نویسنده: م. کهریزنوی
بازداشتهای خودسرانه، شکنجه زنان در زندانهای طالبان و تیراندازی به معترضان مسالمت آمیز در هرات، چهره واقعی حکومتی را نشان میدهد که آزادی بیان را به رسمیت نمیشناسد. اما در چنین شرایطی، فراخوانهای بدون رهبری و بدون ساختار برای «اعتراضات سرتاسری» میتواند تلهای امنیتی باشد.
روز سه شنبه، 19 جوزا، ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل، نسبت به «استفاده بیش از حد زور» علیه معترضان هرات ابراز نگرانی کرد. او خواستار آزادی فوری زنان بازداشتشده به دلیل «نقض قانون پوشش» طالبان شد. شاهدان عینی از بازداشت 30 معترض، لت و کوب، تیراندازی به مردم و حتی حضور طالبان در شفاخانهها برای بازداشت زخمیها خبر میدهند. زن هراتی با گریه میگوید: «دو روز و یک شب شکنجه شدم و توهین دیدم.»
این فجایع، جامعه افغانستان را در وضعیت التهاب، خستگی و بیاعتمادی عمیق فرو برده است. در چنین فضایی، برخی فراخوانهای ناشناس برای «اعتراضات سرتاسری علیه سیاست پوشش» منتشر میشود. پرسش این است: آیا همه این فراخوانها واقعی هستند؟ پاسخ هوشمندانه این است که بخشی از آنها ممکن است فیک و حتی طراحی شده توسط خود طالبان برای به دام انداختن معترضان باشد.
گزارشها حاکی است که طالبان با اعزام نیروهای بیشتر به منطقه جبرئیل هرات، «فضای شهر را نظامی کرده است». تجربه اعتراضات گذشته (مانند اعتراضات سراسری 1400 و 1401) نشان میدهد که طالبان تظاهرات مسالمت آمیز را نه میفهمند و نه به رسمیت میشناسند. در هرات، آنها به سوی مردم تیراندازی کردند و به شفاخانهها رفتند تا زخمیها را بازداشت کنند. این یعنی هیچ امنیتی برای معترض وجود ندارد. در کابل، مزار، قندهار نیز وضعیت مشابه یا شدیدتر است.
بسیاری از فراخوانهای اعتراضات سرتاسری در فضای مجازی فاقد سه ویژگی اساسی هستند:
- رهبری مشخص در داخل (که وجود ندارد)
- مسئولیتپذیری (هیچ کس پاسخگوی عواقب نیست)
- ساختار سازمانی مدنی (وجود ندارد)
چنین فراخوانهایی، حتی اگر نیت خوبی داشته باشند، مردم را مستقیماً در برابر خشونت سازمان یافته طالبان تنها میگذارند. طالبان از این موقعیت استفاده کرده و با نفوذ در شبکههای اجتماعی، فراخوانهای قلابی منتشر میکنند تا معترضان را دستهجمعی بازداشت نموده و حتی به رگبار ببندند. هشیار باشید: هر فراخوانی که امضای جمعی مدنی، نهاد مشخص یا ائتلاف معتبر ندارد، میتواند فریب امنیتی باشد!
مطالبه آزادی، پایان تبعیض و حقوق اولیه زنان یک واقعیت اجتماعی غیرقابل انکار است. زن هراتی که میگوید «ما حتی اجازه بیرون آمدن از خانه را نداریم» و آن که زیر شکنجه گریه میکند، نماد رنج واقعی است. اما احساسات هر چند مقدس، اگر بدون نقشه و ابزار پیش بروند، قربانی میآفرینند نه پیروزی.
راهکار خردمندانه این ست که باید جنایات طالبان در سطح جهانی برجسته سازی شود ، نه راهپیمایی در تیررس مستقیم. تجربه 5 سال اخیر نشان داده که طالبان تنها در برابر دو عامل از روی ناچاری عقب نشینی نسبی داشته است:
- فشار رسانهای بینالمللی
- صدای یکپارچه عالمان دین، روشنفکران، دانشگاهیان، فرهنگیان و هنرمندان در فضای جهانی
بنابراین، مسیر عاقلانه عبارت است از دادخواهی از طریق رسانههای معتبر و مستندسازی هر مورد بازداشت و شکنجه.
استفاده از ظرفیت مساجد برای روشنگری و مکان های در داخل که طالبان هنوز نتوانسته کاملاً کنترل داشته باشد.
قلم روشنفکران و مقالات تحلیلی در نشریات بینالمللی و شبکهسازی مدنی زیرزمینی بدون اقدام فیزیکی گسترده که طالبان آن را بهانه سرکوب دسته جمعی کند، تا زمان مناسب برای بیرون آمدن به خیابان ها اینها برای فعلاً تنها گزبینه های قابل توصیه هستند.
این سه ویژگی «التهاب، خستگی، بیاعتمادی» جامعه را مستعد تصمیمهای شتابزده میکند. فراخوانهای احساسی در چنین بستری، مانند کبریت در انبار باروت عمل میکنند. باید مردم را به صبر راهبردی دعوت کرد: نه به معنای تسلیم، بلکه به معنای انتخاب زمان، مکان و روش مناسب. اعتراض در کوچهای که طالبان مسلسل دست گرفته، شجاعت است اما حکمت نیست.
در جنگی که دشمن نه قانون میفهمد و نه اخلاق، تنها احمق است که با بدن برهنه به سوی گلوله میدود؛ اما ترسو کسی است که اصلاً نمیدود. خردمند کسی است که گلوله را بیاثر میکند، نه با سینه، بلکه با نورافکن رسانهها، قلم روشنفکران و فریاد سازمانیافته جهانی.
طالبان آماده سرکوب است. آنها به هیچ اصل بینالمللی و اخلاقی پایبند نیستند. اما آنها از قدرت حقیقت مستندشده و انزوای دیپلماتیک میترسند. زنان هرات امروز شکنجه میشوند، اما فردا اگر صدای آنها در شورای حقوق بشر سازمان ملل طنینانداز شود، طالبان ناچار به واکنش خواهد بود.
فراخوان واقعی این است که نه «به خیابانها بریزید» بلکه «به رسانهها، مساجد، دانشگاهها و نهادهای بینالمللی فشار آورید». فراخوانهای ناشناس را کنار بگذارید و به گفتمانی مشروع، اخلاقی، مسئولانه و ساختاریافته بپیوندید. این تنها راهی است که هم جان مردم حفظ میشود و هم طالبان در برابر افکار عمومی جهان زانو می زند.
یادمان باشد که طالبان از اجساد معترضان در کوچهها نمیترسد؛ اما از فیلم شکنجه زنان در زندانهایشان که در رسانه ها پخش میشود، میترسد. ابزار ما قلم و تصویر است، نه سنگ و فریاد پراکنده. خردمندانه عمل کنیم تا پیروز شویم.
با احترام به رنج مردم هرات و تمام زنان افغانستان!




