اعترافات تکان‌دهنده وزیر دفاع پاکستان

اعترافات تلخ خواجه آصف و بازخوانی سیاست‌های غلط پاکستان؛ از حمایت از تروریسم تا قربانی شدن در دامِ خودساخته.
اعترافات تکان‌دهنده وزیر دفاع پاکستان

اعترافات تلخ خواجه آصف و بازخوانی سیاست‌های غلط پاکستان؛ از حمایت از تروریسم تا قربانی شدن در دامِ خودساخته.

اکنون که اظهارات تکان‌دهنده خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، مبنی بر «سوءاستفاده طالبان از نام اسلام» و «بی‌رحمی» این گروه علیه مردم پاکستان به گوش می‌رسد، زمان آن فرا رسیده است تا با نگاهی عمیق و انتقادی، سیاست‌های چهار دهه‌ای اسلام‌آباد را زیر ذره‌بین ببریم.

تاریخ سیاست همواره پر از لحظات عجیب است، اما کم ‌پیش می‌آید که یک سیاستمدار ارشد کشوری، با صراحت تمام گناهان گذشته را هرچند ناخواسته فریاد بزند. خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، اخیراً طالبان را به استفاده ابزاری از نام اسلام و نداشتن ویژگی‌های واقعی مسلمانی متهم کرده و اعلام کرده که پاکستان از زمان سقوط کابل در دست طالبان، عملاً در جنگ با آنهاست. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که اسلام‌آباد تا دیروز میزبان و حامی اصلی این گروه بود.

شمشیرِ دامن خود؛ اعترافاتی که گویای حقایق تلخ است خواجه آصف در اظهارات خود طالبان را «جنایتکارانی» می‌خواند که هیچ ارتباطی با دین ندارند و به مساجد و نمازگزاران حمله می‌کنند، باید به پاکستان گفت: مگر شما در طول چهار دهه از اسم دین اسلام استفاده سوء نکردید؟ اما آیا خواجه آصف و حاکمان پاکستان فراموش کرده‌اند که این «طالبان افغان» از کدام مدرسه، در کدام کشور و با چه بودجه‌ای فارغ‌التحصیل شدند؟ سخنان وزیر دفاع پاکستان در واقع سندی علیه خودِ دولت اوست. وقتی او می‌گوید طالبان ویژگی‌های واقعی مسلمانان را ندارند، باید پرسید چه کسانی این نسخه تحریف‌شده و خشن از دین را در مدارس دینی (دیوبندی) پاکستان تولید و صادر کردند؟ ایشان اعتراف می‌کنند که تاریخ و دین در کتاب‌های درسی پاکستان تحریف شده است؛ اما همین تحریف تاریخی بود که پایه‌های تفکر گروه های تروریستی در پاکستان را برای نا امنی افغانستان بنا نهاد. پاکستان با دستان خود و با پول عربستان و به دستور امریکا طالبان را ساخت و اکنون که آنها به آفریننده‌اش پشت کرده، فریاد «جنایت» سر می‌دهد.

چهار دهه تروریسم ‌پروری؛ از حمایت تا قربانی شدن واقعیت تلخ و انکارناپذیر این است که پاکستان بیش از چهار دهه، به ویژه در بیست سال حکومت جمهوریت در افغانستان، از گروه‌های تروریستی به عنوان ابزاری برای اهداف خود استفاده کرد.

اسلام‌آباد با حمایت‌های نظامی، اطلاعاتی و لجستیکی، خون مردم بی‌گناه افغانستان را ریخت تا به رویاهای ژئوپلیتیک خود برسد. آنها طالبان را مسلح کردند، آنها را آموزش دادند و آنها را علیه دولت و مردم افغانستان رها کردند. حالا آن بادی که خود اسلام‌آباد کاشته، به صورت طوفانی مهلک به خودش برمی‌گردد، نباید تعجب کند. پاکستان اکنون در چنگالِ همان سیاست «تروریست ‌پروری» گرفتار شده است. این نتیجه طبیعی قانون «عمل و واکنش» در سیاست بین‌الملل است؛ هر کس ماری را برای گاز گرفتن همسایه پرورش دهد، روزی ناچار از نیش خودِ مار رنج خواهد برد.

