تکرار بازی خطرناک پاکستان علیه افغانستان

تاریخ افغانستان نشان داده است که پاکستان هرگز دوست مردم افغانستان نبوده و نخواهد بود. همکاری با پاکستان برای کسب قدرت، خیانت به وطن و مردم است. مخالفان طالبان اگر به فکر آینده افغانستان هستند، باید راه حل را در گفتگوهای درون‌ کشوری و نه در اتاق‌های فکر استخبارات خارجی جستجو کنند.
تکرار بازی خطرناک پاکستان علیه افغانستان

حملات هوایی شبانه پاکستان به ولایت‌های کابل، قندهار و پکتیا، بار دیگر پرده از چهره واقعی اسلام‌آباد در قبال افغانستان برداشت. این حملات که به بهانه تعقیب «تی تی پی» در خاک افغانستان صورت گرفته، نه تنها از منظر دین مبین اسلام و حقوق بین‌الملل محکوم است، بلکه نشان ‌دهنده اوج ناامیدی کشوری است که خود خواسته یا ناخواسته، مادر تولید تروریسم در افغانستان بوده است.

نیمه شب گذشته، آسمان کابل، قندهار و پکتیا برای ساکنان آن امن نبود. جت های پاکستانی مراکزی را هدف قرار دادند. اسلام‌آباد این حملات را پاسخی به اقدامات فرامرزی طالبان افغانستان می‌داند، اما تاریخ معاصر افغانستان گواهی می‌دهد که پاکستان هرگز به تنهایی قربانی تروریسم نبوده، بلکه در بسیاری از موارد، معمار اصلی آن در افغانستان بوده است. این بار نیز اگر پاکستان شمشیر را از رو بسته است، باید در برابر افکار عمومی منطقه و جهان درباره پنج دهه دخالت مرگبار خود در افغانستان پاسخگو باشد.
بمباران مناطق مسکونی و نظامی یک کشور همسایه، به بهانه تعقیب مخالفان مسلح، از دیدگاه هر دو شریعت اسلامی و موازین بین‌المللی اقدامی تجاوزکارانه است. دین مقدس اسلام عاقبت‌اندیشی و احترام به حریم همسایگی را سرلوحه روابط قرار داده است. قرآن کریم به صراحت مسلمانان را از کشتار و فساد در زمین برحذر می‌دارد. از منظر حقوق بین‌الملل نیز، ماده ۲ منشور ملل متحد هرگونه تهدید به زور یا استفاده از آن علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری را ممنوع کرده است. این حملات نه تنها حاکمیت افغانستان را نقض کرده، بلکه به غیرنظامیان آسیب زده و فضای بی‌اعتمادی را در منطقه تعمیق می‌بخشد. پاکستان باید بداند که «دکترین حمله پیشگیرانه» مجوزی برای کشتار مردم بی‌گناه نیست.
پاکستان نزدیک به پنج دهه است که از طریق گروه‌های تروریستی و نیابتی خود (چه در دوران جهاد علیه شوروی و چه در دوران پس از ۱۱ سپتامبر) خون مردم افغانستان را ریخته است. استخبارات نظامی پاکستان (آی‌اس‌آی) با پرورش چهره‌های تندرو و استفاده از «نوکران داخلی» در افغانستان، زیرساخت‌های این کشور را بارها به آتش کشید. بمب‌هایی که در دهه‌های ۷۰، ۸۰، ۹۰ و ۲۰۰۰ در بازارها، مکاتب و شاهراه‌های افغانستان منفجر می‌شد، عمدتاً توسط همان گروه‌هایی طراحی و تامین مالی می‌شد که پاکستان آن‌ها را «سرمایه راهبردی» خود می‌نامید.

اما این بازی دو روی سکه دارد. اکنون که بخشی از این نیروها (نظیر تحریک طالبان پاکستان – تی‌تی‌پی) دیگر قابل کنترل نیستند و به آفتی برای خود پاکستان تبدیل شده‌اند، اسلام‌آباد همان تاکتیک امریکا و انگلیس را تقلید کرده است: «حمله مستقیم به بهانه مبارزه با تروریسم». پاکستان از اربابان غربی خود آموخته است که وقتی اهرم‌های نیابتی از کار بیفتند، می‌توان با نقض حاکمیت کشورها، آنها را بمباران کرد.
نکته قابل تأمل و عبرت‌آموز برای پاکستان، سرنوشت گروه «تحریک طالبان پاکستان» (تی‌تی‌پی) است. روزگاری نه چندان دور، استخبارات پاکستان این گروه را برای همکاری با گروه‌های افراطی در افغانستان جهت نابودی زیرساخت‌ها و کشتار مردم این کشور ایجاد کرد یا از آن حمایت نمود. این گروه قرار بود برگ برنده پاکستان در معادلات امنیتی منطقه باشد. اما غافل از آنکه روزی همین ابزارها، علیه خودشان صف آرایی خواهند کرد. امروز تی‌تی‌پی به یکی از دردسرهای اصلی پاکستان تبدیل شده و اسلام‌آباد به خاطر این کوته ‌بینی راهبردی، افغانستان را مقصر جلوه می‌دهد. این تناقض بزرگ پاکستان را در وضعیتی قرار داده که برای پوشاندن شکست‌های داخلی خود، به خاک همسایه تجاوز می‌کند.

