آموزش تعطیل نیست، افغانستان تعطیل است

چهار سال از روزی می گذرد که طالبان با شعار «امنیت و اجرای شریعت» بر افغانستان مسلط شدند. اما امسال نیز در مراسم رسمی آغاز سال تحصیلی جدید، تصویری دوگانه و تامل برانگیز به نمایش گذاشته میشود
آموزش تعطیل نیست، افغانستان تعطیل است

آموزش تعطیل نیست، افغانستان تعطیل است: وقتی طالبان «مکتب» را بر دختران حرام میکند.
آغاز سال تعلیمی 1405 در افغانستان، نه آغاز یک تحول، بلکه تکرار یک تراژدی چهارساله است. جایی که وزیران طالبان از «فراهم شدن محیط مناسب» سخن میگویند، اما نیمی از جمعیت دانش آموز (دختران بالاتر از 12 سال) در خانه ها زندانی شده  اند.

چهار سال از روزی می گذرد که طالبان با شعار «امنیت و اجرای شریعت» بر افغانستان مسلط شدند. اما امسال نیز در مراسم رسمی آغاز سال تحصیلی جدید، تصویری دوگانه و تامل برانگیز به نمایش گذاشته میشود: از یک سو، مقاماتی مانند شیراحمد حقانی و عبدالسلام حنفی از «تلاش های گسترده» در بخش آموزش و فراهم کردن «محیط مناسب» سخن می گویند، و از سوی دیگر، میلیون ها دختر در کشور پشت درهای بسته مکاتب و دانشگاه ها سرگردانند. این دوگانه، بزرگترین معمای سیاسی-اخلاقی عصر حاضر در افغانستان را شکل داده است: چگونه میتوان از “آینده روشن” سخن گفت، در حالی که نیمی از سرمایه های انسانی کشور به فراموشی سپرده شده اند؟ گزارش یونیسف نشان میدهد که اگر این روند تا 2030 ادامه یابد، بیش از چهار میلیون دختر قربانی این تصمیم خواهند شد. این آمار، فقط یک عدد نیست؛ بلکه روایتی از یک نسل «تحت تعلیق» است.
طالبان برای ممنوعیت آموزش دختران، به بهانه هایی چون «نامناسب بودن محیط» یا «اختلاط» تمسک می جویند. اما این توجیهات در بوته نقد فقهی و اخلاق اسلامی تاب مقاومت ندارند. اسلام دین علم، تعلیم و تربیت است. نخستین آیات نازل شده بر پیامبر اسلام (ص) با واژه «اقرأ» (بخوان) آغاز میشود که خطاب آن به همه مسلمانان، فارغ از جنسیت، است. تاریخ تمدن اسلامی سرشار از حضور زنان دانشمند، فقیه، محدث و طبیب است.

اگر طالبان واقعاً مدعی «حکومت اسلامی» هستند، باید پاسخ دهند که کدام آیه یا روایت معتبر، تعلیم و تحصیل علم را بر زنان حرام کرده است؟ پیامبر اسلام (ص) صراحتاً فرمودند: «طلب علم بر زن و مرد مسلمان واجب است.»،  ممنوعیت آموزش دختران نه تنها یک بدعت در دین است، بلکه مصداق بارز «ظلم» است. متأسفانه طالبان با این اقدام، چهره ای تاریک و خشن از اسلام به جهان نشان میدهند که با «اسلام رحمت و تمدن» فاصله عمیقی دارد.
فراتر از آموزه های دینی، اقدام طالبان در محرومیت دختران از آموزش متوسطه و عالی، نقض آشکار اصول بنیادین حقوق بشر است. اسناد بین المللی متعددی چون اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون حقوق کودک (که افغانستان پیش از این به آن متعهد بود)، حق آموزش را برای همه افراد بدون تبعیض به رسمیت می شناسند.

