وقتی نگاهی به سرنوشت مبارزان ملی کشور های مختلف جهان می اندازیم می بینیم که متاسفانه با برخی از آنها از سوی ملت شان برخورد ناشایست صورت گرفته است و نقش آنها را در دفاع از کشور و ارزشهای انسانی نادیده گرفتند. این در حالی ست که آنان برای آزادی کشور و مردم خود جان های خود را فدا کردند.
این قهرمانان فراتر از زمان و مکان خاص، نماد شجاعت، فدا کاری، ایثار و مسئولیت نسبت به مردم و کشور خود بودند، که حتی امروز نیز برای نسلها در سراسر جهان نماد شجاعت، فداکاری، پایبندی به اصول انسانی و مبارزه علیه متجاوزین هستند.
مبارزین که نه صرفاً نماد گذشته، بلکه چراغی برای مسیر آیندهاند، که با شجاعت، ایثار و رهبری خود، راه را برای استقلال، عدالت، هویت و فرهنگ ملتها هموار ساختند.
ارنستو چگوارا، با شجاعت و ایثار خود در مبارزه علیه ظلم و استعمار در کوبا و امریکای لاتین، نشان داد که میتوان فراتر از مرزها معنا پیدا کرد. او با فداکاری و پایداری توانست در شرایط سخت و خطرناک، نه تنها ملت خود بلکه برای تمام کسانی که در جستجوی عدالت اجتماعی و آزادیاند، الهام بخش باشد. چگوارا نشان داد که قهرمان واقعی، کسی ست که از خود میگذرد و برای آرمان انسانی و عدالت اجتماعی، جان اش را فدا میکند.
چه گوارا در مخفیگاه خود دستگیر شد، او تمام عمر خود را وقف مبارزه برای حقوق و آزادی مردم اش کرد، اما مردم برای آزادی چه گوارا چرا هیچ کاری نکردند، چرا؟
و همینطور چند قرن پیش در مصر، سربازی به نام محمد کریم مقاومت در برابر اشغال فرانسه علیه ناپلئون بناپارت را رهبری می کرد. اما وقتی این قهرمان اسیر شد، ناپلئون او را به مرگ محکوم کرد. او را به نزد خود فراخواند و به او گفت: «دیدن مرگ مرد شجاعی مانند تو برای کشورش، مرا بسیار غمگین میسازد. نمیخواهم تاریخ مرا به عنوان قاتل مردی شجاعی که از کشوراش دفاع میکند، به یاد بیاورد و به همین دلیل تو را می بخشم، اما باید به عنوان غرامت سربازانی که از دست دادهام، بابت مرگ آنها 100 هزار سکۀ طلا به من بدهی.»
محمد کریم لبخند زد و به او گفت: «من پول کافی ندارم، اما تاجران شهرم بیش از 100 هزار سکۀ طلا قرضدار من هستند.»
وقتی محمد کریم از طلب اش به ناپلئون گفت، ناپلئون نیز به او فرصت کوتاهی داد تا بتواند جریمه اش را پرداخت کند، لذا دست ها و پاهای او را به زنجیر بسته، همراه با سربازان فرانسوی به شهر فرستاد تا از تاجران 100 هزار سکه جمع آوری کند.
محمدکریم پر از امید بود زیرا او به خاطر مردم کشور اش فداکاری کرده بود، او را ناامید نخواهند کرد، اما هیچ یک از تاجیران قرض خود را نپرداختند، بلکه همگی او را به خاطر تباه کردن کشور و اقتصاد اسکندریه و خرابی بازار کار متهم کردند. چرا این تاجیران چنین ظلم و قضاوتی را نسبت به محمدکریم مرتکب شدند در حالی که محمد کریم جان اش را قربانی این مردم کرد؟
محمد کریم با قلب شکسته نزد ناپلئون برگشت. ناپلئون به کریم که دست خالی برگشته بود، گفت: «من تو را به خاطر جنگیدن با فرانسه اعدام نمیکنم، بلکه تو را برای این اعدانم می کنم که زندگیات را فدای ترسوهایی کردی که مشغول جمعآوری پول هستند و وظیفۀ خود در قبال کشورشان را فراموش کردهاند و تو برای انسان های بی ارزش خون سربازان مرا ریختی.»
و یا در تاریخ ایران وقتی جریان اعدام مبارزان شهر تبریز را مطالعه می کنیم و می بینیم که این مبارزان به دست روس ها در وسط شهر اعدام می شوند و بی تفاوتی مردم این شهر نسبت به اعدام قهرمانان که برای مردم کشور و همین شهر علیه متجاوزین جان فدایی و ایثار کردند. چرا باید مردم اینگونه بی تفاوتی باشند؟
قهرمانان همیشه فراتر از خود میاندیشند و زندگی خود را وقف ارزشهای جمعی، هویت ملی و عدالت اجتماعی میکنند. زندگی و مبارزه آنها ما را به تأمل درباره مرز میان شجاعت و مسئولیت، ایثار و فردگرایی، مقاومت و اخلاق دعوت میکند.
اما این را هم باید گفت که خون چنین مبارزانی؛ همچون جوهری بر صفحهی تاریخ بشریت حک شده است. و آینده از آنِ ملتهایی ست که در برابر متجاوزین زورگو میایستند.
در روزگاری که قدرتهای استکباری با رسانه، دالر، دروغ، فریب و بمب بر کشور ها میتازند، یاد قهرمانانی که علیه متجاوزین زورگو جنگیدند، یادآور حقیقتی ست که ایمان، خرد و ارادهی انسان آزاد از هر سلاحی نیرومندتر است، یاد آنها گرامی و نام شان جاوید باد!