در کنار محکومیت پاکستان، نمی‌توان از نقش خائنانه «نوکران داخلی» در طول تاریخ معاصر افغانستان غافل ماند. آن دسته از افغان‌های فریب‌خورده ای که به فرمان پاکستان، طی چهار دهه گذشته با بمب‌گذاری در مساجد، مکاتب، شفاخانه‌ها و شاهراه‌ها، زیرساخت‌های کشور خود را ویران کردند و مردم خود را به خاک و خون کشیدند، در پیشگاه تاریخ و وجدان بشری محکوم هستند. کسانی که برای چند دالر یا برای قدرت زودگذر، امنیت و آرامش هموطنان خود را قربانی اهداف بیگانگان کردند، در قعر سیاه ‌ترین صفحه تاریخ افغانستان جای خواهند گرفت.
در بحبوحه این تنش، سید عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، بار دیگر طالبان و پاکستان را به گفتگو دعوت کرد. او با اشاره به ماه مبارک رمضان، ماه خویشتنداری و همبستگی، بر مدیریت اختلافات از مسیر گفتگو تأکید نمود. این نخستین بار نیست که جمهوری اسلامی ایران از همان اولین درگیری میان طالبان و پاکستان، نقش میانجی را پذیرفته و بر حل مسالمت‌آمیز اختلافات تأکید کرده است. نکته تأسف‌ بار اینجاست که طالبان میانجیگری سایر کشورها (که گاه نتیجه‌ای جز آتش‌بس‌های شکننده نداشت) را پذیرفتند، اما تا کنون درهای میانجیگری ایران را به روی خود نبسته‌اند. این در حالی است که ایران در طول چهار دهه گذشته، چه در دوران اشغال و چه در دوران تحریم، همواره نسبت به پاکستان همسایه بهتری برای مردم افغانستان بوده است.
به پاکستان به عنوان کشوری که خود زخم خورده تروریسم است، هشدار داده می‌شود که دست از ماجراجویی و جنگ‌افروزی بردارد. تاریخ نشان داده است که تجاوز و بمباران، راه‌حل مشکلات امنیتی نیست. پاکستان باید بداند که بازی با آتش تروریسم و سپس بمباران کشور همسایه به بهانه خاموش کردن آن، شعله‌های بی‌ثباتی را به درون مرزهای خودش باز خواهد گرداند. سیاست «چماق و بمب» نه تنها تی‌تی‌پی را ریشه ‌کن نخواهد کرد، بلکه نفرت و انگیزه برای انتقام را در میان مردم دو سوی مرز افزایش می‌دهد.
به مخالفان طالبان نیز توصیه می‌شود که مبادا فریب وسوسه‌های پاکستان را بخورند. ممکن است پاکستان در وضعیت کنونی، برای فشار بر طالبان به سراغ مخالفان آنان برود و دست به تشکیل یا تقویت گروه‌های نیابتی جدیدی بزند. اما تاریخ افغانستان نشان داده است که پاکستان هرگز دوست مردم افغانستان نبوده و نخواهد بود. همکاری با پاکستان برای کسب قدرت، خیانت به وطن و مردم است. مخالفان طالبان اگر به فکر آینده افغانستان هستند، باید راه حل را در گفتگوهای درون‌ کشوری و نه در اتاق‌های فکر استخبارات خارجی جستجو کنند.
شب گذشته بر فراز کابل و قندهار، بمب‌هایی ریخته شد که هر کدام، سندی بر شکست سیاست پنجاه ساله پاکستان در قبال افغانستان بود. پاکستان که روزی با فریب برخی افغان‌ها و پرورش گروه‌های تندرو، خانه افغانستان را بر سر مردمش خراب کرد، اکنون مجبور شده خود پا به میدان بگذارد و نقاب «مبارزه با تروریسم» را بر چهره بزند. این تحول، هم برای پاکستان و هم برای افغانستان زنگ خطری است.

زمان آن فرا رسیده که دو طرف بپذیرند سیاست «بده-بستان خون» نه امنیت می‌آورد و نه ثبات. تنها راه فرو نشاندن این آتش مخوف، بازگشت به منطق گفتگو و احترام به حاکمیت یکدیگر است. والا، این شعله‌ای نیست که فقط یک طرف را بسوزاند؛ طوفانی که برمی‌خیزد، هم پاکستان را که خود ابرهای تیره را به آسمان فرستاد، در خود خواهد پیچید و هم افغانستان را که در مسیر این تندباد قرار گرفته است. تاریخ قضاوت خواهد کرد؛ قضاوتی که بر اساس بمب و گلوله نیست، که بر پایه خرد و دوراندیشی است.

 

 

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x