این پنجمین سالی است که دختران بالاتر از صنف ششم از حق آموزش محروم میمانند، رویدادی که نه تنها جامعه جهانی، بلکه بخش قابل توجهی از مردم افغانستان را نیز در بهت و اندوه فرو برده است.
انتظار میرفت پس از چهار سال محرومیت پیدرپی، امسال شاهد تغییری امیدوارکننده در وضعیت آموزشی دختران باشیم؛ تغییری که بتواند مسیر بازگشت به شرایط پیش از استقرار طالبان را هموار سازد. اما برخلاف این خوشبینیهای اندک، سال تعلیمی جدید نیز با همان سیاست تبعیضآمیز گذشته آغاز شد و ممنوعیت آموزشی دختران ادامه یافت.
این در حالی است که منع آموزش زنان و دختران، همواره با واکنشهای گسترده داخلی و بینالمللی روبرو بوده و جامعه جهانی، رعایت حقوق زنان از جمله حق آموزش را یکی از شروط اساسی خود برای تعامل با حکومت طالبان عنوان کرده است.
طالبان در همان روزهای نخست بازگشت به قدرت، اعلام کردند که منع آموزش دختران تا «اطلاع ثانوی» و پس از فراهم شدن «محیط مناسب آموزشی» تعلیق خواهد شد. اما این پرسش اساسی باقی میماند که چرا در طول بیش از چهار سال گذشته، این «محیط مناسب» هرگز فراهم نشده است؟
در دنیای متمدن امروز، ایجاد چنین فضایی نه تنها یک انتظار، بلکه از مسئولیتهای اولیه و بدیهی هر دولت است. فضایی که تا پیش از بازگشت طالبان نیز، علیرغم برخی انتقادات جزئی بر نصاب آموزشی، به طور کلی زمینه را برای آموزش، حتی از منظر قوانین اسلامی، فراهم ساخته بود.
افغانستان اکنون به تنها کشوری در جهان تبدیل شده است که دختران و زنانش از حق بنیادین آموزش محروم هستند. این تصویر مخدوش، نه تنها اعتبار بینالمللی کشور را زیر سوال برده، بلکه شکاف عمیقی میان حکومت و مردم ایجاد کرده است.
افزون بر این، مهاجرت اجباری خانوادهها به دلیل محرومیت فرزندانشان از تحصیل، یکی دیگر از پیامدهای محسوس این سیاست بر پیکره اجتماعی و اقتصادی کشور است؛ مهاجرتی که خود با چالشها و دشواریهای فراوانی برای این خانوادهها همراه است.
این وضعیت، افغانستان را در مسیری قرار داده که در طول چندین نسل، شاهد یکی از بزرگترین عقبگردهای فرهنگی و اجتماعی خود خواهد بود. محرومیت نسل امروز دختران و زنان از آموزش، ریشههای این عقبماندگی را در تار و پود آینده کشور میدواند.
با این حال، انتظار میرود حکومت فعلی با درک مسئولیت خطیر خود در قبال تمامی شهروندان، هرچه سریعتر زمینه را برای تامین حقوق برابر آموزشی زنان و مردان فراهم آورد، پیش از آنکه این شکاف، به زخمی ناسور و جبرانناپذیر در بدنه جامعه افغانستان تبدیل شود.




