دکتر سیدروحالله حسینی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در افغانستان، در آیین تجلیل از نخستین سالگرد درگذشت دکتر صالحمحمد خلیق، شاعر، نویسنده، پژوهشگر و تاریخنگار ادبیات بلخ، با گرامیداشت یاد و جایگاه فرهنگی این چهره برجسته، گفت: استاد خلیق شخصیتی چندساحتی بود که بخش مهمی از حیات فکری و ادبی خود را در پیوند با فرهنگ، تاریخ و هویت بلخ سپری کرد.
این نشست که با حضور چهرههای شاخص فرهنگی و ادبی بلخ از جمله: استاد اسدلله ضیا (روانشناس و رئیس پیشین دانشگاه تاج)، پرفسور رحیم ابراهیم(نویسنده و پژوهشگر) استاد عبدالغفار ریعان شمالی(نویسنده و فعال فرهنگی)، استاد محمد تقی واحدی(نویسنده و استاد دانشگاه)، دکتر هاشمی فرهام(شاعر و مدرس) مهدی عبدللهی( از فعالان فرهنگی شبرغان) و تعدادی زیاد از شاعران و فرهنگیان بلخی در یک فضای صمیمانه برگزار گردید؛ دکتر حسینی با اشاره به جایگاه دکتر صالحمحمد خلیق در عرصه فرهنگ و ادب افغانستان اظهار داشت: سخن گفتن از خلیق تنها سخن گفتن از یک شاعر و نویسنده نیست؛ او بخشی از حافظه فرهنگی بلخ بود و نام و آثارش با تاریخ، ادبیات و هویت فرهنگی این سرزمین پیوندی عمیق داشت.
وی افزود: اگر بخواهیم شخصیت چندوجهی استاد خلیق را در یک جمله خلاصه کنیم، میتوان گفت «صالحمحمد خلیق مردی بود که بلخ را زیست، بلخ را سرود و بلخ را نوشت.»
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در افغانستان با تشریح این تعبیر گفت: خلیق، بلخ را تنها بهعنوان یک جغرافیا نمیدید، بلکه آن را یک مفهوم فرهنگی، تاریخی و تمدنی میدانست و تلاش کرد بخشهایی از حافظه تاریخی و ادبی این سرزمین را برای نسلهای آینده ثبت و ماندگار کند.
حسینی با اشاره به وجه شاعری دکتر خلیق گفت: شعر او با تاریخ، هویت، انسان و سرزمین پیوند داشت و نشان داد که شعر میتواند افزون بر آفرینش زیبایی، حافظه تاریخی و فرهنگی یک جامعه نیز باشد.
وی ادامه داد: در آثار خلیق، تاریخ گذشته صرفاً روایتی مربوط به دیروز نیست، بلکه بخشی از هویت انسان امروز است و ادبیات میتواند در روزگار دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی، پیوند نسلها با گذشته و ریشههای فرهنگی آنان را حفظ کند.
رایزن فرهنگی ایران همچنین به وجه پژوهشی و تاریخنگارانه استاد خلیق اشاره کرد و گفت: او تنها درباره بلخ سخن نگفت، بلکه کوشید آنچه را از گذشته این سرزمین در اختیار داشت، گردآوری، ثبت و تحلیل کند.
به گفته حسینی، پرداختن به تاریخ ادبیات بلخ، شخصیتهای ادبی، آثار تاریخی، بناها و جاذبههای فرهنگی این سرزمین نشان میدهد که دغدغه خلیق فراتر از آفرینش ادبی بود و او به دنبال ثبت و حفظ حافظه فرهنگی بلخ بود.
وی از کتاب «تاریخ ادبیات بلخ» بهعنوان یکی از نمونههای مهم تلاشهای پژوهشی خلیق یاد کرد و افزود: تدوین تاریخ ادبی یک سرزمین، در حقیقت ثبت بخشی از هویت فرهنگی آن سرزمین است و این آثار میتوانند برای پژوهشگران و نسلهای آینده ارزش مرجع داشته باشند.
حسینی در ادامه با اشاره به توجه استاد خلیق به زبان و ادب فارسی دری اظهار داشت: فارسی دری تنها ابزار ارتباط نیست، بلکه حامل بخش بزرگی از تاریخ، ادبیات، اندیشه و حافظه تمدنی این حوزه فرهنگی است و خلیق در امتداد همین سنت ادبی و فرهنگی، برای پاسداری از زبان و ادبیات فارسی تلاش کرد.
وی همچنین استاد خلیق را «معلم نسلها» توصیف کرد و گفت: بخشی از میراث واقعی او در انسانهایی است که با او نشستند، از او آموختند، نقد شنیدند، تشویق شدند و مسیر ادبی خود را ادامه دادند.
رایزن فرهنگی ایران خاطرنشان کرد: نویسنده و شاعر بزرگ کسی نیست که تنها کتاب تولید کند، بلکه کسی است که بتواند انسانهای فرهنگی تربیت کند و از این منظر، خلیق پلی میان نسلهای پیشین و نسل جدید شاعران و نویسندگان بلخ بود.
حسینی با اشاره به فعالیتهای فرهنگی و ادبی استاد خلیق در انجمنها، محافل ادبی و نهادهای فرهنگی، بر اهمیت نهادسازی فرهنگی تأکید کرد و گفت: فرهنگ تنها با آثار فردی ساخته نمیشود، بلکه به نهاد، گفتوگو، کتابخانه، انجمن و ارتباط میان نسلها نیاز دارد.
وی با تأکید بر ضرورت تبدیل یاد استاد خلیق به یک میراث زنده فرهنگی گفت: بزرگداشت این شخصیت نباید تنها به برگزاری مراسم سالانه محدود شود، بلکه باید آثار او به شکل منسجم گردآوری و تدوین، کتابشناسی و زندگینامه علمی وی تهیه و اسناد و آثارش دیجیتالسازی شود.
حسینی همچنین پیشنهاد کرد نشستهای علمی و ادبی برای شناخت آثار و اندیشههای خلیق برگزار و زمینه آشنایی نسل جوان با میراث فرهنگی و ادبی او فراهم شود.
وی افزود: حتی میتوان با ایجاد یک جایزه یا جشنواره ادبی ـ پژوهشی به نام استاد صالحمحمد خلیق، زمینه تداوم راه فرهنگی و ادبی او را فراهم کرد.




