نویسنده: دکتر علی نجفی
پیش از تهاجم و تجاوز امریکا و رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران، مکرراً از زبان تحلیلگران و کارشناسان رسانههای غربی شنیده میشد که «دونالد ترامپ سخت علاقمند به بازی در زمین ایران است».
چرا رئیس جمهور امریکا به جای علاقمندی به بازی در زمین روسیه و اوکراین، بگرام و افغانستان، جزیرۀ گرینلند و سایر زمینهای بازی بُرد و باخت، دلبستگی ویژه به بازی در زمین ایران داشت؟ چه چیزی او را به بُرد و پیروزی در زمین ایران امیدوار کرده بود؟ به نظر میرسد ترامپ با تکیه بر سه فرضیه و پندارِ غلط و توهمآلود، به این علاقمندی حریصانه دست یافته بود:
الف) رئیس جمهور متوهم امریکا تصور میکرد با ترورها، بمبارانها و هجمههای دو سالهی اسرائیل علیه محور مقاومت در غزه، سوریه، لبنان، یمن، عراق و ایران و سکوت و خیانتِ دولتهای عرب و مسلمان در قبال این حملات و جنایات؛ جمهوری اسلامی، حامیان و همراهان خود در منطقه و محور مقاومت را از دست داده است و اکنون در تنهایی و انزوای مطلق به سر میبرد؛
ب) به پندار خامِ ترامپ، رادارها و پدافند هوایی نیروهای مسلح ایران در تهاجم اول اسرائیل، به کلی متلاشی و نابود گردید و آسمان ایران در برابر حملات هوایی و موشکی و پهبادی کاملاً بیدفاع شده بود؛
ج) به باور ترامپ، توان نظامی و موشکی، نیروی هوایی و زیرساختهای دفاعی و تسلیحاتی ایران در تهاجم دوازده روزۀ اسرائیل از میان رفت و جمهوری اسلامی در ضعیفترین وضعیتِ نظامی و دفاعی خود قرار داشت.
بر پایهی همین پندارها و محاسبات غلطِ نظامی ـ اطلاعاتی، سردمدار متکبّرِ دولت امریکا به این جمعبندی قطعی رسیده بود که جمهوری اسلامی به پایان راه رسیده است و لقمهای مطبوع و آماده برای بلعیدن به شمار میرود و بازی در زمین ایران، برایند و نتیجهای جز پیروزی آسان و بدون هزینه برای امریکا نخواهد داشت. مبتنی بر همین محاسبات و برآوردهای ناسنجیده، ترامپ پیشبینی میکرد که طی 48 ساعت، کار ایران را یک سره خواهد کرد و با انهدام و تصرّف پایگاه مرکزی محور مقاومت، خاورمیانه و منابع انرژی آن را تحت استیلای امریکا و اسرائیل قرار خواهد داد و دو پیروزی بزرگ و بیهزینه در ونزوئیلا و ایران به نام او ثبت خواهد شد.
اما با آغاز حملاتِ گسترده و غافلگیرانهی دو قدرت مجهز نظامی (امریکا و اسرائیل) در سحرگاه دهم اسفند ماه 1404 و ترور حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران و تعدادی از سرداران ارشد نظامی و امنیتی؛ نیروهای مسلح و مردم مقاوم ایران به شکل معجزهآسا دست به مقاومتِ جانانه و تاریخساز زدند و جهانیان را به اعجاب و حیرت واداشتند. جمهوری اسلامی با پاسخ های کوبنده نظامی، سیاسی و اقتصادی و با بستن تنگهی استراتیژیک هرمز، دنیای غرب و متحدین منطقهای آنها را تحت فشار شدید قرار داد و تردد بیست درصد از منابع انرژی جهان را با اخلال مواجه نمود.
اینچنین بود که بازی دلچسپ و پرجاذبه در زمین ایران، عملاً به بازی باخته و پرهزینه در باتلاق ایران تبدیل شد. ترامپ از سوی متحدان غربی و منتقدان داخلی خود مورد طعنه و تمسخر قرار گرفت. موج اعتراضات به افزایش قیمت انرژی و در مخالفت با جنگافروزی ترامپ در خاورمیانه، سراسر امریکا و اروپا را فرار گرفت. پایگاههای نظامی امریکا در کشورهای منطقه (عربستان، امارات، کویت، قطر، بحرین، اردن، عراق و اقلیم کردستان) و همچنین ناوهای هواپیمابر ارتش امریکا، زیر ضربات موشکها و پهبادهای ایران قرار گرفت و هیمنه و هیژمونی امریکا در نزد جهانیان و متحدان منطقهایاش فروریخت.
بدینترتیب، تمام معادلات به نفع ایران و زیان امریکا تغییر کرد و بازی دلچسپ در زمین ایران به بازی باخته در باتلاق ایران تبدیل شد.