واکنش های اخیر نماینده یونیسف و سازمان ملل متحد، صرفاً یک هشدار دیپلماتیک نیست، بلکه بازتاب خاموشی یک نسل است. وقتی نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل میگوید که این محرومیت، بحران های حقوق بشری و اقتصادی را تشدید می کند، در واقع دارد به یک حقیقت ساده اشاره میکند: جامعه ای که نیمی از توانمندی های خود را سرکوب کند، هرگز به ثبات و شکوفایی اقتصادی نخواهد رسید. کاهش ثبت نام دختران از هفت میلیون در 2019 به شش میلیون در 2022 و افت شدیدتر در سالهای بعد، زنگ خطری است که نشان میدهد افغانستان در مسیر فروپاشی سرمایه های اجتماعی خود حرکت می کند.

به عنوان شهروندی که به سرنوشت این سرزمین خود دلبسته است و دلسوزی از جنس «وطن دوستی» و «مردم دوستی» را سرلوحه کار خود میدانم، توصیه هایی چند به حاکمان فعلی دارم:

  1. بازگشت به سیره نبوی (ص): اگر طالبان به دنبال مشروعیت دینی هستند، کافی است به سیره پیامبر اسلام (ص) نگاه کنند. ایشان نه تنها زنان را به علم آموزی تشویق می کردند، بلکه برای زنان مجلس درس جداگانه ای ترتیب میدادند. «محیط مناسب» را باید ایجاد کرد، نه آنکه به بهانه نبود آن، کل جامعه را از نعمت مادران و خواهران آگاه محروم کرد. دنیای امروز، دنیای علم و فناوری است؛ محرومیت دختران از دانشگاه، یعنی محرومیت جامعه از پزشکان زن، استادان، مهندسان و کارآفرینان زن. آیا جامعه افغانستان میتواند بدون کادر درمانی زن برای بانوان، به حیات شرعی و طبیعی خود ادامه دهد؟
  2. آینده نگری و مصالح ملی: طالبان باید درک کنند که استمرار این سیاست، آنان را از جامعه جهانی منزوی تر کرده و بحران اقتصادی-انسانی کشور را عمیق تر میسازد. پیشرفت افغانستان در گرو استفاده از ظرفیت تمام شهروندان آن است. هیچ کشوری در جهان با نادیده گرفتن نیمی از جمعیت خود به توسعه پایدار نرسیده است.
  3. پایان دادن به اختلافات درونی: گزارش ها حاکی از وجود اختلاف نظر در میان رهبران طالبان درباره آموزش دختران است. این اختلاف، هزینه سنگینی را به ملت افغانستان تحمیل کرده است. از جناح معتدل و عاقبت اندیش درون این حکومت می خواهیم که صدای خرد و شرع را بشنوند و اجازه ندهند که یک تصمیم نسنجیده، آینده دینی و دنیوی یک نسل را نابود کند.

چهار سال محرومیت، برای یک نسل از دختران کشور، معنایی جز “ربوده شدن فرصت ها” ندارد. تاج الدین اویوالی، نماینده یونیسف، با هشتگ «زنده نگهداشتن امید برای دختران» به درستی بر حفظ روحیه این نسل تأکید دارد. اما امید، تنها با شعار زنده نمی ماند؛ امید زمانی زنده است که دختری 14 ساله بتواند به جای نگاه کردن از پشت پنجره به کوچه، کیف و کتاب اش را بردارد و به سوی لیسه حرکت کند.

جامعه جهانی، نهاد های حقوق بشری و مهمتر از همه، علما و روشنفکران دلسوز افغانستان باید با صدایی رساتر از همیشه، این ظلم تاریخی را محکوم کنند. ما معتقدیم که اسلام ناب محمدی (ص) هیچگاه با جهل و تبعیض همراه نبوده و نخواهد بود. ما از طالبان می خواهیم که از این آزمون بزرگ الهی سربلند بیرون بیایند و با بازگشایی مکاتب و دانشگاه ها به روی دختران و زنان، نشان دهند که می توانند «حافظان شریعت» باشند، نه «ناقضان حقوق انسانی.»

آینده افغانستان در صنف های درسی رقم می خورد که در آن دختران و پسران در کنار هم یا در محیطی امن و جداگانه، برای ساختن فردایی بهتر تلاش کنند. هر روزی که این درها بسته بماند، نه فقط یک روز از عمر یک دختر، که یک روز از عمر تمدن و پیشرفت افغانستان نیز تلف شده است. اجازه ندهیم این تلفات ادامه یابد.

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x