حماسهٔ وفاداری؛ روایتی که دنیا را شگفت‌ زده کرد

مراسم تشییع پیکر مطهر قائد شهید، رهبر شهید انقلاب اسلامی، اوج نمایش وفاداری و عشق عاشورایی مردم ایران بود. تجمع بیش از 15 میلیون نفر در مصلای تهران ، نه یک رویداد معمولی، بلکه یکی از مهمترین حوادث قرن بیست و یکم توصیف شد که نمایشی حماسی از قدرت ملی ایران بود
حماسهٔ وفاداری؛ روایتی که دنیا را شگفت‌ زده کرد

در لحظه ای که دشمن، شهادت رهبر و فرزندان ایران را هدف گرفته بود تا روحیه ملی مردم این کشور را در هم بشکند، مردم ایران با حماسه ای بی بدیل، پاسخی کوبنده به محاسبات غلط دشمنان دادند. حضور بیش از 15 میلیون نفر در مراسم وداع با رهبر شهید و 127 شب میدان داری حماسی در پشتیبانی از نیروهای مسلح، تصویری از یک ملت متحد، مقاوم و شیفتهٔ آرمان های خود به جهانیان مخابره کرد که حتی دشمنان خود را نیز به شگفتی واداشتند.

در شرایطی که گفتگوهای دیپلماتیک میان ایران و امریکا جریان داشت، دشمن بی‌عهد، با طراحی یک حملهٔ هماهنگ و غافلگیرانه، پرده از چهرهٔ خشن خود برداشتند. این حمله که اوج بی‌اخلاقی نظام سلطه را به نمایش گذاشت، با بمباران مکتب ابتدایی «شجرهٔ طیبه» در میناب و شهادت 120 دانش‌آموز معصوم و 26 تن از معلمان و کادر آن، آغاز شد. این جنایت هولناک، هم‌زمان با ترور ناجوانمردانهٔ رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، و خانوادهٔ ایشان، رخ داد. اما این دشمن نادان نمی دانست که خون پاک شهیدان، نه تنها ارادهٔ این ملت ایران را سست نمی کند، بلکه سرآغاز حماسه ای عظیم و بی‌نظیر در تاریخ معاصر خواهد شد.

دشمنان ایران با هدف قرار دادن نمادهای دانش و رهبری این کشور، در پی آن بودند که شوکی عمیق بر پیکرهٔ جامعهٔ ایران وارد کنند. حمله به مکتب «شجرهٔ طیبه» و به شهادت رساندن رهبر انقلاب اسلامی همراه با خانواده اش، حکایت از یک راهبرد مشخص برای برهم زدن نظم عاطفی و روانی جامعه دارد.

اما این محاسبه، خطایی فاحش بود. شهادت این عزیزان، نه تنها روحیهٔ ملی را تضعیف نکرد، بلکه جرقهٔ یک بیداری و همبستگی بی‌نظیر را زد.

مردم ایران از همان ساعات ابتدایی تجاوز، با پدیدهٔ کم نظیر «127 شب میدانداری» در شهرهای مختلف ایران ثابت کردند که نبرد، تنها میدان نظامیان نیست.

اگر 127 شب میدانداری، نشان از عزم ملی در اوج جنگ داشت، مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی، اوج نمایش وفاداری و عشق عاشورایی مردم ایران بود. تجمع بیش از 15 میلیون نفر در مصلای تهران ، نه یک رویداد معمولی، بلکه یکی از مهمترین حوادث قرن بیست و یکم توصیف شد که نمایشی حماسی از قدرت ملی ایران بود.

این جمعیت عظیم که شاید در تاریخ کم‌ نظیر باشد، از تمام اقشار و با هر سلیقه‌ای، پاسخی محکم به دشمنان بود. آنها با چشمانی گریان و قلبی مالامال از عشق، برای آخرین بار به وداع با رهبری برخاستند که تمام عمرش را در راه عزت و امنیت مردم صرف کرد. این حضور میلیونی، تصویر واقعی رابطهٔ عاطفی و عمیق یک ملت با رهبر خویش را به رخ جهانیان کشید، به‌گونه‌ای که دشمنان مردم ایران را نیز به شگفتی واداشت.

بازتاب گستردهٔ مراسم در رسانه‌های جهانی، گواهی بر عظمت و تأثیرگذاری این حماسه بود. خبرگزاری‌هایی همچون گاردین، سی‌ان‌ان، اسوشیتد پرس، نیویورک‌ تایمز، الجزیره و رویترز، هر کدام به نحوی به انعکاس این حضور کم نظیر پرداختند.

اما شاید جالب ‌ترین واکنش، اظهارات دونالد ترامپ بود که با ناباوری گفت: «من از دیدن شرکت کنندگان و گریه ایرانیان در مراسم تشییع خامنه‌ای شگفت ‌زده شدم، زیرا فکر می‌کردم مردم از او متنفرند.»

این سخن، بزرگترین سند بر شکست پروژهٔ تحلیل غلط دشمن از جامعهٔ ایران است. ترامپ و تیم اش، درک درستی از هویت دینی، ملی و انقلابی مردم ایران نداشتند. آنها گمان می‌کردند با اعمال فشار و ترور شخصیت‌ها، می توانند میان ملت ایران و رهبر شان جدایی بیندازند. اما پاسخ قاطع 15 میلیون نفری آنهم فقط مردم تهران، به‌خوبی نشان داد که محبوبیت رهبر شهید، نه یک پدیدهٔ زود گذر، بلکه ریشه در عمق باورها و عشق قلبی یک ملت دارد.

واکنش تمسخرآمیز سفارت ایران در ارمنستان به این اظهارات، از حقیقتی عمیق پرده برداشت: «شما آیت الله خامنه ای را ترور کردید، اما در واقع، شیشه عطری را شکستید که رایحه آن همه جا پخش شد.»  این جمله، حکایت از یک تحول کیفی دارد؛ جایی که شهادت، نقطهٔ پایان نیست، بلکه سرآغاز یک نفوذ و تأثیر عمیق‌تر است.

حملهٔ بزدلانهٔ امریکا و اسرائیل با هدف قرار دادن کودکان و رهبر انقلاب اسلامی ایران، اگرچه ضربه‌ای سنگین و جبران‌ ناپذیر بود، اما در نهایت به شکستی راهبردی برای متجاوزان انجامید. خون شهدا، نهال مقاومت را در دلهای ایرانیان و مردم منطقه آبیاری کرد و موجی از همبستگی و وحدت به پا کرد که 127 شب میدان داری و حضور 15 میلیونی در مراسم تشییع، جلوه‌های بارز آن بود.

این حماسه، پاسخی تاریخی و قاطع به تحلیل‌های غلط دشمن دربارهٔ جامعهٔ ایران بود. دشمنی که گمان می‌کرد با حذف فیزیکی رهبری و ایجاد ترس، میتواند ارادهٔ این ملت را بشکند، اینک نظاره‌ گر ملتی است که در سوگ رهبر شهید خویش، با عزمی راسخ‌ تر و اتحادی عمیق ‌تر، ایستاده‌اند و بار دیگر ثابت کردند که این مردم، نه تنها در برابر تهدیدات، بلکه در عرصهٔ عشق و وفاداری، اسطوره ‌هایی بی ‌نظیر در تاریخ خلق می‌کنند و دنیا را به تحسین وادار می‌ سازند.

نویسنده: ز. نظری

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x