پروژه «عمق استراتژیک» پاکستان نابود شد

پاکستان شبیه کسی است که مارها را (تی تی پی) در قفس پرورش داد تا همسایه را بگزد، اما امروز در قفس با مارها محبوس شده است و هر دم طعم زهر آن‌ها را می‌چشد. آصف درانی و امثال او باید بدانند که “سیاست عمق استراتژیک” به پایان رسیده است. افغانستان دیگر قبرستان امپراتوری‌ها نیست، اما همچنان می‌تواند قبرستان پروژه‌های اطلاعاتی خارجی ها باشد.
پاکستان شبیه کسی است که مارها را (تی تی پی) در قفس پرورش داد تا همسایه را بگزد، اما امروز در قفس با مارها محبوس شده است و هر دم طعم زهر آن‌ها را می‌چشد. آصف درانی و امثال او باید بدانند که "سیاست عمق استراتژیک" به پایان رسیده است. افغانستان دیگر قبرستان امپراتوری‌ها نیست، اما همچنان می‌تواند قبرستان پروژه‌های اطلاعاتی خارجی ها باشد.

نویسنده: م. کهریزنوی

اعتراف تلخ افسر اطلاعاتی پاکستان: دوستی طالبان گزینه روی میز نبود، بلکه باجی بود که دیگر پرداخت نمی‌شود!

چهار دهه دخالت در افغانستان، زندانی کردن بزرگان طالب و حمایت از تروریسم، سرانجام ارتش پاکستان را در موقعیت «گرگ گرفتار» قرار داده است. اظهارات آصف درانی، نه یک تحلیل دیپلماتیک، که اعتراف یک افسر پیشکسوت اطلاعاتی به شکست پروژه‌ای است که خود شان معماری کرده بودند. هنگامی که پاکستان بزرگان طالبان افغان را در زندان‌های خود پوسانده، تحقیر کرده و سفیر آنها را (ملا ضعیف) را به امریکا تحویل داده و از گروه‌های نیابتی برای خونریزی در افغانستان استفاده کرده است، نباید از حکام افغانستان انتظار «دوستی» داشته باشد. پاکستان امروز در آتش گروهی می‌سوزد که خود با پول نفت عربستان و چتر حمایتی امریکا در مدارس مذهبی مرزهایش پرورش داد: تحریک طالبان پاکستانی (تی‌تی‌پی).

اعترافات آصف درانی، نماینده ویژه پیشین پاکستان در امور افغانستان، در گفتگوی اخیرش، چیزی فراتر از یک مصاحبه معمولی سیاسی است. این سخنان را باید به مثابه “گزارش شکست” یک پروژه استعماری نوین خواند. پروژه‌ای که در آن اسلام‌آباد تلاش می‌کرد با استفاده از گروه‌های مذهبی افراطی، عمق استراتژیک خود را در افغانستان تضمین کند.

درانی با ناامیدی می‌گوید: «تصور پاکستان درباره دوستی طالبان افغان اشتباه بود.» این جمله، کلیدواژه معمای کنونی است. پاکستان دوست نمی‌خواست، او به دنبال “غلام” می‌گشت. اما تاریخ نشان داده است که ایدئولوژی، حتی اگر ریشه در جهل و افراط داشته باشد، زمانی که با تجربه تلخ اسارت و خیانت عجین شود، به سلاحی علیه سازنده خود تبدیل می‌شود. اسلام‌آباد امروز در “وضعیت ناگزیر” قرار گرفته، نه به دلیل اشتباه محاسباتی، که به دلیل گناه تاریخی خود.

پاکستان که خود را با شعار “سرزمین پاکان” و بر پایه هویت اسلامی بنیان نهاده است، نزدیک به پنج دهه است که با حمایت از گروه‌های تروریستی، امن ترین نقض کننده حقوق برادران مسلمان افغانستانی بوده است. آیا اسلام اجازه می‌دهد که با کشوری مسلمان، این گونه رفتار شود که هزاران غیرنظامی در حملات هوایی اش کشته شوند؟ (اشاره به حملات اخیر در ننگرهار که یوناما آن را تأیید کرده است). دینی که پاکستان به آن تظاهر می‌کند، در برابر خون بی‌گناهان از او بازخواست خواهد کرد.

بیشتر بخوانید:  روسیه: آتش‌بس طالبان و پاکستان گامی مثبت برای صلح منطقه است

حملات هوایی یکشنبه‌شب به ولایت‌های ننگرهار و پکتیکا که منجر به کشته شدن زنان و کودکان شد، مصداق بارز “جنایت جنگی” و “تجاوز به خاک یک کشور مستقل” است. سازمان ملل این جنایات را تأیید کرده است. پاکستان که خود قربانی تروریسم بین‌المللی است، امروز با نقض آشکار منشور ملل متحد و حقوق بین‌الملل بشردوستانه، به ماشین کشتار کودکان تبدیل شده است. آیا جامعه جهانی در برابر این جنایت‌ها سکوت خواهد کرد؟

پاکستان از زمان اشغال شوروی تا امروز، خاک افغانستان را حیاط خلوت امنیتی خود پنداشته است. حق همسایه در فرهنگ شرقی و اصول دیپلماتیک، احترام به حاکمیت و عدم مداخله است. اما اسلام‌آباد نه تنها به این حق احترام نگذاشت، بلکه با ایجاد و پرورش گروه‌های تروریستی، افغانستان را به جهنمی از جنگ داخلی تبدیل کرد.

