منطقه خاورمیانه در طول دهههای گذشته همواره درگیر جنگها، بحرانها و دخالت قدرتهای بزرگ بوده است. سوریه، به عنوان قلب تپنده جغرافیای سیاسی خاورمیانه، اکنون در آتش جنگ و توطئههای پیچیدهای گرفتار شده که ریشههای آن در مثلث شوم «امریکا، رژیم صهیونیستی و ترکیه اردوغانی» قابل بررسی است. از سویی، تصمیمات خطرناک تحریرالشام برای پیشروی به سمت شهر حمص، از سوی دیگر، آمادگی رژیم اسرائیل و ایالات متحده برای دخالت بیشتر از طریق ایجاد مناطق حائل، و در نهایت، خیانت آشکار اردوغان در همراهی با این دسیسهها، همگی نشانههایی از بحران پیچیده و در حال گسترش در سوریه هستند.
تحریرالشام، به عنوان یکی از گروههای تروریستی وابسته به نقشههای قدرتهای غربی (اسرائیل و امریکا)، تصمیم گرفته است از رودخانه اورونتس عبور کرده و به سمت شهر حُمص پیشروی کند. این پیشروی نه تنها تهدیدی جدی برای امنیت سوریه به شمار میآید، بلکه میتواند لاذقیه و طرطوس را نیز در محاصره قرار دهد.
حمص در جغرافیای سوریه به مثابه یک چهارراه حیاتی است. اگر این شهر سقوط کند، ارتش سوریه نه تنها ارتباطات خود با سواحل لاذقیه و طرطوس را از دست خواهد داد، بلکه گزینه تخلیه نظامی از مناطق تحت کنترل خود جز دمشق نخواهد داشت. این سناریو یعنی خطر سقوط ارتش سوریه و گسترش بحران به سایر نقاط کشور.
خروج گسترده مردم از حمص به دلیل ترس از سقوط این شهر به دست تروریستها نیز تأییدی بر وخامت اوضاع دارد. گزارشهای میدانی نشان میدهند که این مهاجرتها، نشانه اضطراب مردم و نبود امنیت در مناطق تحت تهدید هستند.
رژیم اسرائیل و ایالات متحده؛ طراحی برای ایجاد مناطق حائل: گزارشهای موثق حاکی از این است که مقامات اسرائیلی به ایالات متحده و متحدان منطقهای خود اعلام کردهاند که در صورت موفقیت نیروهای مخالف سوریه در تصرف حمص، عملیات زمینی در جنوب غربی سوریه برای ایجاد “منطقه حائل” آغاز خواهد شد.
این طرح، به معنای مداخله مستقیم در خاک سوریه و ایجاد فضایی برای تحکیم منافع استراتژیک اسرائیل و امریکا است.
این سناریو میتواند به بروز یک بحران امنیتی جدی منجر شود و به ارتش سوریه فشار بیشتری بیاورد. گزارشها همچنین از آمادگی اسرائیل برای احتمال سقوط بشار اسد و افتادن سلاحهای استراتژیک به دست شورشیان خبر میدهند. این نگرانی، به دلیل تسلط شورشیان بر مناطق کلیدی مانند حمص، میتواند به تهدیدی برای ثبات منطقه تبدیل شود.
در این شرایط بحرانی، اردوغان به عنوان بازیگری مخرب، مسئولیت سنگینی بر دوش دارد. سیاستهای خودخواهانه و جاهطلبانه او، در عمل در مسیر منافع آمریکا و رژیم اسرائیل قرار گرفته و در نتیجه، خیانتی آشکار به جهان اسلام رقم زده است.
اردوغان به عنوان رهبر ترکیه، با دخالتهای نظامی در سوریه، حمایت از گروههای تروریستی و ایجاد تنش در مناطق مرزی، به بهانه مقابله با تهدیدات امنیتی، عملاً در خدمت اهداف استراتژیک آمریکا و اسرائیل عمل کرده است. آیا میتوان این رفتارها را غیر از خیانت به حقوق انسانی و مسلمانی دانست؟
تاریخ هرگز خیانت اردوغان را فراموش نخواهد کرد؛ خیانتی که نه تنها به مردم سوریه، بلکه به کل جهان اسلام خسارت زده و به افزایش کشتار و بحران کمک کرده است.
ملاحظات جهانی در قبال تحولات سوریه، به خصوص از سوی کشورهای اسلامی، متأسفانه در حالتی از بیتوجهی و سکوت نسبی قرار دارد. کشورهای اسلامی به جای همافزایی، در غفلت از مسئله سوریه به سر میبرند.
چرا کشورهای اسلامی در برابر این مثلث شوم که با خون و کشتار دست به گریبان است، واکنشی جدی نشان نمیدهند؟ چرا اردوغان و سیاستهای او مورد نقد جدی قرار نمیگیرند؟ پاسخ به این پرسشها میتواند چراغ راهی برای آیندهای بهتر باشد؛ آیندهای که در آن حقوق مردم سوریه و امنیت منطقه در اولویت قرار گیرد.
(البته در شرایط جاری؛ در میان کشور های اسلامی نقش و تلاش های بشر دوستانهء جمهوری اسلامی ایران و کشور عراق ستودنی ست)!
با توجه به تحولات اخیر در سوریه، پیشروی تحریرالشام، حمایتهای رژیم اسرائیل و ایالات متحده، و خیانت آشکار اردوغان به جهان اسلام، این تحلیل نشان میدهد که منطقه خاورمیانه در آستانه یک بحران امنیتی و انسانی جدید قرار دارد. همگان، از جمله کشورهای اسلامی، باید در قبال این تحولات موضعی قاطع و مسئولانه اتخاذ کنند.
خیانت اردوغان، توطئههای اسرائیل و آمریکا و سکوت کشورهای اسلامی، همگی مسائل مهمی هستند که باید در آیندهای نزدیک بررسی و بازبینی شوند.
نویسنده: م. کهریزنوی