هدیه رایگان بیروت به نتانیاهو؛ تسلیم، تنها اشغال بیشتر می‌آورد

در میدانی که حزب‌الله لبنان با آزادگی و قدرت نظامی خود، سدی شکست ‌ناپذیر در برابر جاه‌ طلبی‌های صهیونیست‌ها ایجاد کرده، دولت نواف سلام با رویکردی تسلیم‌ طلبانه و بی‌اعتنایی به عبرت‌های آشکار سوریه، در مسیر مذاکراتی مرموز و خطرناک گام برمی‌دارد.
هدیه رایگان بیروت به نتانیاهو؛ تسلیم، تنها اشغال بیشتر می‌آورد

نویسنده: م. کهریزنوی

دولت لبنان درحالی مسیر مذاکره مستقیم با اسرائیل را بدون پشتوانه مقاومت دنبال می‌کند که رژیم الجولانی در سوریه با تمام امتیازدهی‌هایش، تنها اشغال گسترده‌ تر و تحقیر تاریخی بیشتری دریافت کرد. آیا بیروت همان هدیه رایگان را به نتانیاهو تقدیم می‌کند؟
در میدانی که حزب‌الله لبنان با آزادگی و قدرت نظامی خود، سدی شکست ‌ناپذیر در برابر جاه‌ طلبی‌های صهیونیست‌ها ایجاد کرده، دولت نواف سلام با رویکردی تسلیم‌ طلبانه و بی‌اعتنایی به عبرت‌های آشکار سوریه، در مسیر مذاکراتی مرموز و خطرناک گام برمی‌دارد.

تاریخ همیشه تلخ‌ ترین درس‌ها را پیش چشم ملت‌ها می‌گذارد، اما برخی دولت‌ها اصرار دارند که با چشمان بسته بر همان لغزشگاه قدم بگذارند. امروز، دولت لبنان به ریاست نواف سلام، درست در لحظه‌ای که دشمن صهیونیستی روستاها را از روی نقشه محو می‌کند و برای امداد گران و خبرنگاران لبنانی خط قرمز مرگ رسم می‌کند، خواهان «مسیر مذاکراتی مستقیم» با همان دشمنی است که جنوب لبنان را هدف الحاق تدریجی قرار داده است.

اما چرا باید این مسیر را نه فقط نادرست، که خودکشی سیاسی خواند؟ زیرا در همسایگی لبنان، رژیم ابومحمد جولانی به تازگی صحنه‌ای عبرت ‌آموز رقم زده است: او همه امتیازهای ممکن را از تفاهم امنیتی تا سکوت در برابر اشغال  به نتانیاهو تقدیم کرد، اما پاسخ اسرائیل، گسترش اشغال تا حومه دمشق و گشت ‌زنی نتانیاهو در منطقه حائل سوریه بود. این همان «هدیه رایگان» شومی است که دولت لبنان نیز در آستانه تقدیم آن به نتانیاهو است.

حسان الحسن، پژوهشگر برجسته در امور لبنان و سوریه، در گزارش مستند خود فاش می‌کند که دولت لبنان اصرار دارد «تنها برگ برنده لبنان، یعنی مقاومت» را کنار بگذارد. اما پرسش اساسی این است که آیا می‌توان در میز مذاکره با دشمنی نشست که همزمان مشغول تغییر جغرافیای جنوب لبنان با آتش و بولدوزر است؟

فارس بویز، وزیر خارجه اسبق لبنان نیز تأیید می‌کند که مقاومت در همه دوره‌ها برگ برنده لبنان بوده است. اما دولت سلام نه تنها از این برگ استفاده نمی‌کند، بلکه با «مسیر مذاکراتی مرموز» عملاً دارد ماشین جنگی نتانیاهو را بی‌دلیل سوخت می‌رساند. این همان بی‌کفایتی تراژیک است: در زمانی که دشمن به کشتار لبنانی‌ها ادامه می‌دهد، دولت از تسلیم شدن به اسم دیپلماسی حرف می‌زند.

رژیم جولانی در سوریه تصور می‌کرد با اعلام آمادگی برای تفاهم امنیتی و سیاسی با اسرائیل، می‌تواند موجودیت خود را تضمین کند. اما پاسخ اسرائیل چیست؟ اشغال نقاط جدید، پرواز جنگنده‌ها بر فراز  خاک سوریه و بمباران زیر ساخت های نظامی، اقتصادی و بهداشتی این کشور و تحقیر آشکار رژیم الجولانی در برابر چشم جهانیان.

