فارسی نوین؛ زبانی که ۱۲۰۰ سال است از سمرقند تا قندهار و اصفهان نفس میکشد، اما گاهی سعی کردند تا نفساش را ببرند!
در شرایطی که یونسکو هر دو هفته یک بار زنگِ نابودی یک زبان را به صدا در میآورد، زبان فارسی نوین و به شکل امروزی اش در افغانستان با قدمتی بیش از ۱۲۰۰ سال ، نه فقط یک ابزار ارتباطی، بلکه هویت، دین، علم و همبستگی ملی را در خود جا داده است. با این حال، این میراث گرانقدر در قرن بیست و یکم بیش از هر زمان دیگری در معرض سیاست زدگی و و گاهی حتی در حد تحقیر ساختاری قرار گرفته است. این قلم به بررسی جایگاه علمی زبان فارسی، نقش آن در غنای فرهنگی کشور عزیز ما افغانستان، و چالشهای پیش روی آن در دورههای معاصر میپردازد.
۲۱ فوریه، روز جهانی زبان مادری، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ یادآوری این حقیقت است که انسان با زبان مادریاش میاندیشد، با آن عشق می ورزد، و با آن به جهان معنا میبخشد. یونسکو هشدار میدهد که نیمی از ۶۰۰۰ زبان جهان در معرض نابودی هستند. در این میان، زبان فارسی کهن ترین زبان زنده جهان و زبان دوم دین مقدس اسلام، در افغانستان (با نام تاریخی فارسی-دری) با وجود داشتن سرمایه عظیم فرهنگی و علمی، بیش از پنج دهه است که هدف دوگانه «فارسیستیزی» و «یکسانسازی زبانی» قرار گرفته است.
زبان فارسی یکی از کهنترین زبانهای زنده جهان است که بیش از ۲۵ قرن قدمت مستند تاریخی دارد. کهن ترین آثار آن سنگ نوشتههای هخامنشی، چون کتیبهٔ بیستون (۵۲۲ ق.م) به زبان فارسی باستان است. این زبان سپس در دورهٔ اشکانی و ساسانی به صورت فارسی میانه (پهلوی) ادامه یافت و از سدهٔ سوم هجری به بعد، شکل فارسی نوین یا فارسی-دری را یافت که تا امروز تداوم دارد. بدین سان فارسی کنونی ریشه در زبانی دارد که پیوسته از حدود ۲۵۰۰ سال پیش تاکنون در سرزمینهای تمدنی فارسی زبان ها رواج داشته است.
برای آنکه یک زبان «علمی» تلقی شود و پویایی خود را حفظ کند، باید سه ویژگی اساسی داشته باشد:
- ظرفیت واژه گزینی و مفاهیم انتزاعی: زبان علمی باید بتواند برای مفاهیم جدید و پیچیده فلسفی، فیزیکی و پزشکی، واژههای دقیق بسازد یا بپذیرد. زبان فارسی با بهره گیری از ساختار دستوری توانمند و پیشینه غنی، این ظرفیت را دارد.
- تولید علم و مقالات معتبر: بر اساس آمار پایگاه استنادی اسکوپوس، زبان فارسی با رشد متوسط سالانه ۱۳ درصد، بالاترین نرخ رشد را در میان زبانهای علمی دنیا داشته و از رتبه ۳۸ به رتبه ۱۵ ارتقا یافته است. این یعنی فارسی هفدهمین زبان علمی دنیا است. این آمار نشان میدهد زبان فارسی نه تنها نمی تواند بمیرد، بلکه پویاتر از همیشه در حال تولید علم است.
- پشتوانه ادبی و فلسفی: زبانی که دارای شاهکارهایی مانند «شاهنامه» فردوسی، «مثنوی» مولانا، غزلیات شمس و حافظ، رباعیات خیام و گلستان سعدی …و …. باشد، یک «ابرزبان» فرهنگی است. در مقابل، زبانی علمی نیست که فاقد ادبیات مکتوب کلاسیک باشد، نتواند نیازهای روز را پاسخ دهد و صرفاً به یک گویش محلی تبدیل شود.
افغانستان ویترینی از تنوع زبانی است. زبانهای پشتو، ازبیکی، بلوچی، پشهای، و فارسی با لهجه و گویش دری هر کدام گنجینهای از علم و دانش، فرهنگ، شعر و موسیقی هستند. اگرچه آمارها نشان میدهد ۸۶ درصد مردم افغانستان به زبان فارسی صحبت میکنند یا آن را میفهمند ، اما این به معنای نفی دیگر زبانها نیست. قدرشناسی از زبان فارسی باید در کنار احترام به زبان پشتو و ازبیکی و بلوچی و دیگر زبان های کشور باشد.
اما نکته مهم اینجاست: زبان فارسی، زبان علم و ادب در کشور است. شاعران بزرگی چون سنایی غزنوی، بیدل دهلوی، مولانا، خواجه عبدالله انصاری و رابعه بلخی از این سرزمین برخاستهاند. اگر زبان فارسی نبود، بسیاری از مفاهیم عرفانی و اسلامی در این منطقه منتقل نمیشد.
