در سال نو 1405 و هم زمانی فرخنده عید سعید فطر با نوروز باستانی، این دو نماد امید، نو شدن و بازگشت به فطرت انسانی را به همه مردم شریف کشورم افغانستان صمیمانه تبریک میگویم. امید که این تقارن مبارک، سرآغاز فصلی تازه از تدبیر، رحمت، عدالت و همگرایی در سرزمین ما باشد.
چهار سال از آن روزی میگذرد که طالبان، از یک نیروی شورشی، به جایگاه حاکمیت رسیدند؛ چهار سالی که برای مردم افغانستان، سرشار از تجربههای متضاد بوده است: از یک سو امنیت نسبی و کاهش درگیریهای مسلحانه، و از سوی دیگر، محدودیتها، نگرانیها و زخمهایی که هنوز التیام نیافتهاند.
واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت؛ طالبان در تأمین امنیت نسبی در بخشهای وسیعی از کشور، کاهش جنگهای داخلی، و تلاش برای ایجاد تعاملات منطقهای، گامهایی برداشتهاند که قابل انکار نیست. افغانستان امروز، دیگر میدان جنگهای روزمره نیست و این، نعمتی بزرگ برای مردمی است که دههها در آتش جنگ سوختهاند.
اما پرسش اساسی اینجاست: آیا امنیت، به تنهایی برای ساختن یک ملت کافی است؟
امنیت اگر با عدالت، مشارکت و کرامت انسانی همراه نباشد، به سکوتی سنگین تبدیل میشود؛ سکوتی که در زیر آن، نارضایتیها، شکافها و بیعدالتیها به آرامی انباشته میشوند و روزی سر بر میآورند.
طالبان امروز در برابر یک آزمون تاریخی قرار دارند؛ آزمونی فراتر از تسلط نظامی: آزمون «حکمرانی عادلانه.» نمیتوان از آیندهای روشن سخن گفت، در حالی که دختران این سرزمین از آموزش محروماند. پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «طلب العلم فریضة على کل مسلم و مسلمة»؛ طلب دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است. آیا میتوان این حکم صریح را نادیده گرفت؟
نمیتوان از جامعهای سالم سخن گفت، در حالی که زنان یعنی نیمی از پیکره جامعه از کار، تحصیلات عالی، مشارکت و حضور اجتماعی بازداشته میشوند. قرآن کریم به روشنی میفرماید: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (سوره حجرات، آیه 13)؛ برتری نزد خداوند، نه به جنسیت است و نه به قومیت، بلکه به تقوا و شایستگی است.
و نمیتوان از وحدت ملی سخن گفت، در حالی که اقلیتهای مذهبی؛ از شیعیان جعفری گرفته تا اسماعیلیان، هندوها و سیکها با محدودیتها، بیتوجهی یا حتی تبعیض مواجهاند.
شیعیان جعفری افغانستان، بخشی جداییناپذیر از تاریخ، فرهنگ و هویت این سرزمیناند. آنان در رشد علمی، فرهنگی و اقتصادی کشور سهم داشتهاند؛ در برابر تجاوزگران خارجی، دوشادوش برادران اهلسنت خود جنگیدهاند؛ و همواره مردمی صلح طلب، متدین و وطندوست بودهاند. حذف آنان از ساختار قدرت یا نادیده گرفتن حقوق مذهبیشان، نه تنها بیعدالتی است، بلکه تضعیف وحدت ملی است.
آیا زمان آن نرسیده است که مذهب جعفری، همانگونه که پیشتر در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده بود، بار دیگر به رسمیت شناخته شود؟
از سوی دیگر، گزارشها از کوچهای اجباری، برخوردهای خشن، و تصفیههای قومی به ویژه در مناطق مرکزی نگرانیهایی جدی را برانگیخته است. این مسیر، اگر اصلاح نشود، میتواند شکافهای قومی و مذهبی را عمیقتر کرده و بذر بیاعتمادی را در دل نسلها بکارد.
اینجا سخن از دشمنی نیست؛ سخن از مسئولیت است. نگارنده این سطور، نه از سر تقابل، بلکه از سر دلسوزی و تعهد به دین، به انسانیت، و به سرنوشت مشترک ما، این سخنان را مطرح میکند. سکوت در برابر رنج مردم، نه با آموزههای اسلام سازگار است، نه با وجدان انسانی، و نه با مسئولیت حرفهای یک اهل رسانه.
خطاب این سخن، به رهبران طالبان است:
چشمان خود را به جهان بگشایید. به تجربه کشورهای اسلامی بنگرید؛ به همسایگان خود که چگونه میان دین، دولت و توسعه توازن برقرار کردهاند. حکمرانی، تنها به معنای حفظ قدرت نیست؛ بلکه هنر ایجاد رضایت، عدالت و امید در دل مردم کشور است.
لجاجت، خودخواهی و انحصار، حکومت تک قومی هیچ حکومتی را پایدار نکرده است. آنچه ماندگار است، عدالت است و خرد.!
تشکیل یک حکومت فراگیر، به رسمیت شناختن تنوع مذهبی و قومی، بازگشایی درهای آموزش به روی دختران، و فراهم کردن زمینه مشارکت زنان در جامعه، اینها نه خواستههای تحمیلی بیرونی، بلکه ضرورتهای درون دینی و فرهنگی ماست که برای بقای یک نظام سیاسی لازم و ضروری اند.
اگر طالبان میخواهند در تاریخ افغانستان، نه بهعنوان یک «دوره گذرا»، بلکه بهعنوان «نقطه عطفی مثبت» ثبت شوند، باید از امروز، مسیر اصلاح را با شجاعت آغاز کنند.
چهار سال گذشته، تنها آغاز راه بود. آینده، هنوز نوشته نشده است.!
این سرزمین، بیش از هر زمان دیگر، به حکمرانی نیاز دارد که بر پایه عقلانیت، عدالت و رحمت بنا شده باشد؛ حکمرانیای که در آن، هیچ دختری از آموزش محروم نباشد، هیچ مادری نگران آینده فرزندش نباشد، و هیچ شهروندی به دلیل مذهب یا قومیت اش احساس بیگانگی نکند.
در پایان، بهعنوان یک شهروند این سرزمین، یک فعال رسانهای و فرهنگی، و یک دلسوز واقعی مردم کشورم، تأکید میکنم: این سخنان از سر خیرخواهی است، نه خصومت. امید که شنیده شود، پیش از آنکه دیر شود.
با آرزوی روزهایی روشن تر، عادلانه تر و انسانی تر برای افغانستان عزیز و مردم شریف اش؛ سرزمینی که شایسته صلح، امنیت پایدار، کرامت و پیشرفت است!




