ایران = «حسبک الله»، امریکا = آخرین نیرنگ!

مذاکرات پاکستان میان ایران و امریکا، به درخواست امریکا و با میانجی‌گری پاکستان برگزار شد و بدون هیچ توافقی پایان یافت. تحلیل مستند میدانی نشان می‌دهد که زیاده‌خواهی فراتر از دیپلماسی، اولتیماتوم به جای گفتگو، و نفوذ مستقیم رژیم اسرائیل در اتاق تصمیم‌گیری کاخ سفید، سه رأس مثلث شکست امریکا بودند. ایران در حالی بر اصول خود پافشاری کرد که با استناد به آموزه‌های قرآنی (انفال، آیات ۶۱ و ۶۲) حتی به دشمنی که ۴۰ روز نبرد تمام‌عیار را تجربه کرده، فرصت صلح داد؛ اما امریکایی‌ها بار دیگر نشان دادند که برای «تحمیل» آمده‌اند، نه «تفاهم».
ایران = «حسبک الله»، امریکا = آخرین نیرنگ!

مذاکرات پاکستان میان ایران و امریکا، به درخواست امریکا و با میانجی‌گری پاکستان برگزار شد و بدون هیچ توافقی پایان یافت. تحلیل مستند میدانی نشان می‌دهد که زیاده‌خواهی فراتر از دیپلماسی، اولتیماتوم به جای گفتگو، و نفوذ مستقیم رژیم اسرائیل در اتاق تصمیم‌گیری کاخ سفید، سه رأس مثلث شکست امریکا بودند. ایران در حالی بر اصول خود پافشاری کرد که با استناد به آموزه‌های قرآنی (انفال، آیات ۶۱ و ۶۲) حتی به دشمنی که ۴۰ روز نبرد تمام‌عیار را تجربه کرده، فرصت صلح داد؛ اما امریکایی‌ها بار دیگر نشان دادند که برای «تحمیل» آمده‌اند، نه «تفاهم».

تاریخ دیپلماسی همواره نشان داده که تهدید به «آخرین شانس» پیش از آغاز مذاکره، سند محکمه‌آمیزی بر عدم صداقت طرف تهدید کننده است. امریکا در مذاکرات پاکستان دقیقاً همین مسیر را پیمود: از یک سو، مقامات واشنگتن این نشست را «آخرین فرصت ایران» نامیدند و از سوی دیگر، درخواست‌هایی ارائه کردند که حتی یک تحلیلگر غیرمتخصص نیز آن را شبیه «شرایط تسلیم پس از جنگ» توصیف می‌کند، نه بستری برای گفتگو.

اما نکته کلیدی این است که امریکایی‌ها چیزی را که در میدان نظامی به دست نیاوردند، در مذاکرات هم از حصول آن ناکام ماندند. پس از ۴۰ روز مقاومت بی‌سابقه و پاسخ کوبنده ایران به دو حمله هماهنگ امریکا و رژیم اسرائیل که هربار با پاسخ کوبنده مردان سلحشور ایرانی مواجه شدند، واشنگتن تصور می‌کرد با اهرم فشار دیپلماتیک و اولتیماتوم می‌تواند آنچه را موشک‌ها و بمب‌ها نتوانستند به دست آورند، از مسیر مذاکره تصاحب کند. این تصور اشتباه، ریشه اصلی شکست بود.

بیشتر بخوانید:  دیمیتری مدودف : جو بایدن یک مرده متحرک است

تیم اندرسون، تحلیلگر استرالیایی، به درستی از «تکبر و حرص بیش از حد امریکا» به عنوان عامل شکست نام می‌برد. واشنگتن در پاکستان به جای ارائه پیشنهادهای واقع‌بینانه، بسته‌ای از خواسته‌های ساختارشکنانه را روی میز گذاشت که نه تنها با موازین حقوق بین‌الملل، بلکه با اصول ابتدایی مذاکره نیز سازگار نبود. مقامات ایرانی این درخواست‌ها را «افراطی و غیرقانونی» خواندند، توصیفی که مارتیانوف، تحلیلگر نظامی نیز آن را تأیید کرده و معتقد است «ایران بلد است جواب بدهد» و این توانایی پاسخ‌دهنده، منشأ تحقیر راهبردی امریکا شده است.

جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نظام اسلامی، همواره به استقبال صلح واقعی رفته است، حتی زمانی که به نیات طرف مقابل کاملاً بدبین بوده است. مستند قرآنی این رویکرد، آیه ۶۱ سوره انفال است:

«وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ»
یعنی: و اگر دشمنانبه صلح گراییدند، تو نیز بدان گرا و بر خدا توکل کن، که همانا او شنوا و داناست!