عبرت بزرگ برای دولت لبنان این است که هرچه بیشتر به دشمن امتیاز بدهی، او بیشتر از تو طلب می‌کند. اسرائیل از جولانی فقط یک «خط زرد» نخواست، بلکه خواستار ادغام جنوب سوریه در طرح‌های توسعه ‌طلبانه خود شد. اکنون همان الگو در لبنان در حال تکرار است: نتانیاهو آشکارا از ایجاد منطقه «امن» سخن می‌گوید که تا جبل الشیخ و سویدا امتداد دارد؛ یعنی ادغام جنوب لبنان با جنوب سوریه زیر چتر اشغال. دولت لبنان اگر هنوز چشم بینا دارد، باید ببیند که چاپلوسی برای اسرائیل نه تنها امنیت نمی‌آورد، که اشغال را مشروعیت می‌بخشد.

در نقطه مقابل این تسلیم ‌طلبی، حزب‌الله لبنان با قدرت نظامی بازدارنده و آزادگی مثال ‌زدنی خود، معادلات دشمن را بر هم زده است. رسانه‌های جهان اذعان می‌کنند که دستاوردهای میدانی حزب‌الله مقابل صهیونیست‌ها، دشمن را وادار کرده تا به فکر «خطوط زرد» واهی بیفتد، در حالی که مقاومت ثابت کرده است که موشک‌ها و پهپادهای آن نه از روی نقشه، که از روی اراده ملت لبنان تغذیه می‌شود.

به گفته منبع استراتژیک لبنانی که حسان الحسن به آن اشاره کرده، اسرائیل به خوبی می‌داند که خط زرد نمی‌تواند مانع رسیدن موشک‌های مقاومت به اهدافشان شود. پس چرا دولت لبنان به جای تکیه بر همین قدرت بومی، به ترامپ امید بسته است؟ همان ترامپی که جولان اشغالی سوریه را به اسرائیل هدیه داد و پل هوایی تجاوز را برای نتانیاهو باز کرد.

شگفت ‌انگیزتر آنکه دولت لبنان با اخراج سفیر ایران و اعلام دشمنی با تهران  صرفاً برای خوش‌آمد ترامپ تلاش می‌کرد خود را به اسرائیل نزدیک کند، اما جمهوری اسلامی ایران نه تنها دست از حمایت لبنان نکشید، بلکه بر خروج کامل اسرائیل از جنوب لبنان و توقف تجاوزات اصرار ورزید؛ تا جایی که این خواسته به بند اصلی مذاکرات تهران-واشنگتن تبدیل شد.

این اقدام دولت لبنان نه فقط یک بی‌کفایتی دیپلماتیک، که یک نفاق استراتژیک است: از یک سو از مقاومت که پشتوانه مردمی دارد فاصله می‌گیرد، از سوی دیگر به کشوری پناه می‌برد که سابقه هدیه دادن سرزمین‌های دیگران به اسرائیل را دارد.

دولت نواف سلام در دو راهی تاریخی قرار دارد؛ راه نخست، ادامه مسیر تسلیم‌ طلبانه بدون اجماع لبنانی، مذاکره مستقیم با دشمنی که هر روز روستاهای لبنان را ویران می‌کند، و تکرار سرنوشت شوم رژیم جولانی که با هر امتیاز، تنها اشغال بیشتری خرید و راه دوم، بازگشت به عقلانیت مقاومت، پذیرش این حقیقت که «برگ برنده لبنان حزب‌الله است» و توقف این خود تحقیری در برابر پروژه «گذرگاه داوود» که از جنوب لبنان تا مثلث التنف امتداد دارد.
اگر دولت لبنان امروز تسلیم شود، فردا نه تنها جنوب لبنان، بلکه تمام اراده ملی این کشور را به عنوان هدیه رایگان به پای نتانیاهو انداخته است. اما اگر از جولانی عبرت بگیرد، می‌داند که تنها زبانی که دشمن صهیونیستی می‌فهمد، زبان مقاومت، موشک و آزادگی است؛ زبانی که حزب‌الله سال‌هاست بر آن مسلط است و دولت لبنان متأسفانه هنوز الفبای آن را یاد نگرفته است. تاریخ قاضی است؛ آیا بیروت هدیه‌ دهنده می‌ماند یا ایستادگی‌کننده؟

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x