میزبانی یا مهندسی تروریزم؟

در سیاست، گاه اعتراف‌ها نه از سر صداقت، بلکه برای فرافکنی و تطهیر گذشته بیان می‌شوند. سخنان اخیر وزیر دفاع پاکستان درباره «اشتباه بودن میزبانی از مهاجران افغانستانی» دقیقاً از همین جنس است. کشوری که دهه‌ها در معادلات افغانستان نقش فعال، مداخله ‌گر و در بسیاری موارد مخرب داشته، اکنون می‌کوشد خود را در جایگاه «قربانی» بنشاند.
میزبانی یا مهندسی تروریزم؟

اظهارات اخیر وزیر دفاع پاکستان مبنی بر «بزرگ ‌ترین اشتباه تاریخی بودن میزبانی از مهاجران افغانستانی»، نه یک اعتراف صادقانه، بلکه تلاشی برای بازنویسی تاریخ و فرار از مسئولیت است.
در سیاست، گاه اعتراف‌ها نه از سر صداقت، بلکه برای فرافکنی و تطهیر گذشته بیان می‌شوند. سخنان اخیر وزیر دفاع پاکستان درباره «اشتباه بودن میزبانی از مهاجران افغانستانی» دقیقاً از همین جنس است. کشوری که دهه‌ها در معادلات افغانستان نقش فعال، مداخله ‌گر و در بسیاری موارد مخرب داشته، اکنون می‌کوشد خود را در جایگاه «قربانی» بنشاند. اما آیا واقعاً پاکستان میزبان بود یا بازیگری که از رنج مهاجران، ابزار ساخت؟
ادعای اینکه «میزبانی از مهاجران افغانستانی بزرگ ‌ترین اشتباه تاریخ پاکستان بوده»، تحریف آشکار واقعیت است. پاکستان نه تنها میزبان بی‌طرف و انسان ‌دوست نبود، بلکه از همان ابتدا، مهاجران افغانستانی را به‌عنوان یک «سرمایه استراتژیک» در بازی‌های ژئوپولیتیک خود تعریف کرد.
واقعیت این است که در پاکستان از فقر و بی‌پناهی مهاجران سوءاستفاده شد. از میان کودکان یتیم و جوانان بی‌آینده، نیروهای افراطی و انتحاری ساخته شدند. کمک‌های سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی به نام مهاجران دریافت شد، اما در مسیرهای دیگر هزینه گردید، و در پوشش «جهاد»، تسلیحات مدرن از قدرت‌های غربی دریافت شد.

بنابراین، این «میزبانی» نبود؛ بلکه یک پروژه چندلایه برای مهندسی بحران بود.
نمی‌توان از نقش پاکستان سخن گفت، بی‌آنکه به مثلث (یا دقیق ‌تر بگوییم مربع) قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای اشاره نکنیم.
چهار کشوری که در نیم‌ قرن اخیر نقش کلیدی در شکل‌گیری و گسترش تروریزم در افغانستان و خاورمیانه داشته‌اند عبارت‌اند از: امریکا، انگلیس، عربستان سعودی و پاکستان، این کشورها، هرکدام بخشی از یک معادله پیچیده را مدیریت کرده‌اند:

  • امریکا و انگلیس: طراحی راهبرد، تأمین تسلیحات و مدیریت کلان پروژه‌ها
  • عربستان سعودی: تأمین مالی و ترویج ایدئولوژی افراطی
  • پاکستان: اجرای میدانی، آموزش، سازمان ‌دهی و پشتیبانی استخباراتی

در نتیجه این همکاری، ده‌ها گروه تروریستی در منطقه شکل گرفتند. در داخل پاکستان نیز گروه‌هایی مانند؛ تحریک طالبان پاکستان (TTP) ، لشکر طیبه، جیش محمد، سپاه صحابه، لشکر جهنگوی…و ……

این گروه ها سال‌هاست که فعال‌اند و نشان می‌دهند که «آتش» تروریزم، اکنون دامن پرورش ‌دهندگانش را نیز گرفته است.
بر اساس گزارش‌های متعدد، امروز بیش از 20 گروه تروریستی در منطقه حضور دارند که هرکدام به نوعی با یکی از این چهار کشور در ارتباط ‌اند. این گروه‌ها نه پدیده‌ای خودجوش، بلکه محصول مستقیم سیاست‌های هدفمند هستند.
این واقعیت تلخ نشان می‌دهد که تروریزم یک ابزار بوده، نه یک حادثه و افغانستان، میدان آزمایش این ابزار.
وزیر دفاع پاکستان طالبان را «ناسپاس» خوانده است. اما این ادعا نیز وارونه ‌سازی حقیقت است.
خطاب به مقامات پاکستانی باید گفت: شما از مهاجرین افغانستانی «مهمان ‌نوازی» نکردید، بلکه از آنها به‌عنوان ابزار استفاده کردید. شما از گروه‌های تروریستی برای تحقق اهداف شوم خود در افغانستان حمایت کردید؛ آنهم نه صرفاً به اراده خود، بلکه در چارچوب سیاست‌هایی که از سوی امریکا و انگلیس دیکته شده بود.

حتی خود شما، خواجه محمد آصف، پیش ‌تر اعتراف کرده ‌اید که پاکستان در این روند، به نیابت از قدرت‌های غربی عمل کرده است.
امروز اگر همان گروه‌ها در برابر شما ایستاده‌اند، این نه «ناسپاسی»، بلکه بازگشت طبیعی یک چرخه خشونت است.
به بیان روشن‌تر: این، نتیجه عملکرد خود شماست؛ خودکرده را نه درد است و نه درمان.
تحولات اخیر نشان می‌دهد که پروژه «کنترل از راه دور» گروه‌های مسلح، دیگر کارایی گذشته را ندارد. گروه‌هایی که روزی ابزار فشار بودند، اکنون به بازیگران مستقل تبدیل شده‌اند. این وضعیت، پاکستان را در یک تناقض استراتژیک قرار داده است؛ از یک سو، نیاز به حفظ نفوذ در افغانستان و از سوی دیگر، تهدید فزاینده امنیت داخلی.

اظهارات وزیر دفاع پاکستان، اگرچه در ظاهر یک اعتراف است، اما در عمق، تلاشی برای پاک ‌سازی گذشته و انتقال مسئولیت به دیگران است.
واقعیت این است که پاکستان، امریکا، انگلیس و عربستان سعودی، هر چهار در شکل‌گیری وضعیت کنونی افغانستان شریک‌اند؛ مهاجران افغانستانی، قربانیان این بازی بوده‌اند، نه عاملان آن و تروریزم، محصول سیاست‌های حساب ‌شده است، نه یک پدیده تصادفی.

اما اکنون زمان آن رسیده است که همه طرف‌ها، چه در اسلام‌آباد، چه در کابل و چه در پایتخت‌های غربی،
به یک بازاندیشی جدی دست بزنند.

پاکستان باید مسئولیت اشتباهات اش را بپذیرد با فرار از آن چیزی تغییر نمی کند. و طالبان افغان نیز از سیاست‌های ابزاری و حکومت تک قومی عبور کنند و به سوی یک نظام همه شمول و پاسخگو حرکت کنند.

تاریخ، دیر قضاوت می‌کند، اما دقیق قضاوت می‌کند. و امروز، همه بازیگران این صحنه، در برابر این قضاوت ایستاده‌اند.

 

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x