آتش امروز پاکستان، حاصل دست‌رنج خودش است. تحریک طالبان پاکستانی (تی‌تی‌پی) زاده مستقیم “آی‌اس‌آی” است. این سازمان اطلاعاتی پاکستان بود که با حمایت مالی و لجستیکی، این گروه‌ها را ایجاد کرد تا در کنار طالبان افغانستان علیه جمهوریت بجنگند و برای “روز مبادا” علیه هند و منافع غرب ذخیره شوند. اما اکنون، همین گروه‌ها به “وسوسه مرگبار” پاکستان تبدیل شده‌اند. درانی می‌گوید طالبان افغان تی‌تی‌پی را کنترل نمی‌کنند. سوال اینجاست: آیا کسی می‌تواند دیوی را که خود از دل تاریکی برآورده، کنترل کند؟ پاکستان امروز در آتشی می‌سوزد که خود افروخته بود.

بیشتر بخوانید:  استقبال دبیر کل شورای همکاری خلیج فارس از ایجاد آتش بس میان طالبان و پاکستان

درانی با شگفتی می‌گوید: «طالبان با ما دوست نیستند و تمایلی به کنترل تی‌تی‌پی ندارند.» اما اجازه دهید از زبان خود او پاسخ دهیم:
شما می‌گویید که ملا برادر (یکی از بنیان‌گذاران ارشد طالبان) سال‌ها در زندان‌های پاکستان بود. می‌گویید سفیر کنونی طالبان در پاکستان چندین بار توسط شما بازداشت شده است. این را هم فراموش نکنیم که ملا عبدالسلام ضعیف، سفیر دوره اول طالبان در پاکستان، توسط شما دستگیر و به امریکا تحویل داده شد تا سال‌ها در گوانتانامو زندانی بماند.
آقای درانی! اگر کسی پدر شما را زندانی کند، برادرتان را به دشمن بفروشد و فرزندانتان را بمباران کند، آیا از او انتظار دوستی دارید؟ این رفتارها، حافظه تاریخی طالبان را ساخته است. کدورتی که امروز طالبان از خود نشان می‌دهند، پاسخی طبیعی به بیست سال تحقیر و زندان است. طالبان به پاکستان بدهکار نیست؛ آنها طلبکارند.

سیاست طالبان افغانستان در دو سال اخیر، مبنی بر فاصله گرفتن از فشارهای پاکستان و عدم مداخله در امور تی‌تی‌پی (آن هم نه از روی همدلی، بلکه به دلیل پیچیدگی‌های قبیله‌ای و ایدئولوژیک)، یک سیاست “بقا” است. آنها به درستی دریافته‌اند که هرگونه اقدام علیه تی‌تی‌پی به درخواست پاکستان، به معنای تبدیل شدن به “مزدور” همان دستگاهی است که سال‌ها آن‌ها را تحقیر کرده است. طالبان نباید بیش از این به پاکستان باج دهد. اگر پاکستان مشکل تروریسم دارد، باید مرزهایش را کنترل کند، نه اینکه افغانستان را بمباران کند. حاکمیت ملی خط قرمز است و طالبان با وجود تمام انتقاداتی که به شیوه حکمرانی‌شان وارد است، در این زمینه از حقوق ملت افغانستان دفاع می‌کنند.

بیشتر بخوانید:  وزیر دفاع پاکستان: هدف آتش‌بس با طالبان، نابودی تروریسم در منطقه است

پاکستان باید بداند که افغانستان تنها به یک همسایه وابسته نیست. همسایگان دیگر، الگویی متفاوت از تعامل ارائه می‌دهند:

  • جمهوری اسلامی ایران: با وجود تفاوت‌های مذهبی و سیاسی، ایران همواره بر احترام به تمامیت ارضی افغانستان و حل بحران از راه گفتگوی فراگیر تأکید کرده است. ایران هرگز به دنبال ایجاد گروه‌های نیابتی برای تجزیه افغانستان نبوده و همیشه میزبان میلیون‌ها مهاجر افغانستانی با وجود مشکلات اقتصادی خود بوده است.
  • جمهوری تاجیکستان: تاجیکستان به عنوان برادر فرهنگی و زبانی افغانستان، بر ثبات و صلح تأکید دارد و هرگز مرتکب تجاوز نظامی به خاک افغانستان نشده است. پیوندهای عمیق فرهنگی، می‌تواند پایه‌ای برای همکاری‌های اقتصادی گسترده باشد.

پاکستان شبیه کسی است که مارها را (تی تی پی) در قفس پرورش داد تا همسایه را بگزد، اما امروز در قفس با مارها محبوس شده است و هر دم طعم زهر آن‌ها را می‌چشد. آصف درانی و امثال او باید بدانند که “سیاست عمق استراتژیک” به پایان رسیده است. افغانستان دیگر قبرستان امپراتوری‌ها نیست، اما همچنان می‌تواند قبرستان پروژه‌های اطلاعاتی خارجی ها باشد.

اگر پاکستان خواهان صلح است، باید دست از بمباران زنان و کودکان افغانستان بردارد، از سیاست زورگویی و تحقیر دست بکشد و با افغانستان به مثابه یک کشور مستقل و برابر رفتار کند.

آتش امروز مرزهای پاکستان، شعله‌ور شده از بمب‌هایی است که دیروز بر سر افغانستان ریخته شد. پایان این تراژدی تنها زمانی رقم می‌خورد که اسلام‌آباد بپذیرد ثبات افغانستان، در گرو دخالت نیست، در گرو احترام است. تا آن روز، پاکستان محکوم است در قفس مارهایی که خود پرورده، بسوزد.

 

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x