گزارش تازه وزارت خارجه روسیه از حضور ۲۳ هزار تروریست در افغانستان، پرده از حقیقت تلخ سیاستهای مخرب آمریکا، اسرائیل و متحدان شان در خاورمیانه برمیدارد؛ حقیقتی که ریشه در طرح شومِ «بیثباتی دائمی» برای بقای صهیونیسم دارد.
وزارت خارجه روسیه در تازه ترین گزارش خود هشدار داده است که بیش از ۲۰ تا ۲۳ هزار تروریست بینالمللی در خاک افغانستان فعالاند، که نیمی از آنان خارجیاند. اما این آمار صرفاً یک هشدار نظامی نیست، بلکه نشانهای از فاجعهای عمیقتر است: فاجعهای که ریشه در سیاستهای جنگافروزانه امریکا، اسرائیل و هم پیمانانشان دارد. تا زمانی که این شبکه شیطانی در منطقه نفس میکشد، افغانستان آرام نخواهد گرفت.
افغانستان بار دیگر در مرکز نقشههای تاریک قدرتهای جهانی قرار گرفته است. گزارش وزارت خارجه روسیه از حضور هزاران تروریست در خاک افغانستان، یادآور هشدارهای مکرری است که مسکو در سالهای گذشته درباره خطر بازتولید تروریزم داده بود. اما این هشدارها نه برای اولین بار است و نه بدون ریشه؛ زیرا تاریخ معاصر نشان داده است که هرگاه امریکا و اسرائیل در بحران مشروعیت یا شکست استراتژیک گرفتار شدهاند، ناگهان جبههای تازه از تروریزم در خاورمیانه گشوده میشود.
ایجاد و گسترش گروههایی مانند داعش و …. نه از خلأ بلکه از دلِ سیاستهای راهبردی امریکا بیرون آمده است. واشنگتن با همکاری آشکار و پنهان تلآویو، سالهاست پروژهای را دنبال میکند که هدف آن «مدیریت هرج و مرج» در خاورمیانه است؛ طرحی برای حفظ حضور نظامی خود، نابودی ملتهای مستقل و تأمین امنیت مصنوعی برای اسرائیل.
امروز که روسیه میگوید نیمی از تروریستهای فعال در افغانستان خارجیاند، باید پرسید این «خارجیها» از کجا تغذیه میشوند؟ از کدام مرزها عبور میکنند؟ و چه کسانی هزینه و تسلیحات شان را تأمین میکنند؟
کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی، و دولت ترکیه نیز در این پروژه سهمی انکارناپذیر دارند. پولِ نفتِ عربستان، میدانهای آموزشی در خاک پاکستان، و سکوت مرگبار دولتهای غرب زده، همه در خدمت همان سیاستی است که خاورمیانه را به گورستان انسانیت بدل کرده است.
عربستان، قطر و ترکیه که دم از اسلام میزنند، با کدام منطق اسلامی دست در دست صهیونیسم و امپریالیسم گذاشتهاند؟ تاریخ این کشور ها را به زشتترین شکل ممکن یاد خواهد کرد. ذهن و وجدان جهان اسلام، شما را محکوم میداند و از یاد نخواهد برد که چگونه برای رضایت واشنگتن، امت اسلامی را به خاک و خون کشیدید.
و اما حکام امروزی افغانستان؛ شما که امروز مدعی امنیت سراسری هستید، پاسخ دهید: این ۲۳ هزار تروریست در کجای کشور پنهاناند؟ چگونه ممکن است در سایه «امارت اسلامی» هنوز اردوگاههای القاعده در غزنی، لغمان، کنر و ننگرهار و اردوگاه های داعش در سمت شمال فعال باشند؟
اگر حکومت شما قدرتمند است، پس چرا در برابر گروههایی چون داعش خراسان نتوانید؟ و آیا پاکستان هنوز همان نقشی را بازی نمیکند که همیشه از سوی امریکا به او سپرده شده بود: «مجری صحنهی تروریزم» در خاک افغانستان؟
فقر، بیکاری، بحران اجتماعی، حضور گروه های تروریستی و سیاستهای یک جانبه طالبان همه کشور را به سوی انفجار اجتماعی میبرد. در چنین شرایطی، تروریزم آسانتر از همیشه جذب نیرو میکند. مبارزه با تروریزم فقط نظامی نیست؛ اقتصادی، فرهنگی و آموزشی است. بدون عدالت اجتماعی، امنیت تنها یک شعار خشک و خالی خواهد بود.
و اما پرسشهای بنیادین:
- مردم افغانستان تا کی باید تاوان نقشه های شوم و کثیف امریکا و متحدانش را بپردازند؟
- تا چه زمان هر روستای کشور باید زیر پای پروژههای خونین غرب بسوزد؟
- چه زمانی یک دولت مقتدر، مردمی و فراگیر بر پایه خرد، قانون و عدالت در افغانستان شکل میگیرد که این خاک را از لوث تروریستها پاک کند؟
افغانستان امروز در میانهی دو میدان ایستاده است: میدان واقعیت و میدان اراده. واقعیت، پر از درد و ترور و فقر است، اما اراده جمعی میتواند آن را دگرگون سازد.
نجات افغانستان نه در آغوش امریکا، نه در سایه روسیه و نه در دستان کشور های خارجی است؛ بلکه در بیداری مردم، در خرد جمعی، در حکومت داری عادلانه و در ایمان به آزادی و کرامت انسانی است.
تا وقتی ملت افغانستان خود را قربانی نبیند بلکه صاحب سرنوشت بداند، هیچ قدرتی؛ نه واشنگتن و نه اسلامآباد قادر نخواهد بود خاک این سرزمین را جولانگاه ترور سازد.
آری، تنها با خرد، همبستگی و شجاعت است که میتوان از خاکستر این تراژدی، افغانستانی نو ساخت؛ افغانستانی که دیگر قربانی نقشههای شیطانی جهان نخواهد بود.
جهان اسلام باید یک بار برای همیشه این حقیقت را درک کند: امریکا و اسرائیل خواهان وحدت و ثبات ما نیستند؛ آنها با پرورش تروریسم، به دنبال افغانستان و خاورمیانهای ضعیف و خونین هستند. اگر امروز بیدار نشویم و برای بیرون راندن این غده سرطانی (تروریسم) از پیکر جهان اسلام همت نکنیم، فردا برای پشیمانی دیر است. تاریخ، یا نام ما را به عنوان نجات دهندگان ثبت خواهد کرد، یا به عنوان خاموشان که اجازه دادند جهان اسلام به تلی از خاکستر تبدیل شود. انتخاب با ماست!