بر همین اساس، جمهوری اسلامی ایران در هر سه دوره‌ای که امریکا «با خواهش و تمنای خود» درخواست مذاکره کرد، با حسن نیت پای میز نشست، هرچند خاطره دو حمله هماهنگ امریکا و اسرائیل در خلال مذاکرات پیشین که با پاسخ های کوبنده و جانانه جمهوری اسلامی ایران مواجه شدند، هنوز زنده بود. اما نکته دقیق‌تر اینجاست که قرآن کریم در آیه بعد (آیه ۶۲) بی‌پرده به احتمال نیرنگ دشمن اشاره می‌کند:

«وَإِن يُرِيدُوا أَن يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ»
یعنی: و اگر بخواهند تو را بفریبند، بدان که خدا تو را بس است!

بیشتر بخوانید:  دبیرکل سازمان ملل:اسرائیل به‌عنوان اشغالگر، همه تعهدات بین‌المللی را زیر پا کرده است

امریکا در پاکستان دقیقاً همین «خدعه» را به کار بست: در پشت نقاب «صلح ‌خواهی» و «آخرین شانس»، نقشه‌ای برای تحقیر ایران و بازپس‌گیری امتیازات جنگی از مسیر زور دیپلماتیک طراحی کرده بود. اما تیم مذاکره‌کننده ایران، سرشار از روحیه جهادی، انقلابی و خردمندی تمام، نه تنها فریب این ظاهر فریبنده را نخوردند، بلکه از دستاوردهای ملت و نظامیان ایران در طول جنگ ۴۰ روزه در برابر امریکا جنایتکار و رژیم کودک کش صهیونیستی حراست کردند.

الکس جونز و برخی تحلیلگران مستقل معتقدند سیاست امریکا در این بحران، مستقیماً از تل‌آویو امضا می‌گیرد. رژیم صهیونیستی با اقدامات تحریک‌آمیز خود ،از جمله حملات سایبری و تهدید به تأسیسات هسته‌ای، عملاً مسیر هر گفتگوی جدی را تخریب کرد. این وابستگی به اسرائیل، واشنگتن را از اتخاذ تصمیمات مستقل و واقع ‌بینانه بازداشته است. در چنین شرایطی، طبیعی است که ایران نسبت به نیت واقعی امریکا تردید داشته باشد، تردیدی که آیه ۶۲ انفال آن را نه تنها مجاز، بلکه هوشمندانه توصیف می‌کند.

دیویس، تحلیلگر نظامی، بر یک واقعیت انکارناپذیر تأکید می‌کند: «ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در دست دارد.» این کنترل به معنای فشار اقتصادی مستقیم بر امریکا و جهان است:

افزایش قیمت نفت
کمبود کود شیمیایی (ناشی از اختلال در حمل‌ونقل فسفات)
اختلال در زنجیره تأمین جهانی کالاهای اساسی

واشنگتن اکنون در موقعیتی قرار گرفته که اهرم‌های فشارش بسیار محدودتر از آن چیزی است که تصور می‌کرد. توازن قدرت در میدان جنگ و اقتصاد جهانی به نفع ایران تغییر کرده و این تغییر، مستقیماً بر رفتار تیم مذاکره‌کننده ایرانی تأثیر گذاشت. ایران نیازی به پذیرش شروط تحمیلی نمی‌دید، زیرا واقعیت‌های میدانی و اقتصادی به نفع او بود، نه امریکای بازنده.

بیشتر بخوانید:  رییس‌ جمهور بلاروس : طرح پیروزی زلنسکی با وضعیت میدان نبرد همخوانی ندارد

مذاکرات پاکستان یک بار دیگر اثبات کرد که امریکا هنوز از اشتباه راهبردی خود درس نگرفته است؛ «نمی‌توان با زبانی که از شکست نظامی می‌لرزد، شرط تسلیم را دیکته کرد.» جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر دو بال «جهاد دیپلماتیک» و «تکیه بر سنت‌های قرآنی صلح‌خواهانه اما هوشمندانه» (انفال ۶۱ و ۶۲)، هم در میدان و هم در مذاکرات، امریکا را با «تحقیر راهبردی» مواجه ساخت.

عامل اصلی شکست، چیزی جز زیاده‌ خواهی طرف امریکایی نبود. امریکایی‌ها برای دیکته کردن آمده بودند، نه برای مذاکره. و همانطور که در میدان نبرد در برابر پاسخ های کوبنده سپته پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران زانو زدند، در برابر «تیمی دیپلماتیک که سرشار از روحیه جهادی، انقلابی و خردمندی بود» نیز ناچار به عقب‌نشینی شدند.

تا زمانی که واشنگتن به جای گرایش به صلح واقعی به خدعه و اولتیماتوم ادامه دهد و سایه اسرائیل بر تصمیم‌هایش سنگینی کند، چشم‌انداز هیچ توافقی جز تکرار این شکست‌های پیاپی نخواهد بود. ایران به خوبی یاد گرفته است که «حسبک الله»

برای مقابله با نیرنگ‌ها کافی است، مخصوصاً وقتی پشت میز مذاکره، دشمنی نشسته باشد که هرگز راستِ صلح را از دروغِ تحمیل تشخیص نمی‌دهد.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x