بازگشت دوباره امریکا به افغانستان از آسمان

سقوط پهپاد پیشرفته امریکایی در آسمان وردک، صرفاً یک حادثه فنی یا امنیتی نیست؛ این رویداد آینه‌ای است که چهره واقعی «افغانستانِ پس از خروج امریکا» را نشان می‌دهد: کشوری که از اشغال آشکار به اشغال پنهان منتقل شده، از حاکمیت زمینی محروم مانده و آسمانش میدان بازی قدرت‌های خارجی است.
بازگشت دوباره امریکا به افغانستان از آسمان

سقوط پهپاد پیشرفته امریکایی در آسمان وردک، صرفاً یک حادثه فنی یا امنیتی نیست؛ این رویداد آینه‌ای است که چهره واقعی «افغانستانِ پس از خروج امریکا» را نشان می‌دهد: کشوری که از اشغال آشکار به اشغال پنهان منتقل شده، از حاکمیت زمینی محروم مانده و آسمانش میدان بازی قدرت‌های خارجی است. در این میان، امریکا با نظارت هوایی، پاکستان با خیانت مزمن، و نخبگان سیاسی و مذهبی افغانستان با ناتوانی تاریخی، هر یک سهمی جدی در این وضعیت دارند.

بیست سال جمهوریت، افغانستان عملاً در اشغال نظامی امریکا بود؛ اشغالی که با پایگاه، سرباز و پرچم همراه بود. اما خروج نظامیان خارجی به معنای پایان اشغال نبود، بلکه صرفاً تغییر فرم اشغال رخ داد. امروز، افغانستان بدون حضور رسمی نیروهای خارجی، اما تحت نظارت اطلاعاتی، پهپادی و امنیتی ایالات متحده قرار دارد.
سقوط «ام‌کیو-9 ریپر» نشانه‌ای روشن است: امریکا افغانستان را ترک نکرده، بلکه از زمین به آسمان عقب‌ نشینی کرده است. اشغالی که دیده نمی‌شود، اما مؤثرتر، کم‌هزینه‌ تر و خطرناک ‌تر است؛ زیرا بدون پاسخ‌ گویی، بدون پرچم و بدون مسئولیت سیاسی انجام می‌شود.

بیش از چهل سال است که پاکستان، نه به ‌عنوان همسایه، بلکه به‌ مثابه بازیگر مخرب ساختاری در افغانستان عمل کرده است. این خیانت نه تصادفی بوده و نه مقطعی؛ بلکه نتیجه یک راهبرد مستمر است که بر سه ستون بنا شده است:

  1. نبود وحدت ملی در افغانستان.
  2. وجود حکومت‌های ضعیف، وابسته، بی کفایت، قومگرا و ناکارآمد.
  3. استفاده ابزاری از رهبران جهادی و گروه‌های مذهبی.
بیشتر بخوانید:  ترامپ: خروج امریکا از افغانستان «احمقانه» بود

در این میان، مسئولیت تاریخی متوجه رهبران سیاسی جهادی و طالبان است؛ کسانی که به جای تفاهم با دولت مرکزی و ساختن یک نظام ملی، همواره «آویزان پاکستان» بودند. حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و سپس طالبان، عملاً به بازوی نیابتی سازمان استخباراتی آی‌اس‌آی تبدیل شدند. پاکستان از این وابستگی نهایت سوءاستفاده را کرد: جنگ را طولانی‌ تر ساخت، دولت های مرکزی را تضعیف کرد و افغانستان را به میدان تسویه‌ حساب‌های منطقه‌ای بدل نمود.

امروز اما معادله در حال تغییر است. طالبان، دست‌کم در گفتار و تا حدی در رفتار، دیگر نمی‌خواهند مطیع کامل پاکستان باشند. همین «نیمه‌استقلال» برای اسلام‌آباد غیرقابل تحمل است. منطق پاکستان ساده اما خطرناک است:«ما شما را به قدرت رساندیم؛ حالا چرا فرمان‌بردار نیستید؟»

در چنین بستری، همکاری پاکستان با امریکا برای عبور پهپادها از خاک خود، نه تنها محتمل، بلکه از نظر پاکستانی ها کاملاً منطقی است و این یک پیام دوگانه است:

  • به طالبان: اگر از مدار ما خارج شوید، امنیت ‌تان شکننده خواهد شد.
  • به امریکا: پاکستان همچنان شاه‌ کلید دسترسی به افغانستان است.

افغانستان بار دیگر قربانی معامله‌ای شده که نه در کابل، بلکه طبق معمول در واشنگتن و اسلام‌آباد بسته می‌شود.

کشوری که آسمان خود را کنترل نکند، در واقع کشور کامل نیست.  نبود سامانه‌های راداری، نیروی هوایی مستقل و ساختار دفاعی ملی، افغانستان را به فضای باز برای جاسوسی، ترور هدفمند و مداخله خارجی تبدیل کرده است.
حضوراین پهپاد امریکایی  در کشور، فریاد می‌زند که حاکمیت طالبان، حاکمیتی ناقص است: زمینی در اختیار، اما آسمانی رهاشده!

بیشتر بخوانید:  پایان کار بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان

افغانستان امروز در یک بزنگاه تاریخی ایستاده است. اگر طالبان، رهبران سیاسی (مجاهدین سابق) و مردم این سرزمین نیندیشند، تاریخ دوباره تکرار خواهد شد؛ اما این بار بی‌رحمانه‌ تر از گذشته.
پیام این حادثه روشن است: اگر طالبان می‌خواهند حکومت باشند، نه گروه، باید از توهم «پیروزی نظامی» عبور کنند و به سمت مشروعیت ملی، وحدت داخلی و استقلال واقعی حرکت کنند. بدون اجماع ملی، طالبان فقط مدیر یک خلأ هستند.

رهبران جهادی باید شجاعت اعتراف داشته باشند که وابستگی، معامله‌گری و قدرت‌طلبی شخصی آنها، افغانستان را به این روز انداخت.

مردم افغانستان باید بدانند تا زمانی که آگاهی، عقلانیت و مطالبه‌گری جای تعصب، قوم‌گرایی و اطاعت کورکورانه را نگیرد، هیچ نیروی خارجی از آسمان و زمین این کشور خارج نخواهد شد.

آسمان کشور، امروز آینه وجدان سیاسی ماست. اگر این آینه شکسته بماند، نه امریکا میرود، نه پاکستان دست می کشد، و نه آینده‌ای امن متولد خواهد شد.
وقت آن است که افغانستان از موضوع بازی، به فاعل تاریخ تبدیل شود؛ و این، جز با تفکر، تعقل و شجاعت جمعی شهروندان ممکن نیست.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x