پاکستان در طی چهار دهه از منظر قوانین بین‌الملل، دین مقدس اسلام و حقوق بشر مرتکب جنایت علیه مردم افغانستان شده است. حمایت آشکار از گروه‌هایی که هدفشان نابودی امنیت و آرامش شهروندان افغانستان بوده است. از منظر دین مقدس اسلام، که بر رحمت، همسایه ‌داری و حفظ جان انسان‌ها تأکید دارد، سیاست‌های پاکستان محکوم به شکست است. اسلام دستور به «حسن همسایگی» می‌دهد، اما پاکستان به بدترین همسایه تبدیل شده است که مرزهایش را برای انتقال تروریسم باز گذاشت. استفاده از نام مقدس اسلام برای پروژه‌های شوم اطلاعاتی، خیانت به دین و امت اسلامی است. پاکستان باید بداند که «همسایه داری» در فرهنگ مردم افغانستان و اسلام، به معنای خیانت نیست، بلکه به معنای احترام به حاکمیت و امنیت ملی کشور همسایه است.

مگر شما نبودید (پاکستان)؟ که تا دیروز همین طالبان افغان را علیه ملت افغانستان مسلح کردید؟ مگر شما نبودید که در بیست سال گذشته، در دوران حکومت جمهوریت، با پول و سلاح خودتان، خون مردم مظلوم افغانستان را ریختید؟ چگونه است که امروز ناله می‌کنید که طالبان خونریزی می‌کنند و مردم عادی را می‌کشند؟ واقعیت این است که طالبان افغان غیرنظامیان شما را در خانه‌هایشان نکشته و نمی‌کشند؛ این شما هستید که با بمباران‌های سنگین و موشک ‌پرانی‌های خود، خانه‌های کاه‌ گلی مردم فقیر جنوب افغانستان را ویران می‌کنید. این شما هستید که زنان و کودکان بی‌گناه را در خواب و بیداری به خاک و خون می‌کشید و سپس با دروغ ‌پردازی رسانه‌ای، طالبان را متهم می‌کنید. دست‌های شما به خون هزاران انسان بی‌گناه در افغانستان آلوده است و هیچ توجیهی نمی‌تواند این لکه‌های ننگ را پاک کند.

و اما به طالبان باید گفت؛ راه نجات در وحدت است در این میان، طالبان نیز باید به خود بیایند. قدرت بدون مشروعیت مردمی، دوام نمی‌آورد. ما به عنوان شهروندانی که دغدغه آینده افغانستان را داریم، از طالبان می‌خواهیم که فوراً دست از لجاجت و حکومت تک‌ قومی بردارند. تشکیل یک حکومت همه ‌شمول که در آن تمام اقوام افغانستان سهم واقعی داشته باشند، و این تنها راه نجات کشور است. طالبان باید بدانند که بستن مکاتب و دانشگاه‌ها بر روی زنان و دختران افغانستان، خلاف دستور آشکار دین مقدس اسلام است. اسلام دین علم و دانش است و جلوگیری از آموزش زنان، ظلمی آشکار است. همچنین، برای ایجاد همبستگی ملی، لازم است مذهب برحق جعفری که بخش عظیمی از جامعه کشور به آن باور دارند، به رسمیت شناخته شود. تا زمانی که همه مردم افغانستان، با تمام مذاهب و قومیت‌ها، خود را در حکومت سهیم نبینند، صلح و ثبات پایدار در کشور نخواهد آمد.

در نهایت، باید گفت: سیاستی که پاکستان در پیش گرفته، به بن‌بست رسیده است. اسلام‌آباد باید درس بگیرد که امنیت خود را در ناامنی همسایگانش جستجو نکند. اعترافات خواجه آصف اگرچه دیرهنگام است، اما آینه‌ای است که نشان می‌دهد چگونه ایدئولوژی‌های تحریف ‌شده و سیاست‌های کوتاه ‌بینانه، می‌توانند دوست و دشمن را با هم نابود کنند. برای افغانستان، راه روشن است؛ پایان دادن به تکروی، بازگشت به هویت ملی چند قومیتی، احترام به حقوق زنان و پذیرش تنوع مذهبی. تنها در سایه‌ی عدالت و اخلاق ‌مداری می‌توان از این گرداب خونین رهایی یابد و به آینده‌ای روشن امیدوار بود.

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x