بیست سال وعده دروغین «دموکراسی» و «مبارزه با تروریسم» جز ویرانی زیرساختها، غارت منابع، آفرینش دهها گروه تروریستی و در نهایت واگذاری افغانستان به همان های که امریکا در ابتدا آنها را «تروریست» می خواندند دستاوردی برای امریکا نداشت. اکنون نیز در سایه حاکمیت پنجساله طالبان و انفعال اپوزیسیون، باز هم شیعیان این سرزمین اند که قربانی چرخه معیوب خشونت میشوند.
گزارش های تازه از کشتار بیش از 17 غیرنظامی در ولسوالی انجیل هرات توسط تروریست های مسلح، تنها حلقه دیگری از زنجیره بیانتهاى تراژدی در افغانستان است.
بار دیگر صدای فغان از هرات بلند شد. منابع میگویند بیش از 30 نفر در تیراندازی افراد ناشناس شهید و زخمی شدند و مقامات طالبان آمار را ۷ شهید و ۱۳ زخمی اعلام می کنند. ولسوالی انجیل، منطقه «ده مهری» که عمدتاً شیعهنشین است و زیارتگاه دارد، هدف قرار گرفته است. سؤال این است: چرا همیشه شیعیان این سرزمین، از هرات تا کابل، از بامیان تا و از بلخ تا غزنی، هدف بمبها و گلولهها هستند؟ آیا این یک تصادف است یا الگویی سیستماتیک؟ برای یافتن پاسخ، باید از امروز فراتر رفته و ریشه این بحران را در سیاستهای امپریالیستی و سپس کوتاهیهای داخلی جستجو کنیم.
بیایید رک و صادق باشیم، امریکا نه با شعار دروغین «مبارزه با تروریسم و دمکراسی»، بلکه با پرچم «استثمار» وارد افغانستان شد. امریکا طی 20 سال با شعار های دروغین چون «مبارزه با تروریزم» و «دموکراسی»، زیربناهای فرهنگی و سنتهای شیرین و معنوی مردم را ویران کرد، منابع زیرزمینی را (با قراردادهای دزدی وارانه) غارت کرد و در نهایت، پس از تحقیر در فرودگاه کابل، کشور را به همان «طالبان» سپرد که خود آن را «تروریست» میخواند. از منظر حقوق بشر و قوانین بینالمللی، این اقدامات امریکا مصداق بارز «جنایت علیه بشریت» و «نقض حاکمیت ملی» است.
اما نباید تقصیر فقط گردن خارجیها انداخت. در 20 سال «دوره جمهوریت»، چه بر سر شیعیان آمد؟ حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی، این دو رئیسجمهور بیکفایت و بیخاصیت، نه تنها امنیتی برای شیعیان نساختند، بلکه با قومگرایی افراطی و فساد سیستماتیک، کشور را به کام بحران کشاندند.
در حالی که در کشور هر روز شیعیان قتلعام میشدند، این آقایان فقط و فقط مشغول پر کردن حسابهای بانکی خود و بستگانشان در امارات و اروپا بودند. آنها با ایجاد «دیوارهای قومی» بین مردم، بستر را برای نفوذ گروههای تکفیری آماده کردند. دولتهای پیشین نیز در این «چرخه معیوب» سهیم هستند.
امروز پنج سال از حاکمیت طالبان میگذرد، اما باز هم همان آش و همان کاسه است. طالبان تمام توان خود را صرف حفظ کرسی قدرت و تحکیم حکومت تکقومی خود کردهاند. گزارش سازمان ملل به صراحت میگوید که طالبان به تعهدات خود در قبال مبارزه با گروههای تروریستی مانند TTP و القاعده و داعش عمل نکرده است . معلوم نیست این چرخه معیوب و کثیف تا کی ادامه یابد. گویا این خاک و جغرافیا از وقتی نامش «افغانستان» (فغان+ستان) شده، محکوم به فغان و شیون است.
و اما از طرف دیگر، رهبران سیاسی اپوزیسیون که در خارج از کشور در کاخهای لوکس نشستهاند. این افراد بیکفایت و بیخرد نیز هرگز از تاریخ درس نگرفتند. آنها نیز در 20 سال دوران جمهوریت فقط به فکر پر کردن حسابهای بانکی خود و گرفتن ویزه کشور های خارجی بودند و بهترین فرصت ها را از دست دادند. امروز که مردم افغانستان زیر گلوله های تروریستان دست و پا میزنند، این اپوزیسیون درگیر «سهمخواهی» و «نخوت قومی» است. این مردم بیچاره و مظلوم افغانستان، به ویژه شیعیان، هستند که باید همواره خونشان بریزد.
راهکار شمشیر از نیام کشیدن است؛ زمان آن رسیده که سخن صریح و تند گفت. اگر طالبان نمیتوانند یا نمیخواهند از جان و مال شیعیان دفاع کنند، باید این حق را به خود شیعیان بدهند:
- دست از لجاجت و حکومت تک قومی بردارید. یک حکومت همهشمول و قوی ایجاد کنید. اگر واقعاً مدعی «امارت اسلامی» هستید، باید امنیت تمام شهروندان، به ویژه جوامع آسیب پذیر مانند شیعیان را تأمین کنید. در غیر این صورت، شما نیز در ریختن خون شیعیان سهیم هستید.
- زمان آن رسیده که بزرگان و متنفذین شیعه دست به کار شوند. با توجه به ناتوانی طالبان، شیعیان چارهای جز مسلح شدن برای دفاع از خود ندارند. طالبان باید شرایط را آماده کنند تا شیعیان بتوانند مناطق خود را «مسلحانه» مدیریت کرده و امنیت آن را به دست گیرند (همان مدل «کمیتههای محلی» اما زیر نظر قانون). اگر طالبان با این منطق عقلانی موافقت نکنند، یعنی آنها خواهان ادامه کشتار شیعیان برای تضعیف این قوم هستند.
افغانستان به بنبست رسیده است. نه امپریالیسم امریکا نجاتبخش است، نه حکام متعصب، نه جمهوریت فاسد و نه اپوزیسیون فراری. تنها راه عبور از این «چرخه معیوب»، بازگشت به اصل «همبستگی تمام اقوام» است؛ یعنی همه گروهها (تاجیک، پشتون، هزاره، ازبیک) بپذیرند که دشمن مشترک همه تروریسم تکفیری و سیاستهای قوم گرایانه است و این چرخه معیوب و مخرب تنها با اتحاد نظامی و مدنی شکست میخورد. اگر طالبان عاقلانه عمل کرده و «مجوز دفاع مشروع» را برای شیعیان صادر کند و شیعیان نیز این مسئولیت را بپذیرند، شاید بتوان جلوی این خون ریزی بیپایان را گرفت. در غیر این صورت، تاریخ بار دیگر تکرار خواهد شد.




