سال، طالبان صدها عنوان کتاب را ممنوع اعلام کرده‌اند. توجیه این ممنوعیت‌ها عمدتاً «تضاد با شریعت» یا «تبلیغ افکار مخالف نظام» است، اما واقعیت عمیق‌تر است. فروش کتاب‌های رمان، شعر مدرن، آثار فلسفی و حتی کتاب‌های درسی علوم انسانی در بسیاری از ولایات ممنوع شده است. نهادهای مدنی گزارش داده‌اند که متخلفین در بدترین موارد به دلیل داشتن یک جلد کتاب «ناتمام» تهدید به زندان یا جریمه‌های سنگین می‌شوند. حلقه‌های مطالعاتی و کتابخوانی که در بیست سال گذشته رونق گرفته بودند، یا تعطیل شده‌اند یا به صورت زیرزمینی و با ترس از لو رفتن فعالیت می‌کنند. این رویکرد، تلاش برای بازگرداندن جامعه به دوره‌ای است که «جهل» شرط بقای حاکمیت است.
یکی از تاریک‌ ترین وجوه سیاست‌های فرهنگی طالبان، ممنوعیت تدریس فقه جعفری در لیسه‌ها و دانشگاه‌های افغانستان است. این تصمیم که با واکنش گسترده جامعه جهانی و حقوق بشر مواجه شد، نه تنها نقض آشکار حق تحصیل برای پیروان مذهب تشیع است، بلکه پیام روشنی مبنی بر نامشروع شمردن تنوع مذهبی در افغانستان دارد. طالبان با حذف این بخش از معارف اسلامی از برنامه درسی، به دنبال تحمیل یک روایت دینی واحد و حذف هویت هزاره‌ها و سایر اقوام شیعه از حافظه علمی کشور هستند. گزارش‌ها حاکی از آن است که در ولایت بامیان، علاوه بر ممنوعیت کتب دینی شیعه، برگزاری آیین‌های مذهبی نیز با محدودیت‌های شدید و ارعاب همراه بوده است.
جدیدترین گزارش مرکز خبرنگاران افغانستان که این روز ها منتشر شده، زنگ خطر را به صدا درآورده است. بر اساس این گزارش مستند150 مورد نقض آزادی رسانه‌ها در یک سال گذشته ثبت شده است. 127 مورد تهدید مستقیم و 20 مورد بازداشت خبرنگاران مستند شده است. ممنوعیت نشر تصاویر موجودات زنده (فیلم و عکس حیوانات و انسان) به 25 ولایت گسترش یافته که عملاً صنعت خبر تلویزیونی را فلج کرده است. این گزارش تأکید دارد که به جای قوانین رسمی شفاف، «دستورالعمل‌های سخت‌گیرانه و قانون امر به معروف سلیقه ای نه دینی حاکم شده است که فضای ترس و خودسانسوری را به سبک غالب تبدیل کرده است. وضعیت خبرنگاران به طور چشمگیری وخیم‌تر شده و جواز بسیاری از نهادهای حامی رسانه لغو شده است.
آمار ها رسمی نشان می‌دهد که از سقوط کابل تا کنون، حدود 90 درصد از زنان خبرنگار شغل خود را از دست داده‌اند و تعداد خبرنگاران زن فعال از 2000 نفر به کمتر از 200 نفر رسیده استو زنانی که هنوز در این عرصه فعال هستند نیز با محدودیت‌های مضاعفی مانند تفکیک جنسیتی در محیط کار و ممنوعیت صدایشان در پخش اخبار مواجه هستند.
و اما اگر بخواهیم پیامدهای ویرانگر این رویکرد را برای جامعه بررسی کنیم سه ضربه مهلک به پیکر جامعه افغانستان وارد می‌کند:
1. رشد افراط‌گرایی کور: با حذف رسانه‌های مستقل، تنها یک روایت باقی می‌ماند. نبود صدای مخالف، طالبان را در اشتباهات مهلکش مستقر می‌کند و زمینه را برای ظهور افراط‌گرایی‌های جدیدتر فراهم می‌آورد.
2. فقر فرهنگی و تحلیل دانش: نسل جوان افغانستان که در دو دهه گذشته به اینترنت و رسانه‌های آزاد دسترسی داشت، اکنون در انزوای اطلاعاتی به سر می‌ برد. منع کتاب و محدودیت دسترسی به اطلاعات علمی، کشور را به سمت «فقر شناختی» سوق می‌دهد که درمان آن نسل‌ها زمان نیاز دارد.
3. انزوای بین‌المللی: جهانی که هرچند با سیاست‌های دوگانه خود، اما شعار آزادی بیان را سر می‌دهد، هیچ ‌گاه نمی‌تواند با نظامی که خبرنگاران را زندانی و آزادی مطبوعات را لغو کرده است، تعامل پایدار و مشروعی داشته باشد.
روز جهانی آزادی مطبوعات در افغانستان 2026، دیگر روز تجلیل از دستاوردها نیست؛ روز عزای عمومی برای آرمانی است که زیر چکمه‌های سانسور لگدمال شده است. چالش من (سردبیر) با خوانندگان و فعالان این ست که آیا جامعه جهانی و نخبگان سیاسی افغانستان منتظر می‌مانند تا طالبان «فراموشی تاریخی» را بر مردم این کشور تحمیل کند؟
طالبان به خوبی دریافته‌اند که رسانه‌ی آزاد، سلاحی خطرناکتر از هر موشکی است و به همین دلیل اولویت اول آنها را به خاک سیاه نشاندن رسانه‌هاست.
اگر امروز فریاد «آزادی مطبوعات» در افغانستان خاموش است، تقصیر تنها در انحصارطلبی طالبان نیست، بلکه در سکوت نابخشودنی کسانی است که تماشاگر این مرگ تدریجی هستند. مادامی که قرار نباشد قلم بر علیه زورگویان به حرکت درآید، افغانستان نه تنها میهن آزادی، که به گورستان اندیشه تبدیل خواهد شد. ما در غربت رسانه‌ای به سر می‌بریم؛ جایی که آگاهی جرم است و جهل، تنها راه رستگاری!

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x