شکست «جنگ برق‌آسای» ترامپ و رونمایی قدرت پنهان جهان

واشنگتن در باتلاق جدید؛ چگونه آتش‌بس دو هفته‌ای مهر تأییدی بر استراتژی تهاجمی شکست‌خورده غرب بود؟
شکست «جنگ برق‌آسای» ترامپ و رونمایی قدرت پنهان جهان

نویسنده: م. کهریزنوی:

در اقدامی که ورق‌های استراتژی نظامی-دیپلماتیک امریکا را آشکار ساخت، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، مجبور به پذیرش آتش‌بس دو هفته‌ای بر اساس طرح 10 ماده‌ای جمهوری اسلامی ایران شد. این عقب‌ نشینی تاکتیکی، که واشنگتن آن را «موفقیت» جلوه می‌دهد، در واقع اعتراف صریح به شکست راهبرد «بمباران و مذاکره» در برابر الگوی «مقاومت و چانه ‌زنی از موضع قدرت» تهران است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که هرگاه امریکا به جای پایبندی به قواعد بین‌المللی، پای در مسیر زورگویی و تجاوز بگذارد، در باتلاق پیچیدگی‌های منطقه‌ای گرفتار آمده است؛ از ویتنام تا افغانستان و عراق، و اکنون تقابل با ایران که یک «قدرت پنهان» جهانی است، نه یک بازیگر محلی.

آتش‌بس اعلام‌شده نه یک انتخاب، که یک ضرورت تحمیلی بر پنتاگون بود، آتش بسی که خودش از روی ناچاری و ناتوانی چندین بار به ایران پیشنهاد داده بود.

علیرغم تهدیدات اولیه ترامپ مبنی بر نابودی «کل یک تمدن» و منهدم کردن تمام پل‌ها و نیروگاه‌های ایران، حملات نتوانست ساختار فرماندهی یا اراده ملی ایران را فلج کند.

ایالات متحده که عادت دارد آتش‌بس را برای بازسازی قوای خود پیشنهاد دهد، این بار در موقعیتی قرار گرفت که مجبور به پذیرش مهلت دو هفته‌ای بر اساس شرایط ایران شد. پذیرش پیشنهاد 10 ماده‌ای توسط ترامپ به عنوان «مبنایی قابل اجرا» نشان ‌دهنده فروپاشی طرح‌های 15 ماده‌ای مزخرف قبلی واشنگتن است.

از بعد سیاسی و از منظر ژئوپلیتیک، این آتش‌بس یک پیروزی مطلق برای مفهوم «مقاومت ملت شریف ایران» است.

شرط اصلی ایران برای توقف درگیری، بازگشایی تنگه هرمز تحت نظارت نیروهای مسلح ایران است. ترامپ به صراحت پذیرفت که این بازگشایی «فوری، کامل و امن» باشد، که به معنای به رسمیت شناختن قدرت انحصاری ایران بر شریان حیاتی انرژی جهان است.

اسرائیل که آغازگر بخشی از حملات بود، مجبور به توقف جنگ بدون دستیابی به نابودی زیرساخت‌های هسته‌ای ایران شد. این آتش‌بس، شکاف میان اهداف بلند پروازانه نتانیاهو-ی کودک کش و واقعیت‌های میدانی واشنگتن را آشکار ساخت.

رسانه‌های بین‌المللی تأیید کرده‌اند که مفاد این طرح شامل رفع تحریم‌ها، غنی‌سازی داخل کشور و صدور قطعنامه الزام ‌آور شورای امنیت است که همه به مثابه امتیازات بی‌سابقه‌ای است که یک قدرت زورگو به ندرت به دشمن اش می‌دهد.

تجاوزگر همیشه در تاریخ شکست خورده و می‌خورد، چرا که هزینه تجاوز به مراتب بیشتر از هزینه صلح عادلانه است.

بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، قیمت انرژی را در جهان به شدت افزایش داد و فشار تورمی بی‌سابقه‌ای به اقتصاد امریکا و اروپا وارد کرد. ترامپ که وعده «رونق اقتصادی» داده بود، با التهابی مواجه شد که زنجیره‌های تأمین را قطع کرد.

در حالی که زیرساخت‌های ایران توسط حملات شبانه آسیب دیده، توافق آتش‌بس نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران به عنوان بازیگری ظاهر می‌شود که قرار است «فرایند بازسازی» را مدیریت کند و واشنگتن نقشی حاشیه‌ای در تأمین کالا خواهد داشت.

جمهوری اسلامی ایران قدرت پنهان جهانی: این رویداد به وضوح نشان داد که جمهوری اسلامی ایران دیگر یک «قدرت منطقه‌ای» صرف نیست، بلکه یک قدرت پنهان جهانی بوده که در جنگ رمضان رونمایی شد که معادلات را به نفع خود تغییر می‌دهد.

ایران با تکیه بر:

  1. بازدارندگی جغرافیایی: کنترل آسان‌ترین و در عین حال حساس ترین آبراه جهان (تنگه هرمز).
  2. عمق استراتژیک: اتحاد با جبهه مقاومت که میدان نبرد را از یمن تا لبنان گسترانده است.
  3. صبر راهبردی: ایران نشان داد که نیازی به شلیک اولین گلوله ندارد، اما قدرت تحمیل آخرین شرط را دارد.

شکست متجاوزان در این نبرد به شدت «آموزنده» بود؛ چرا که جمهورذی اسلامی ایران برای امریکا، اسرائیل و هم پیمانان عرب شان ثابت کرد که عصر دکترین «حمله پیش‌دستانه» بدون هزینه‌های سنگین اقتصادی و اعتباری به پایان رسیده است. همانطور که تاریخ بارها نشان داده است که ستمگر و متجاوز پیروز نیست، هر چند زمان به درازا انجامد.

این آتش‌بس دو هفته‌ای، نقطه پایان درگیری نیست، اما قطعاً نقطه پایان هژمونی نظامی امریکا در غرب آسیاست. ترامپ و تیم او که عادت به تعیین ضرب‌الاجل برای دیگران دارند، این بار در یک ضرب‌الاجل تاریخی توسط منطق و مقاومت شکست خوردند. پذیرش مذاکره در اسلام‌آباد بر اساس طرح 10 ماده‌ای جمهوری اسلامی ایران، به معنای مذاکره از موضع ضعف ایالات متحده است.

جمهوری اسلامی ایران ثابت کرد که تنها مسیر تعامل با غرب، احترام به «قدرت پنهان» و منافع ملی ایران است. تجاوزگر امروز از میدان خارج شده است، نه به خاطر حسن نیت امریکا، بلکه به خاطر درک این واقعیت که هرگونه جنگ تمام‌عیار به قیمت از دست رفتن جایگاه امریکا در نظام بین‌الملل و فروپاشی اقتصاد شکننده غرب تمام خواهد شد. این همان «شکست آموزنده» است که معادلات آینده منطقه را رقم خواهد زد.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x