فارسی ستیزی؛ زخمی کهنه بر پیکر فرهنگ کشور
متأسفانه در پنج دهه اخیر به ویژه در بیست سال جمهوریت، برخی جریانهای قوم گرا تلاش کردند تا هویت فارسی زبانان را انکار کنند. افراد از تیم حامد کرزی و اشرف غنی، از جمله «کریم خرم»، «لیوال»، شخص غنی احمدزی «اسماعیل یون» و همسرش و دهها تن دیگر، علناً به فارسی ستیزی پرداختند. طنز تلخ تاریخ اینجاست که این افراد خود با زبان فارسی باسواد شدند، با همان زبان به دانشگاه رفتند و مدارج عالی گرفتند، اما وقتی به قدرت رسیدند، برای نابودی همان زبان برنامه ریختند که این بی ادبی در مقابل زبان مقدس فارسی است.
اگر زبان فارسی نبود، این افراد نه میتوانستند دیوان حافظ را بفهمند، نه میتوانستند مفاهیم پیچیده حقوقی و سیاسی را فراگیرند!
پس از تسلط مجدد طالبان بر کشور در سال ۲۰۲۱، فصل جدیدی از بی توجهی به تنوع زبانی آغاز شد. گزارشها نشان میدهد که طالبان با حذف واژههای فارسی و ازبیکی از بعضی تابلوهای ادارات دولتی و دانشگاهها، عملاً سیاست «پشتوسازی» را در پیش گرفتهاند.
برای مثال، در استانهای فارسی زبان مانند بلخ، هرات و حتی سمنگان (که زادگاه رستم و تهمینه در شاهنامه است)، نام دانشگاهها و نهادها که روی تابلو ها در بالا به زبان فارسی نوشته شده بود و در پایین اش به زبان پشتو، اکنون به صورت برعکس نوشته میشود و زبان ازبیکی که کلن حذف شده است.
اینگونه برخورد ها از نظر علمی و منطقی نادرست است؛ زیرا اگر دانشجویی در بدو ورود به دانشگاه، نام مؤسسه را به زبان مادری خود نبیند، احساس تعلق و هویت در او تضعیف میشود. زبان نوشتار بر روی تابلوها، اولین پیام را به ذهن مخاطب میفرستد. وقتی زبانی در سردر یک مؤسسه علمی حذف میشود، پیام این است: «اینجا جایی برای تو و زبانت نیست.»
در ولایتی مانند سمنگان که اکثریت با ازبیکها و تاجیکها (فارسیزبانان) است، نادیده گرفتن زبان آنها یعنی نادیده گرفتن حق شهروندی و مشارکت فرهنگی.
با وجود همه این چالشها، زبان فارسی از جمله زبانهای زنده و پویای جهان است. دلیل آن نیز روشن است: ظرفیت بالای این زبان برای علمیسازی ، سرمایه عظیم ادبی، و گستردگی جغرافیایی آن (از تاجیکستان تا ایران و افغانستان و هند و پاکستان) باعث شده که فارسی روز به روز غنیتر شود.
زبان فارسی تنها متعلق به فارسی زبانان نیست؛ جهان به شاعران و دانشمندان این زبان افتخار میکند:
مولانا بلخی که آثارش پرفروشترین شعر در سراسر جهان است به ویژه در امریکا.
حافظ شیرازی الهه عشق و عرفان. فردوسی طوسی حافظ هویت حوزه تمدنی فارسی زبانان منطقه.
سعدی پندآموز اخلاق. خیام شاعر، فیلسوف و ریاضیدان.
سنایی غزنوی پدر شعر عرفانی. انصاری، رودکی، رابعه بلخی، بابا طاهر، و نظامی گنجوی و دیگران.
شاعران معاصر که اگر بخواهیم اسامی شان را بنویسیم به اندازه یک کتاب قطور می شود.
دانشمندان حوزه تمدنی فارسی زبانان: ابوریحان بیرونی پدر انسانشناسی، ابنسینا پدر طب مدرن، خواجه نصیرالدین طوسی فیلسوف و ریاضیدان، زکریای رازی پزشک و شیمی دان. همه اینها در حوزه تمدنی فارسی زبانان زیسته اند و علم را به جهان عرضه کردند.
روز جهانی زبان مادری امسال فرصتی است برای تأمل به این پرسش: آیا ما وارثان شایستهای برای این گنجینههای زبانی خواهیم بود؟
فارسی ستیزی، نه یک اقدام اداری، بلکه یک خیانت علمی است. با این کار نه تنها به احساسات ۸۶ درصد مردم افغانستان و تمام فارسی زبانان جهان توهین میشود، بلکه نسل آینده خود را از دسترسی به میراث علمی چون ابنسینا و ادبیات کلاسیک فارسی محروم می کنند.
به فارسیستیزان دیروز و امروز باید گفت: میتوانید تابلوها را عوض کنید، اما نمیتوانید تاریخ و شعر و عرفان را از حافظه مردم پاک کنید.
زبان فارسی در افغانستان، مانند رودی پرخروش، از دل کوههای هندوکش سرچشمه گرفته و تا آسیای میانه و اقیانوس هند پیش رفته است. آیا می شود و میتوان مسیر آن را با سدهای ضعیف و مزخرف سیاسی بست؟ پاسخ روشناست: خیر!!!
روز زبان مادری را به تمامی مردم جهان، به ویژه به همه گویشوران زبان فارسی در سراسر جهان و به طور خاص به مردم فرهنگ دوست و شریف افغانستان، ایران، تاجیکستان تبریک میگویم و همینطور به گویندگان زبان های پشتو، ازبیکی، بلوچی، پشه ای و اردو نیز صمیمانه تبریک میگویم.



